شکاف مشترک – چه کسی مسئول است؟ (قسمت 1)


از زمان ورود آقای نارندرا مودی و BJP به صحنه ملی در هفت سال گذشته ، یک تغییر اساسی در سراسر کشور ایجاد شده است که از شمال به جنوب و شرق به غرب قابل مشاهده و احساس است. تغییر س questionال مربوط به هیچگونه توسعه و زیرساخت یا نتیجه چندین طرح از سوی دولت در این دوره برای بهبود ملت و مردم آن نیست. تغییر در س questionال خود را به عنوان تغییر در ذهنیت مردم کشور نشان می دهد که توانایی ایجاد شکاف دائمی در جامعه هند را دارد. هر شهروند درست اندیشی موافقت می کند که این برای ملت خوب نیست.

مخالفت های سیاسی ، برخی از لیبرال ها ، بخشهایی از مطبوعات و رسانه ها ، فعالان اجتماعی ، رهبری و هواداران مسلمان ، دولت BJP را به طور کلی و آقای مودی را به طور خاص مقصر این تغییر ذهنیت در جامعه هند می دانند. برای راحتی ، می توان کل این گروه را کلوپ کرونی نامید ، زیرا آنها یک برنامه مشترک دارند که آنها را متحد می کند. آیا اتهامی که تقصیرها را گردن آقای مودی و دولت وی می اندازد صحت دارد؟ آیا باشگاه کرونی مدرکی برای اثبات همین موضوع دارد؟ یا آیا آنها کینه توزانه و ناعادلانه هستند ، تا جایی که کور می شوند ، در تلاش خود برای ضد مودی و ضد BJP؟ این ذهنیت تغییر یافته که شخص در مورد آن صحبت می کند چیست؟ این طرز تفکر در مورد شکاف فزاینده ای است که به نظر می رسد بین اکثریت جامعه هندو و جامعه اقلیت مسلمان در این کشور شکل گرفته است. صادقانه بگویم ، این برچسب گذاری اکثریت و اقلیت به خودی خود مفهومی معیوب است که صرفاً بر اساس اعداد استوار است. در اصل ، تعریف اقلیت در دموکراسی باید بر اساس توانایی و احتمال یک جامعه یا یک گروه باشد که بتواند به طور مداوم و بدون ترس از خاموش شدن ، سرکوب شدن یا مجبور شدن به توسعه نیافته باقی بماند ، به طور مداوم وجود داشته باشد. از جامعه یا گروه دیگری در همان جامعه است.

در هند ، با توجه به اینکه جمعیت مسلمانان نزدیک به 280 میلیون نفر است ، یعنی حدود 18٪ از کل جمعیت کشور ، خطر خاموش شدن یا سرکوب آنها توسط هر گونه تصور وجود ندارد. در واقع ، آمارها فقط نشان می دهند که جمعیت آنها هر سال چه به صورت واقعی و چه به صورت در حال رشد در حال افزایش است. با توجه به این وضعیت ، ممکن است عاقلانه باشد که صحبت از مسلمانان به عنوان اقلیت در هند متوقف شود. هر رهبر با چشم انداز هند قوی و پیشرفته ، و آقای مودی قطعاً یکی از این رهبران است ، می داند اگر 280 میلیون شهروند کشور در روند توسعه عقب بمانند ، هرگز نمی تواند واقعیت داشته باشد.

این بدان معنا نیست که هیچ مسئله ذهنی وجود ندارد که به عنوان شکاف بین هندوها و مسلمانان منعکس شود. آنها بسیار در آنجا هستند اما از هفت سال گذشته که دولت فی نفسه در سیاست های خود منصفانه و همه جانبه بوده است ، هیچ ارتباطی با دولت به رهبری آقای مودی ندارند. کلوپ کرونی بدون استثنا، با این بیانیه سرسختانه مخالفت خواهد کرد ، زیرا تمام پرونده آنها مبتنی بر معرفی دولت آقای مودی به عنوان ضد مسلمان است. فقط برای ثبت و تکرار این نکته ، چرا مسلمانان حتی در کشورهایی مانند فرانسه که تحمل و اقامت اقلیت ها توسط دولت و جامعه محلی ممکن است به عنوان مثال تعریف شود ، مشکلات ذهنی مشابهی دارند؟

چند موضوع تاریخی وجود دارد که مربوط به شکاف است. با این حال ، بیشتر دلایل را می توان در خود جامعه مسلمانان و نقش باشگاه کرونی (Crony) جستجو کرد که ظاهرا مورد پسند آنها است. باشگاه کرونی موظف است بلافاصله از او س askال کند – واکنش های ضد مسلمان جامعه هندو از زمان به زمان چطور؟ انصافاً نمی توان انکار کرد.

