علاوه بر حق آزادی ، هر شهروند حق شهرت دارد. هم آژانس ها و هم رسانه ها باید این موضوع را به خاطر بسپارند


حماسه Sushant Singh Rajput سرانجام از تیتر نخست روزنامه های تلویزیونی و روزنامه ها عقب نشینی کرد. اما نه پیش از آنکه دوست دختر بیچاره اش رئا چاکرابورتی دستگیر و بعداً با صدور قرار وثیقه توسط یک دادگاه عالی بمبئی آزاد شود که برای سازمان بازداشت کننده ، یعنی دفتر کنترل مواد مخدر ، لعنتی بود.

جوان ، در این میان ، تقریباً یک ماه در زندان بود ، که باعث خاموش شدن شور و هیجان عمومی علیه وی شد که توسط رسانه های دیوانه وار مورد شلاق قرار گرفت. با مهربانی ، به نظر می رسد گرد و غبار برای لحظه ای روی پرونده حل شده است.

بدهی عدی

با این وجود ، چند موضوع همچنان رتبه بندی می شوند. جای گیج کننده است که چرا ED وارد عمل شده است. گزارش شده است که میلیون ها نفر که مشارکت آنها را ضروری کرده بودند ، شسته شده اند؟ CBI چه موارد اضافی را روی میز آورد که پلیس محلی قبلاً انجام نداده بود؟ NCB ، آژانس ایجاد شده برای قاچاق مواد مخدر در سطح وسیع از مرزهای ملی و بین المللی ، در حال جستجو برای مقادیر ناچیز حشیش بود که در احزاب بالیوود دست به دست می داد.

و ، ببینید ، این امر به حدی دستگیر شد که رئا و همکارانش ظاهراً به دلایل جنجالی. بسیاری از قوانین پرونده شرایطی را که می توان دستگیر کرد یا باید انجام شود را تعیین می کند. توجیه منطقی و ضروری و موجه چنین اقدامی ضروری است.

دستگیری باید فقط زمانی انجام شود که متهم بتواند از فرایندهای قانونی فرار کرده و فرار کند. یا وقتی او را تحت رفتار خشونت آمیز قرار می دهند و اگر تحت محدودیت قرار نگیرد مرتکب جرایم دیگری می شود. دستگیری نباید فقط به این دلیل باشد که انجام این کار توسط مأمور اجرای قانون مجاز است. مسلماً ، دستگیری رئا هیچ یک از این معیارها را برآورده نکرد.

همچنین ، آیا سیستم عدالت کشور و رسانه های آن توجهی به شهرت شهروندان خود ندارند؟ یا آیا اعتبار مردم از این س askingال است – که بدون مصونیت از مجازات زیر پا گذاشته شود؟

در نمایش شکسپیر ، اتللو ، شخصیت یاگو با اشاره به اهمیت شهرت اظهارات زیادی می کند. او به قهرمان داستان می گوید: “نام خوب در یک زن یا مرد ، آقای من عزیز ، نگین فوری روح آنهاست”. وی می افزاید: “… کسی که نام خوب من را از من بگیرد مرا می دزد … و من را واقعاً فقیر می کند.” بارد ، از طریق شخصیت یاگو ، ارزش شهرت خوب را تأکید می کند ، گنجینه ای که طی چندین سال با زحمت و سختی ساخته شد اما با اقدامی بی عاطفه در کمترین زمان گم شد. این یک دارایی بسیار ارزشمند است ، که با چیزهای مادی قابل مقایسه نیست و سرقت از آن شخصی باید یک جرم جدی باشد.

با این حال امروز ما شاهد روند تکرار شونده ای از رسانه های دیوانه TRP هستیم که در مواردی که افراد مشهور درگیر آن هستند ، شل می شود. علاوه بر شروع تحقیقات موازی و عملیات محکم ، حتی احکامی را صادر می کند که در ذهن بینندگان نابغه باقی مانده است. چه کسی برایش مهم است که آیا شهرت شکسته است و نام خوب در معامله خوانده می شود؟ و بعد ، همه حرکت می کنند انگار که اتفاقی نیفتاده است.

