مادرید نباید رویکرد دوگانه ای را در مورد مسئله صحرای مراکش اتخاذ کند

[ad_1]

بحران دیپلماتیک اخیر بین مراکش و اسپانیا به وضوح نشان می دهد که مسئله صحرای مراکش به چیزی جز ابزاری سیاسی برای ملت های مختلف برای تحقق منافع خود تبدیل نشده است. همه چیز از آنجا آغاز شد که دونالد ترامپ ، رئیس جمهور پیشین آمریکا در دسامبر سال گذشته با صدور اعلامیه ریاست جمهوری ، حاکمیت مراکش بر صحرای مراکش را به رسمیت شناخت و برنامه خودمختاری رباط را به عنوان تنها راه حل عادلانه و منطقی اختلافات طولانی مدت بر سرزمین به رسمیت شناخت. این یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک برای مراکش و موضع ثابت آن در صحرای مراکش بود که ریشه در حقوق تاریخی و قانونی دارد.

به یاد بیاورید که صحرای مراکش در 19 سالگی از مراکش گرفته شدهفتم قرن قدرت های استعماری اروپا و تبدیل به یک مکاتبه اسپانیایی شد. این وضعیت حتی پس از به دست آوردن استقلال کامل مغرب با پایان یافتن محافظت فرانسه در سال 1956 حاکم شد. تنها پس از راهپیمایی سبز سبز در 6 نوامبر 1975 بود که روند پیوستن دوباره سرزمین به مراکش آغاز شد. توافقنامه مادرید صحرای مراکش را بین مراکش و موریتانی تقسیم کرد. اما موریتانی در سال 1979 از ادعای خود بر سرزمین صرف نظر کرد و تنها ادعاهای حاکمیت مراکش دست نخورده باقی ماند.

با این حال ، گروه جدایی طلب جبهه پولیساریو – با حمایت الجزایر – از سال 1970 برای ایجاد جمهوری دموکراتیک عربی صحراوی مبارزه مسلحانه علیه مراکش انجام داده است. با این حال ، آتش بس با هدف یافتن راه حل از طریق همه پرسی ، با همکاری سازمان ملل در سال 1991 انجام شد. اما هرگز شرایط مناسب برای همه پرسی به وجود نیامد ، به دلیل عمده عدم صمیمیت Polisario که تا به امروز از انجام سرشماری از زندانیان صحراوی در اردوگاه های Tindouf خودداری کرده است.

علاوه بر این ، این پولیساریو بود که تصمیم به شکستن آتش بس در ماه نوامبر گذشته گرفت و درگیری ها را در منطقه حائل گوگراته بین مراکش و موریتانی از سر گرفت. در همین حال ، برنامه خودمختاری مراکش برای صحرای صحرا ، که در سال 2007 پیشنهاد شد ، از سوی ذینفعان مهم جامعه بین المللی به عنوان یک رویکرد جدی ، معتبر و واقع گرایانه در مورد مسئله صحرا مورد قدردانی قرار گرفته است. طبق این برنامه ، استان های صحرا از استقلال بالایی در حاکمیت مراکش برخوردار می شوند. در واقع ، مناطق صحرای تحت مراکش امروز از بودجه جداگانه خود به مبلغ 8 میلیارد دلار برای دوره 2016-2021 بهره مند هستند.

با بازگشت به بحث دیپلماتیک مراکش و اسپانیا ، روشن است که مادرید از اعلامیه ریاست جمهوری سال گذشته آمریکا مبنی بر تصدیق حاکمیت مراکش بر صحرا قدردانی نکرد. در حقیقت ، اسپانیا در همان روزی که اعلامیه برگزار شد ، اجلاس سران را با مراکش به تعویق انداخت. سپس در 18 آوریل سال جاری ، اسپانیا به براهیم غالی ، رهبر پولیساریو اجازه داد تا پس از مثبت شدن آزمایش Covid-19 ، با نام جعلی برای بستری در بیمارستان مخفیانه وارد خاک آن شود. مادرید به خود زحمت نداد که رابات ، یک شریک اصلی تجارت و امنیت را در مورد این توافق آگاه کند. وقتی خبر اقامت غالی در اسپانیا علنی شد ، مادرید سعی کرد آن را به عنوان یک کار بشردوستانه منتقل کند ، اما در توضیح علت سفر غالی با یک نام جعلی موفق نشد.

