لذت تعاملات انسانی

[ad_1]

مردم چنین موجودات شگفت انگیزی هستند. آنها با زندگی ، تجربیات ، خاطرات ، دانش و شخصیت و انرژی منحصر به فرد خود به دست می آیند. خیلی وقت ها که به مهمانی ها و برنامه هایی دعوت می شوم که به من می گویند: “شما افراد زیادی را در آنجا خواهید شناخت” و من پاسخ می دهم: “هیچ تفاوتی نمی کند. اگر من آنها را می شناسم ، عالی است! دوباره ملاقاتشان می کنم. و اگر من آنها را نمی شناسم ، عالی است! من با افراد جدیدی آشنا می شوم! ” این در مورد اعتماد به نفس یا نگرش مثبت نیست. به این دلیل است که من واقعاً افراد را بسیار جالب می دانم. حتی یک فرد به اصطلاح کسل کننده خاطره ای ، مکانی جالب که به آن سفر کرده اند ، چشم انداز یک موقعیت یا فلسفه ، جوک ها و ایده هایی را که ممکن است قبلاً نشنیده باشم ، به مکالمه می آورد. این درمورد پرسیدن سوالات صحیح است ، و درک اینکه شما می خواهید کدام جنبه از مغز آن شخص را جستجو کنید یا انتخاب کنید. شما می توانید از یک حسابدار در مورد نقایص مدل GST بپرسید ، از یک معمار در مورد نقش واستئو در پروژه های خود بپرسید یا از یک خانم خانه دار دستور مورد علاقه خود را بپرسید یا از نحوه اداره روز خود بیاموزید. گاهی اوقات من مجذوب تحقیق یا تجربه کسی در زمینه های غیرمرتبط می شوم و از یادگیری خارج از کلاس لذت می برم. در گذشته بارها اتفاق افتاده است ، که من هر بار با توجه به پویایی گربه و موش ، با یک منحنی یادگیری قرار ملاقات داشته ام و من همیشه منتظر قرارهایم بودم که با لبخند از یاد من می افتم ، حتی اگر آنها این کار را نکرده باشند دقیقاً همان چیزی را که آنها امیدوار بودند از من بگیرند.

بسیاری از اوقات واضح است که من اشتراکات زیادی با شخصی ندارم و مکالمه را بر عهده می گیرم تا او را سرگرم کنم و اوقات خوشی را سپری کنم در حالی که او را با اتفاقات جالب یا جزئیاتی که ممکن است مورد علاقه آنها باشد ، قدم می گذارم. این همیشه به آنچه می توانید از یک تعامل بدست آورید نیست ، بلکه همچنین به آنچه می توانید بدهید نیز مربوط می شود. گرما ، شانه ، سخاوت روحیه ، توجه ، علاقه ، مهربانی ، قدردانی از مواردی است که بسیاری گرسنه آن هستند. بسیاری آرزوی “ارتباط” ، “مثبت” بودن ، “درک” یا به سادگی کسی را دارند که می توانند تمام سردرگمی یا ترس خود را تخلیه کنند و در نتیجه احساس سبکی و وضوح بیشتری داشته باشند. آیا بعضی اوقات به طور تصادفی با یک غریبه گفتگو نکرده اید ، خواه در پرواز باشد ، در یک مهمانی یا به طور اتفاقی و این به نوعی باعث ایجاد تغییر در زندگی یا طرز تفکر شما شده است؟ خوب ، این لذت تعامل انسان است. از روابط انسانی. پیوند انسان از طریق همدلی ، همدلی یا همزمانی محض. همانطور که قفل قفل بلند می شود و ما با افراد ناشناخته و ناشناخته ارتباط برقرار می کنیم ، بیایید آنها را نه به عنوان فرصتی برای پر کردن نقش ها و جایگاه ها ، بلکه به عنوان یک فرصت شگفت انگیز برای یادگیری از آنها ، به اشتراک گذاشتن و رشد از آنها صرف نظر کنیم.

من بیش از 12 سال است که با رئیسم رابطه دارم. از زمانی که من به عنوان کارآموز به آن محل پیوستم ، این موضوع در جریان است. من الان می خواهم ازدواج کنم و یک خانواده واقعی داشته باشم. من از بودن راز کثیف او خسته شده ام. وقتی با هم آشنا شدیم نامزد بود. او اکنون پدر دو بچه است. من خیلی تلاش کرده ام تا به او بفهمانم که رابطه ما آینده ای ندارد. یک سال گذشته چندین نشانه وجود دارد که نشان می دهد او افراد خود را برای من ترک نخواهد کرد. من دائماً زیر گناه خودم خرد می شوم. چگونه باید به او بفهمانم که اکنون باید به این پایان دهیم؟