از نظر تاریخی دو دلیل مهم وجود دارد که باید ذکر شود. اولاً ، وقت آن است که همه ، از جمله مسلمانان ، فراموش کنند که هند در گذشته توسط مغول ها اداره می شد. امروزه این موضوع مهم نیست و پذیرفتن این مسئله است که امروز هند یک دموکراسی پر جنب و جوش است و استاد سرنوشت خود است. ثانیاً ، مفهوم پیچیده سکولاریسم از سال 1947 تا 2014 در این کشور با هدف مماشات مسلمانان در حال اجرا بود. امروز که ملت در حال پیشرفت است و مماشات رو به اضطراب است ، جامعه مسلمانان آمادگی پذیرش این تغییر را ندارند.

این لیست به دلایل مربوط به جامعه شامل دستورات دین خود ، ماهیت قهقرایی اسلام در مقابل ترقی خواه بودن ، بهره برداری از آنها به عنوان بانک های رای دهنده ، دیدن کشمیر به عنوان یک مسئله هندو – مسلمان به جای یک مسئله ملی-سرزمینی با پاکستان ، پشتیبانی برادری مسلمانان در سراسر جهان بر سر منافع ملی ، به دنبال یک هویت جسمی متمایز با نگرش در چهره ، رشد و توسعه جمعیت زنان آنها را سرکوب می کند. به غیر از اینها ، سه مسئله مهم تربیت ، رهبری و ملی گرایی نیز وجود دارد.

فقدان اراده برای پذیرش آموزش و پرورش مدرن عامل مهمی در سرعت آهسته توسعه و رشد جامعه مسلمانان به طور کلی و به ویژه جوانان آنها بوده است. آموزش زنان هنوز ناخوشایند است که وضعیت را وخیم تر می کند. این عامل عدم موفقیت جوانان مسلمان در استفاده از فرصت های گسترده ای است که امروز ارائه می شود. این منجر به نمایندگی ضعیف آنها در دولت ، مشاغل شرکتی و در نتیجه در جریان اصلی هند است.

ترجیح برای آموزش جوانان آنها در مدارس بیش از مدارس دیگر بازتاب های جدی داشته است. مدیریت مدرسها که عمدتاً توسط روحانیون مسلمان انجام می شود ، اطمینان حاصل کرده است که تمرکز بر آموزش دینی است که به نوبه خود جوانان را به سمت اسلام متعصب سوق می دهد تا یک اسلام مدارا. شکی نیست که مدارس یک حلقه مهم در ظهور اسلام رادیکال در سراسر جهان در دو دهه گذشته بوده است.

در زمان استقلال هند در سال 1947 ، این کشور رهبران زیادی از مسلمانانی را داشت که با رهبران هندو هم تراز بودند. از همه مهمتر ، آنها نماینده مسلمانان به تنهایی نبودند بلکه در عوض نماینده هندوها و جوامع دیگر نیز بودند. در پنج دهه گذشته ، خلا huge بزرگی وجود داشته است زیرا جامعه هیچ رهبر با قد و قامت مشابهی تولید نکرده است که بتواند ادعا کند نماینده هندوها و مسلمانان است. در حقیقت ، ممکن است اشتباه باشد که بگوییم در چند دهه گذشته هیچ رهبر مسلمانی در سطح ملی وجود نداشته است که بتواند ادعا کند حتی از کل جامعه مسلمانان هند حمایت می کند. رهبران محلی خودخواه آنها همیشه کارت قربانی را بازی می کنند تا ذهن مردم خود را با ترس تصور شده از سلطه هندو برای پر کردن مغازه خود پر کنند. (ادامه دارد)



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>