البته مراکش به شدت به این بی عفتی اسپانیایی اعتراض کرد و خواستار توضیح از مادرید شد. اما هیچ یک در دسترس نبود. سپس در روزهای 17 و 18 مه تنش بین دو کشور با رسیدن 9000 مهاجر بی قاعده به محل حراج اسپانیا سئوتا در مراکش به اوج جدیدی رسید. این امر منجر به این شد که برخی از مقامات اسپانیایی مراکش را مسئول سلاح سازی مهاجران بی قاعده می دانند. مادرید سپس با صدور قطعنامه ای غیرقانونی در مورد محكوم كردن مراكش در رابطه با قسمت سئوتا ، در اتحادیه اروپا علیه لهستان مراكش را لابی كرد. سرانجام ، هنگامی که وزیر امور خارجه اسپانیا ، آرانچا گونزالس لایا ، وزیر امور خارجه اسپانیا از آنتونی بلینکن ، وزیر امور خارجه ایالات متحده خواست تا موضع ایالات متحده در مورد صحرای مراکش را تغییر دهد ، این گربه را بیرون آورد و دلیل این امر را بحران دیپلماتیک اسپانیا با مراکش عنوان کرد. این امر به خوبی روشن می کند که کشورها از مسئله صحرای مراکش برای پیشبرد منافع خود استفاده کرده اند. استدلالهای آنها به سختی ریشه در اصول والایی مانند تعیین سرنوشت یا حقوق بشر دارد ، اما در واقع با سیاستهای ناب اداره می شود. مراکش دروازه ورود به آفریقا برای اروپا است. ظاهراً مورد دوم هنوز آثاری از تفکر استعماری قبلی خود را دارد که به موجب آن می خواهد ملت های آفریقایی با آهنگ های خود رقصند. در حقیقت ، واضح است که بسیاری از مردم اروپا همچنان آفریقا را به عنوان یک نوکر خدمتکار می بینند.

اما واقعیت این است که آفریقا امروز در حال افزایش است و هیچ حوصله ای برای برخورد سرسختانه اروپا ندارد. دیگر حاضر به دیکته شدن نیست. و این همان احساسی است که مراکش در بحران خود با اسپانیا دارد. در حقیقت ، رابات در طرح مسئله استعمار سئوتا و ملیلا با مادرید کاملاً موجه است.

بنابراین زمان آن فرا رسیده است که اروپا این خصمانه را در صحرای مراکش خاتمه دهد و در شناخت مغرب این منطقه از ایالات متحده پیروی کند. به علاوه ، همه ملت های آفریقا باید برای حمایت از مراکش در این زمینه و مقاومت در برابر شوونیسم اروپا دور هم جمع شوند. خوشحال می شویم که پارلمان پان آفریقایی از پارلمان اروپا خواسته است تا درگیر بحران بین مراکش و اسپانیا نباشد. آفریقا باید در مورد مسئله صحرای مراکش یک صدا صحبت کند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله


  • پزشکان در مقابل رامدف: برای مبارزه با کوید به علم احتیاج دارید نه خرافات

  • بیدار شوید ، مهمانی بزرگ قدیمی: احزاب منطقه ای به یک کل پان هند اضافه نمی شوند. مخالفت شدیداً به تجدید نظر در کنگره نیاز دارد

  • طرز تفکر دیکتاتوری منجر به اضطراری شد: اما ریشه های دموکراسی عمیق تر شده است ، هیچ کس در آینده جرات دخالت در حقوق اساسی شهروندان را ندارد

  • کنگره باید توجه داشته باشد: مردم احزاب را ترک نمی کنند ، آنها رئیسان را ترک می کنند

  • مراقب تله توییتر باشید: شبکه های اجتماعی حواس پرتی است ، از این صدا و عصبانیت سزاوار نیست ، چه از طرف دولتمردان و چه از رسانه ها

  • نگاه طولانی از لاداخ: درس گالوان این است که هند به متحدان خود در برابر چین احتیاج دارد. سه نوع اتحاد امکان پذیر است

  • قانون مدنی یکنواخت: آن را به یک تمرین سکولار تبدیل کنید

  • بگذارید آنها بخورند … یک کشور متنوع رژیم های متنوعی خواهد داشت. سیاست در مورد غذا برای سلامت ملی مضر است

  • شکاف در قلعه پکن: جزیره ، نابرابری ، انطباق ، اختلاف با همسایگان – اینها باعث شدند آمریکا شماره 1 نشود

  • جایگاه هند در Quad به توانایی آن در مقابله با چین و نه کوید بستگی دارد

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>