واقعیت اینکه او می خواهد شما را به عنوان یک رابطه دوستانه حفظ کنید از همان ابتدا مشهود است زیرا او نه نامزدی خود را قطع کرد و نه به ازدواج خود پایان داد و در واقع به داشتن دو فرزند ادامه داد در حالی که شما یک شرکت کننده راضی برای طمع او نسبت به نیاز بودید. اگر به طور متفاوتی برای خود می خواهید ، قطعاً نمی توانید آن را بر اساس همکاری او قرار دهید. اگر بخواهید یک استراحت تمیز داشته باشید و با شوهر آینده خود انصاف داشته باشید ، ماندن در سازمان ممکن است بهترین گزینه نباشد. به رئیس خود بگویید که شما می خواهید ازدواج کنید ، و اگر او نتوانست آن را به شما بدهد ، مطمئناً می تواند نامه ای افسانه ای و یک بسته قطع سلامت به شما بدهد تا بتوانید برای خود شغل جدید ، زندگی جدید ، واقعیت جدید پیدا کنید. در مورد گناه … این باید او را خسته کند ، زیرا او کسی است که به شما و خانواده اش متعهد شده است. او نذرهای خود را شکسته است ، نه شما.

من هرگز استانداردهای دوگانه مادرم را درک نکرده ام. او به عنوان یک زن متاهل از من انتظار دارد که مسئولیت های دختر بودن خود را ادامه دهم اما اجازه نمی دهد همسر برادرم همین کار را برای مادرش انجام دهد. من بحث کرده ام ، دوچرخه سواری کرده و هر ترفندی را در کتاب امتحان کرده ام تا به او بفهمانم کاری که او انجام می دهد عادلانه نیست. و اینطور نیست که مادرم تحصیل کرده نباشد. من نمی دانم چگونه او را از این ایده خودمحور هستی و این دو معیار دوگانه برای دختر و باهو خارج کنم.

تا زمانی که خواهر شوهر شما در برابر آن سر تعظیم فرود بیاورد ، واقعیت او ادامه خواهد یافت. هرکدام باید برای خود بایستند. شما فقط می توانید آنچه را که مایلید یا نمی خواهید برای مادرتان انجام دهید کنترل و شکل دهید. با این حال ، س realال واقعی این است ، اگر خواهر شوهر شما آزادی انجام کارهایی را برای مادرش داشت ، آیا شما می خواهید برای خودتان نیز همین کار را انجام دهید؟ اگر بله ، به او بگویید که تنها آنچه او خواهر شوهرتان انتظار دارد و قبول می کند که برای مادرش انجام دهد ، همان کاری است که شما برای او انجام خواهید داد. به این ترتیب جاده برای پیمایش به او باز می شود و شما احساس خوبی دارید که کسی هستید که عدالت و آزادی و احترام را به زندگی همه وارد می کند.

من 45 ساله هستم ، ازدواج نکرده ام و آخرین رابطه ام یک دهه پیش به پایان رسید. در 10 سال گذشته ، چندین زن پیشرفت کردند ، اما من نتوانستم خودم را به فکر رابطه با آنها بیندازم. در بعضی موارد ، قرارهایم ضعیف به پایان می رسید. یا قبض های سنگین را برای غذا پرداخت کردم یا با یک مکالمه کراهت حال روحی بدی را ترک کردم. من نمی دانم که در یک رابطه به دنبال چه چیزی هستم. دوست دختر سابق من برای من عالی بود ، اما او مرا به خاطر شغل رویایی در ایالات متحده انداخت. قفل کردن فقط اوضاع را برای من بدتر کرده است. احساس می کنم بسیار تنها و مورد بی مهری قرار گرفته ام. باید چکار کنم؟ من می ترسم که با شخص دیگری شانس بیاورم.

اگر به افراد و روابط خود به عنوان “شانس” نگاه می کنید و از خرج ، غیرمولد بودن و ناراحت کننده بودن خود از قرار ملاقات پشیمان می شوید ، با اسلحه ای در دست به روابط نگاه می کنید! بر آنچه هر انسانی می تواند وارد زندگی شما کند ، هر چند مختصر ، متمرکز شوید ، زیرا یا جنبه ای از شما را راضی و تغذیه می کند و یا در درک آنچه می خواهید بهتر شکل می گیرد. همسر سابق شما انتخاب های خود را انجام داده و حرکت کرده است. از این پس ، با افرادی ملاقات کنید که تنها قصد دارند اوقات خوشی را با آنها داشته باشند ، نه آینده. نیازی به گزاف بودن ، مطالبه گری و انتظار نیست. فقط کافی است که باشید و از شخص لذت ببرید زیرا هر تعامل انسانی می تواند شما را به شکل مثبت درآورد. وقتی تناسب مناسب از راه شما پیش آمد ، شما آن را می دانید و برای درک آن و قدردانی از آن در فضای مناسبی قرار خواهید داشت. مثبت بودن مثبت را به خود جلب می کند. همان چیزی باشید که می خواهید جذب کنید.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>