فرهنگ عامه تخیلات ما را داغ کرده و ما را در معرض پوپولیسم راست قرار داده است


چه چیزی منجر به ظهور استبداد راست گرا شده است؟ یک دیدگاه این است که جهانی شدن و سرمایه داری مسئول هستند. نظر دیگر این است که این مربوط به مرد سالاری است که علیه فمینیسم مبارزه می کند. دیدگاه سوم این است که لیبرالیسم ناقص است و اقتدارگرایی هرگز فاصله زیادی با لیبرالیسم نداشته است.

هر سه ممکن است درست باشد. استبداد راست گرا ممکن است دلایل و سیرهای متفاوتی داشته باشد. یکی از محرک های اقتدارگرایی که به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است فرهنگ عامه – فیلم ، تلویزیون و داستان است. این رسانه ها سرگرمی می کنند ، اما نگرش های اجتماعی را نیز منعکس و شکل می دهند. فرهنگ عامه متأثر از اقتصاد ، روابط جنسیتی و ارزشها و اعمال سیاسی حاکم است. اما همچنین دارای درجه ای از استقلال از این ساختارهای اساسی است.

آنچه چشمگیر است چرخش پارانوئید در فرهنگ عامه است. اخیر نیست ، اما رشد کرده است. خط اصلی داستان پارانویا کاملاً شناخته شده است. یک قهرمان ، زن یا مرد ، با شخصیتی اقتدار یا چهره هایی می جنگد که به دنبال خودخواهی ، دو رو ، خشن ، استثمارگر ، حتی منحرف هستند. مقامات سیاسی سیاستمداران ، سرمایه داران بزرگ تجارت ، دانشمندان و مهندسان و همچنین رهبران و فعالان مذهبی هستند. قهرمان توسط مقامات کشف یا درگیر یک توطئه می شود. او یا او به اندازه یک فرد خاص در برابر “سیستم” پوسیده ای می جنگد و در نهایت با هزینه شخصی بسیار پیروز می شود.

یک مضمون ثابت در این رسانه ها این است که در زیر ظاهر عمومی وجود اجتماعی عادی و به ظاهر لیبرال ، نیروهای تاریکی قرار دارند که برای کنترل دیگران و از بین بردن آزادی و عزت یا زندگی آنها تلاش می کنند. پیام گسترده این است که اقتدار فاسد است و نمی توان به آن اعتماد کرد. مقامات سیاسی و دیگر مقامات در جوامع لیبرال در این تصاویر نشان داده شده اند که غیرلیبرال ، خودخواهانه و خشن هستند حتی اگر خود را غیر از این نشان دهند. مخاطب با این دیدگاه روبرو می شود که اگرچه قهرمان پیروز شده است ، اما نیروهای تاریک برمی گردند و کاملاً شکست نخورده اند.

چرا این موضوع پارانویا بیش از هر چیز علیه لیبرالیسم شکوفا می شود؟ این کار را انجام می دهد زیرا فرض می شود که انواع دیگر توزیع های سیاسی ارتجاعی ، کنترل کننده و خشن هستند. یک فیلم ، سریال تلویزیونی یا رمانی که به مقاومت قهرمانانه در برابر دیکتاتوری بی رحمانه می پردازد ، بیش از حد قابل پیش بینی یا احساسی است و هیچ لگدی به شما نمی دهد. تنها در داستان های علمی است که اقدام قهرمانانه در برابر دشمنان هیولا باعث تحریک و سرگرمی می شود. در سیاره زمین ، این ساختارها و اقدامات لیبرال است که زمینه جالب تری را برای داستان فراهم می کند. در زیر وجود ظاهراً طبیعی و علنی که ما در یک جامعه لیبرال آن را مسلم می دانیم ، روایت نشان می دهد که در زیر سطح نیروهای وحشتناکی بازی می کنند. ارزش شوکی دارد و رضایت خاطر ما را به چالش می کشد ، و همین امر باعث می شود که بتوانید به خوبی مشاهده یا مطالعه کنید.

در حقیقت ، فیلم ها ، سریال های تلویزیونی یا رمان های دیگ بخار با این نوع خط داستانی این راحتی را برای ما فراهم می کنند که ممکن است پاسخی ساده برای مشکلات پیچیده اجتماعی وجود داشته باشد. فقر ، نابرابری ، بیکاری ، خشونت روزمره در خیابان ها ، بیماری اجتماعی ، آسیب های زیست محیطی و تضادهای مخرب با سایر کشورها برای سیاستمداران فاسد ، خود جوی ، مدیران بازرگانی و کارآفرینان ، دانشمندان و سایر کارشناسان ، شخصیت های مذهبی و فعالان قابل ردیابی است. لیبرال های خوش فکر وجود دارند ، اما نشان داده می شود که آنها احمقانه ، ترسو هستند و یا از حسن برخورد قانونی در برخورد با شرور دست و پا می زنند. این به یک قهرمان نیاز دارد که همه چیز را واضح می بیند و موارد عادی و قانونی را برای درست کردن امور کنار می گذارد.

این همان روایت سیاسی است که رهبران و جنبش های اقتدارگرا برای برهم زدن دموکراسی و به قدرت رسیدن از آن استفاده می کنند. رهبران و جنبش های صلیبی قهرمانانی هستند که نیروهای فاسد و خشن را در زیر سطح وجودی به ظاهر لیبرال می بینند. آنها باید آنچه را که در جریان است نقاب بزنند و آشکار کنند و از وسایل خارق العاده ، حتی ضد قانون اساسی برای انجام جنگ و پیروزی از طرف ما استفاده کنند.

ما در زمان تئوری های توطئه تاریک و خطرناک زندگی می کنیم. همانطور که می پرسیم چرا ، باید در نظر بگیریم که فرهنگ عامه در تشویق تخیلات هرچه بیشتر پارانویا و داغ ما نقش داشته است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>