ماندیرا بدی حتی در غم و اندوه قید و بندهای پدر سالاری را شکست

[ad_1]

تصویری که به بهترین وجه آنچه امروز ماندیرا بدی مخفف آن است تعریف می شود که باید غم انگیزترین لحظه زندگی او باشد. بله ، این تصویر – از یک مندیرا ناراحت و ناراحت که آخرین آداب و رسوم همسر محبوبش راج کاوشال را انجام می دهد ، که ناگهان بر اثر ایست قلبی در سن 49 سالگی درگذشت. آنها 22 سال با خوشبختی ازدواج کرده بودند و والدین ویر را در سر داشتند ( 10) و تارا (4). این یک تصویر ویروسی با به چالش کشیدن هنجارهای باستان گرایانه حاکم بر جامعه ما برای قرن ها ، پیامی متهم و قدرتمند ضد مردسالاری را ارسال می کند. چی؟ زنی در حال روشن کردن تشییع جنازه پاتیف خود است؟ جگرگوشه شوهرش را همراه با دوستانش حمل می کنید؟ آن نیز ، پوشیده از سه راهی سفید و شلوار جین. سلام باگوان! زنان در هند به چه می آیند! ما محکوم به فنا هستیم

ای منافقین لوس ، بیدار شوید. همین هندوستان است که چندی پیش “ساتی” را تأیید کرد – سنتی منزجر کننده و ظالمانه که توسط جامعه ای تحریم شده بود که فکر نمی کرد بیوه های بی پناهی را بر روی شاخه های همسر خود بسوزاند. همان جامعه ای که هنوز عروسهای جوان را به دلیل نرسیدن جهیزیه کافی می سوزاند. همان جامعه ای که در طی به اصطلاح “قتل های ناموسی” به طرف دیگر نگاه می کند. همان جامعه ای که برای عروس های کودک مشکلی ندارد. اما هنگامی که ماندیرا بدی با جسارت تصمیم گرفت كه كنوانسیون را كنار بگذارد و مراسم تشییع جنازه همسرش را انجام دهد تا یاد او را به روشی كه او آرزو می كند ، گرامی بدارد ، همه جهنم از بین می رود.

براوو ماندیرا برای نقض کنوانسیون که می گوید فقط اعضای مرد یک خانواده هندو (شوهر ، پدر ، پسر) می توانند در مراسم تشییع جنازه شرکت کنند. به اشتباه اعتقاد بر این بود که زنان بیش از حد “حساس” و “ضعیف” هستند تا در برابر تمرین متهمی که تا امروز مراسم تشییع جنازه هندوها را نشان می دهد ، مقاومت نکنند. حتی در این عصر و روزگار ، اکثر زنان هندی به دلیل نامناسب بودن سوزاندن سوزاندن ، به محل سوزاندن بدن نمی روند. خداحافظی نهایی با یکی از نزدیکان ، با داشتن نقش های خاص به او ، یک حق مرد محسوب می شود. کشیش البته مانند اکثر عزاداران مرد است.

با این حال ، ماندیرا هنگام هدایت مراسم تشییع جنازه در جسد خلبان دادار شیواجی ، ماتکای خاکی حاوی آب مقدس را حمل می کرد. به طور سنتی ، این وظیفه به پسر شخص متوفی محول می شود. در مورد ماندیرا ، اگر او سراغ کتاب می رفت ، ویر 10 ساله کسی بود که در سانکارهای ضد آن شرکت می کرد. اما چرا؟ چرا باید یک پسر کوچک ، متزلزل و کاملاً ویران شده از دست دادن پدر پرستش خود ، مجبور شود مراسمی را برگزار کند که خیلی جوان است و نمی تواند اهمیت آن را درک کند؟ فکر کنید چه بلایی سر ویروس می آمد. چنین تحمیلی احتمالاً از نظر عاطفی کودک را مادام العمر زخمی می کند.

آخرین خداحافظی: این تصور که زنان بیش از حد برای شرکت در مراسم خاکسپاری حساس هستند بسیار قدیمی است

واقعیت امروز با زمانهای قبلی که زنان مجبور به تلاش برای یک پسر می شدند تفاوت چشمگیری دارد ، فقط به این دلیل که بدون پسر برای انجام آخرین آداب و رسوم پدرش ، هیچ نجاتی برای روح وجود نخواهد داشت. بیش از حد زنان در تلاش برای تولید وارثی برای روشن کردن آتش شوهر هنگام فرارسیدن لحظه هولناک ، جان خود را از دست داده اند. تعداد زیادی از زنان به دلیل “ناتوانی” در به دنیا آوردن پسر برای این کار کنار گذاشته شدند. به همین دلیل بیش از حد زنان از خجالت خودکشی کردند. نه پسری ، نه نجاتی!

بیایید سپاسگزار ماندیرا بدی باشیم که تلاش کرده میلیونها زن را از این اقدامات بی رحمانه و بی رحمانه آزاد کند. به چالش کشیدن یک ذهنیت مردسالارانه عمیقاً تعبیه شده هرگز آسان نیست. اما پس از آن ، ماندیرا هرگز آسان را انتخاب نکرده است. او در انتخاب های شخصی و شغلی خود همیشه یک راه شکن بوده است. پس از تماشای هند در “شانتی” – اولین سریال ما در دوردارشان – ماندیرا با پوشیدن “رشته های رشته” بر روی دوربین به عنوان مفسر کریکت ، جهان کریکت را شوکه کرد (ICC Cricket World Cup 2003). بینندگان از او خوشحال شدند اما از جدی گرفتن او خودداری کردند. او ثابت كرد كه منتقدان اشتباه می كنند و در ادامه در بخشهای تحت سلطه مردها ، خود را در برابر كهنه سربازان باسابقه ای مانند سونیل گاواسكار و ناوجوت سینگه سیدهو نگه داشته است.

شوهر فقید ماندیرا راج کاوشال یک فیلمساز و تهیه کننده بود که در برادری فیلم از محبوبیت بی نظیری برخوردار بود ، همانطور که از طغیان عشق واقعی همکارانش مشهود بود. کاوشال با پشتیبانی و تولید فیلم پیشگامانه Onir “برادر من نیخیل” (2005) که به ایدز و عشق همجنسگرایان می پرداخت در زمانی که هند هنوز در دوران تاریکی زندگی می کرد و بخش 377 از بین نرفته بود. واضح است که ازدواج آنها ازدواجی بود که با آرمانهای مشترک و احترام متقابل تعریف شده بود. هنگامی که ماندیرا بدی این هفته آتش سوزی همسرش را روشن کرد ، ناآگاهانه او آتشهای بی شماری را در قلب زنان و مردان معتقد به خود روشن کرد – و نه در کنوانسیون هایی که قرن هاست مانع جامعه ما شده است. آن غل و زنجیرها با لمس شعله های آتش از روی تیر آسمان ، بلافاصله شکستند. پاره کردن.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>