قضاوت دو فیلم موفق 20 سال بعد

[ad_1]

دقیقاً 20 سال پیش ، من یک مقاله طولانی در روزنامه نوشتم که سعی کردم توضیح دهم چه عواملی باعث موفقیت گادار شد: اک پرم کاتا و گیشه های Lagaan. با مرور مجدد این قطعه در اوایل این هفته ، متوجه شدم که چگونه فیلم ها در ذهن ما حرکت می کنند و با گذشت زمان شکل می گیرند. همانطور که جوامع ، دولت های ملی و مشغله های آنها همچنان در حال تکامل یا تحول هستند ، نگاه ما نیز چنین است. این به نوبه خود باعث می شود تا فیلم ها ، کتاب ها ، حتی دوستان را با یک منشور جدید مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم و آنها را با معانی جدید آغشته کنیم. به عنوان مثال ، هنگامی که اولین کارگردانی گلزار Mere Apne در سال 1971 آزاد شد ، به طور کلی به عنوان تفسیر ناآرامی های دانش آموزان در نظر گرفته می شد. اکنون فیلم بیشتر شبیه یک مطالعه دقیق در مورد درمان سالمندان است. یک دیدگاه ، بدون شک ، تحت تأثیر افزایش اسناد و جریان اصلی رسانه ها از وضعیت شهروندان سالخورده است.

گادار و لاگان هر دو در تاریخ 15 ژوئن 2001 اکران شدند – در زمانی که عاشقانه های طراحان ارزهای گیشه ای بودند ، به لطف یک طبقه متوسط ​​شهری که اکنون به خوبی های اقتصاد یک دهه آزاد شده عادت کرده است. مالتی پلکس های گران قیمت تصویری از مدرن و منحصر به فرد بودن بینندگان را پشتیبانی می کنند – همانطور که از غرفه جلوی “riff-raff” خارج می شوند – حتی اگر فیلم هایی مانند Mohabbatein (2000) فقط از نظر ظاهری مدرن بودند. کمی حفاری کنید و آنها به اندازه بسیاری از بینندگان محافظه کار بودند. رونق مرکز تماس در آن زمان اطمینان حاصل کرد که میلیون ها جوان پول بیشتری در دسترس دارند از هر نسل قبلی. برای آنها ، بالیوود عاشقانه های عاشقانه مانند Kaho Naa Pyaar Hai (2000) ، Kuch Kuch Hota Hai (1998) و Dil To Pagal Hai (1997) را کنار گذاشت. هند تصور می کرد بیش از بالیوود بازی می کند.

در این پس زمینه ، گادار و لاگان مانند تکه تکه قلب قلب رسیدند. Lagaan کارگردان Ashutosh Gowariker خطرناک تر بود. درام های ورزشی در آن زمان نادر بودند زیرا م workثر نبودند. اگر کنار بگذاریم ، فیلم در قرن نوزدهم هند نادیده گرفته شد. قهرمان کشاورز لاگان یک دهوتی پوشید. شخصیت ها آوادهی ساده صحبت کردند. روستاییان یک مشکل زندگی واقعی داشتند: خشکسالی و عدم پرداخت مالیات. گادار یک داستان عاشقانه بین مذهبی ، فقیر و غنی بین یک سیک و یک مسلمان در زمان پارتیشن بود. اما قهرمان آن یک راننده کامیون بدون لطف بود ، همان ضد تز تز شاهرخ خان در کوچ کوچ هوتای های. هر چند به روش خاص خود ، هر دو فیلم خیالی بودند: پیروزی “بومیان” بر “دشمن” استعماری در برابر احتمالات غیرممکن و ارتش یک نفره به خاطر عشقش علیه “دشمن آن طرف” جنگ می کرد. با این حال لحن آنها کاملاً متفاوت بود. لاگان تصفیه خاصی داشت. گادار در غیاب آن شادی کرد؛ عصبانی و بیش از حد بالا بود. اما فقط دو سال پس از جنگ کارگیل (1999) ، ایده یک شوهر عاشق که از مرز برای بازگرداندن همسرش عبور می کند ، حتی اگر به معنای گرفتن یک جوخه باشد ، نبض محبوب را برق می بخشد ، و این فقط نبود تک صفحه ها گادار به راحتی ضربه بزرگتر این دو بود. اما Lagaan یک جایزه جایزه Filmfare و یک نامزدی اسکار نیز دریافت کرد. امروز با تماشای این فیلم ها ، به نظر می رسد لاگان پیرتر شده است هرچند ممکن است نظر باتک های گادار متفاوت باشد.

در طی دو دهه ای که از آزادی آنها می گذرد ، حوادث مختلفی بر روان هند تأثیر گذاشته است: گجرات 2002 ، 11 سپتامبر ، انفجارهای مجاهدین هند ، بهم زدنی ، اعتراضات ضد CAA و چند مورد را نام برد. سیاست و مردم هر دو قطبی شده اند. کاملاً در رسانه های اجتماعی قابل مشاهده است. در سطح جهانی ، موضوعات نژادی و جنسیتی فضای برجسته تری پیدا کرده اند. آنچه قبلاً درست یا قابل قبول تلقی می شد دیگر چنین نیست. عینک های جدید بیدار در محل کار هستند. Enid Blyton آخرین نمونه است.

پمپ دستی در مقابل خفاش: هر دو وطن دوستی را جالب کرده اند اما زمان باعث شده است که آنها را متفاوت ببینیم

در چنین زمانهای دودویی ، می توان این فیلمها را نیز ارائه داد که دو رویکرد کاملاً متفاوت از ملی گرایی ، حتی راه حلهای سیاسی را ارائه می دهند. ضد استعمار لاگان نرم است. بووان (عامر خان) و شرکت از خشونت بیشتر از خفاش کریکت استفاده نمی کنند. ملی گرایی گادار عضلانی است. در فیلم کارگردان آنیل شارما ، قهرمان تارا سینگ (سانی دئول) حاضر به گفتن هندوستان قاتل آباد نیست و با ناسیونالیسم “پمپ دستی” خود ده ها پاکستانی را بی ادب می کند. گفتگوهای طعنه آمیز – بتا بتا هوتا های ، باپ بااپ هاتا های (پسر همیشه پایین تر از پدر خواهد بود ، اشاره به پاکستان که از هند تقسیم نشده است) – کف زدن و سوت زدند. بعید است که برای اکثر افراد تغییر کرده باشد.

این مسئله ما را با چند سوال جالب چه “اگر” مواجه می کند: فکر می کنید تارا سینگ در هند امروز به چه کسی رأی می داد؟ بیعت سیاسی بهوان در سال 2021 چگونه خواهد بود؟ آیا کاچرا ، صاحب توپ با رمز و راز ، در همان سمت سیاسی بود که اکنون بهوان بود؟ هیچ پاسخ ساده ای وجود ندارد. اما پاسخ های فردی ما کاملاً منعکس کننده این است که چه کسی ، چه کسی و در کجای این لحظه هستیم. فیلم ها همان چیزی است که ما در هر مرحله از تاریخ از آنها می سازیم.

PS: Dil Chahta Hai (2001) ، ساخته فرهان اختر ، یک فیلم پیوند یوپی با حساسیت سلولویید تازه ، با موفقیت متوسطی روبرو شد. هم از نظر تأثیر فرهنگی و هم از نظر خلاقیت ، از هر دو برتری دارد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>