قورباغه درون من


قورباغه ها موجودات بامزه ای هستند. آنها دو پای عقب و زبان قوی دارند. که به آنها در عقب و جلو قدرت می بخشد.

از پاهای جلویی فقط برای پاک نگه داشتن دهانشان از زمین و فرود آمدن آنها پس از پرش استفاده می شود.

زبان برای صحبت کردن استفاده نمی شود. برای شکار استفاده می شود. در دهان جمع می شود و سپس به طور ناگهانی هر حشره ای را در مجاورت لخته می کند و له می کند. این یک عملیات دقیق نظامی است. یک هدف را ببینید ، صفر وارد شوید ، زبان را بکشید و حشره را به دهان و سپس به حفره های روده منتقل کنید.

بیشتر قورباغه ها زندگی خود را به روشی پیش پا افتاده می گذرانند. بعضی از آنها در آزمایشگاه ها فرود می آیند و به انسان کمک می کنند پزشک شود یا برخی داروها را تکامل بخشد.
تعداد بسیار کمی از آنها شاهزاده هستند. شاهزاده هایی که توسط برخی از جادوگران حیله گر به قورباغه تبدیل شدند. تحول استعلایی سه زاویه دارد. شاهزاده برای آزار جادوگر چه کرد؟ چرا جادوگر شاهزاده را به قورباغه تبدیل کرد و حیوان دیگری نبود؟ چرا جادوگر تصمیم گرفت بوسه یک شاهزاده خانم طلسم را بشکند؟

این برداشت من است

ویچ استخدام شد تا از شاهزاده مراقبت کند و او را از هجوم بد سایر نیروهای شیطانی در امان نگه دارد. او در سوارکاری و رانندگی جارو ماهر بود.

ملکه گفت: “سلام ، شما با جارو خود خوب هستید. هنگام مراقبت از شاهزاده می توانید کف را تمیز کرده و شبکه ها را از دیوارها و گوشه ها بردارید. “
بنابراین جادوگر جارو می زد و نظافت را انجام می داد. شاهزاده این موضوع را بسیار سرگرم کننده دانست. جادوگری سوار بر جارو و نظافت ، بسیار سرگرم کننده تر از جادوگری است که فقط می نشیند و داستان های جادویی را تعریف می کند.

غالباً ، او در حالی که چانه در دستانش قرار داشت روی تخت خود نشسته و حرکات جادوگر را که سوار بر جارو می شود ، دنبال می کند.

جادوگر او را مسخره می کرد. “شاهزاده ، شما مثل قورباغه ای می مانید که در آن حالت قرار گرفته است.”

پرنس هر وقت این نظر را می داد مثل قورباغه شروع به پریدن می کرد.

یک روز شاهزاده با ژیروسکوپ و سیستم GPS جارو مخروطی کرد. جارو پرید و یک زمین خشونت داشت که باعث شد جادوگر به دیوار برخورد کند و منجر به سقوط او شود. کلاه نوک تیز سر او را نجات داد. او انگشت خود را به سمت شاهزاده نشان داد و گفت: “شما مانند یک قورباغه نشسته اید ، یک قورباغه باشید.”
وای شاهزاده قورباغه می شود. مادر شما به دنبال یک شاهزاده خانم برای شما بوده است. یک شاهزاده خانم را پیدا کنید که آماده است یک قورباغه را ببوسد و شما باید دوباره یک شاهزاده شوید. ” او گفت و رفت تا جارو خود را از لرد ولدمورت تعمیر کند.

این یک طلسم پیچیده بود. چرا یک شاهزاده خانم قورباغه ای را می بوسد؟ مگر اینکه قورباغه از الماس ساخته شود و در روز تولد توسط پدرش به او هدیه داده شود. بوسیدن یک قورباغه واقعی می تواند یوکی و غیر بهداشتی باشد. اگر او زبان خود را کنده و لوزه هایش را قلقلک دهد چه می شود؟ علاوه بر این ، چگونه می توان یک قورباغه نر را از یک ماده تشخیص داد ، برای شروع. هنوز هم او موفق شد یک توپ طلایی را نجات دهد و از نظر عاطفی شاهزاده خانم را برای بوسیدنش سیاه کند.

داستان الهام گرفته از همه قورباغه ها بود. همه آنها می خواستند توسط یک شاهزاده خانم بوسیده شوند تا به تمام توانایی های خود برسند یا به شکل واقعی خود برسند. آنها ممکن است شاهزاده باشند. یا شاید ، کسی شایسته تر است. آنها ممکن است شکل دیگری از زندگی باشند. اما آنها فقط می توانند بفهمند که از یک شاهزاده خانم بوسه می گیرند یا نه.
من هم تعجب کرده ام بارها احساس می کنم می توانستم در زندگی بهتر عمل کنم. احساس می کنم ، من توانایی انجام بسیاری از کارها را در زندگی دارم. چیزهایی که دنیا قدر آنها را می داند و همچنین برای من گنجینه هایی به دست می آورد. ممکن است من در حال حاضر گنجینه هایی را در جایی ذخیره کرده ام ، اما طلسم باعث شده است که آن را فراموش کنم. من در واقع به سیاره دیگری تعلق دارم و فرمانروای آینده هستم. ممکن است من یک هنرمند بزرگ باشم ، موزه ها برای کارهای هنری من رقابت می کنند.

من یک نظریه عالی دارم. من همچنین به یک شاهزاده خانم نیاز دارم که مرا ببوسد و قورباغه درون من را به شخصی بزرگ تبدیل کند. من آماده یک بوسه از یک غیر پرنسس هستم ، که ممکن است حداقل من را به نیمه راه برساند ، از تمام توانایی من.

همسرم تحت تأثیر نظریه قرار نگرفته است. “برای من ، یک قورباغه در دست بهتر از یک شاهزاده دور است.”

قورباغه درون من قورباغه می ماند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>