بی چون و چرا ، علاوه بر حق آزادی ، هر شهروند دارای “حق شهرت” نیز هست. شهرت او جدا از او وجودی کاملاً واقعی دارد و نمایانگر ساختار ذهنی جمعی است که همه در مورد او به اشتراک می گذارند ، ساختاری نه تنها بر اساس اعمال خودش بلکه بر اساس برداشت از اعمالش.

شهرت خوب او را در زندگی هدایت می کند ، سفر را آرام می کند و شهرت بد باعث می شود درها به صورت او بکوبند. آیا زمان آن نرسیده است که مکانیسم های نظارتی سختگیرانه ای بتوانند رسانه هایی را که شهرت سخت شهروندان را از آنها سلب می کند ، مهار کنند؟ اگر قوانینی بتواند از رسانه ای شدن نام قربانیان جرایم جنسی یا بزهکاران نوجوان جلوگیری کند ، مطمئناً یک رژیم نظارتی می تواند جلوی آن را بگیرد تا محاکمه عمومی را اعلام کند و کسی را مجرم معرفی کند ، حتی قبل از اینکه وی تحت این قانون محاکمه شود.

هرکسی منابع لازم را برای طرح شکایت افترا علیه خانه های رسانه و مجریان ستاره آنها ندارد. ما باید قوانینی را در سیستم خود در نظر بگیریم تا از نوعی آسیب که به روان و شهرت یک جوان آینده دار در اوج جوانی او وارد شده است جلوگیری کنیم. چون امروز ری است ، فردا می تواند یکی از ما باشد.

از آنجایی که دولت نتوانسته است اقدامات لازم را برای ایجاد یک رژیم نظارتی برای رسانه ها انجام دهد ، قوه قضاییه با مهربانی وارد عمل شده است. یک دادگاه عالی دادگاه عالی بمبئی ، با شنیدن گروهی از دادگستری ها که به دنبال تنظیم دادگاه های رسانه ای در متن در پرونده SSR ، طبق دستور آنها در تاریخ 29 اکتبر ، “اگر فرد واقعاً بی گناه باشد ، گزارش بیش از حد رسانه ها می تواند به شهرت وی آسیب برساند.” دادگاه قصد خود را برای وضع دستورالعمل در تاریخ جلسه بعدی برای کنترل رسانه ها از انجام تحقیقات و دادرسی موازی ابراز کرده است.

گفته شد ، ما نباید فراموش کنیم که احساسات عمومی را می توان به نفع متهم نیز بازی کرد. اخیراً ، برخی از فعالان ، که از دستگیری قریب الوقوع خود در یک جرم جدی وحشت داشتند ، سعی کردند خود را قربانی سیاست های تفرقه افکنانه آن روز معرفی کنند. تلاش برای آشکار کردن حمایت عمومی کافی برای جلوگیری از دستگیری و پیگرد قانونی بود.

با این وجود پلیس به اسلحه های خود پایبند بود و اتهامات را تحت فشار قرار داد. این واقعیت که حتی از دادگاه های بالاتر هیچگونه تخفیفی حاصل نشده است ، تلاش آنها را برای استفاده از روایت عمومی عامه پسند برای فرار از زنجیره عدالت به همراه داشته است.

در تعادل ، یک مکانیزم قوی برای جلوگیری از کوچکترین اعتبار رسانه ها در شهرت مردم لازم است. به همین ترتیب ، آژانس های ما باید حساسیت بیشتری نسبت به نام منصفانه شهروندان نشان دهند. و سرانجام ، رسانه ها باید مراقب کسانی باشند که با استفاده از این رسانه ها برای جلب همدردی مردم ، از اقدام قانونی علیه خود طفره می روند. این ایده ها ممکن است مانند رویاهای لوله ای به نظر برسند ، اما کاملاً عملی هستند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>