شور و شوق پاتانجالی برای دلسردی

[ad_1]

توسط پراناو خولار

بحث اخیر پاتانجالی و آیورودا زمان و دوره دیگری را یادآوری کرد ، زمانی که نام پاتانجالی احساس سختگیرانه ای از وایراگیا ، فقط دلسوزی را برانگیخت. در یوگای سوترا ، ماهاریشی پاتانجالی از پراتیار صحبت می کند – عقب نشینی ذهن از خارجی بودن پراکنده برای داخلی سازی آن و تمرکز بر ریشه اندیشه. و حتی در حالی که پاتانجالی چندین مرحله عملی برای شروع این عقب نشینی را شرح می دهد ، مانند یاما ، نیام ، سوادایا و ساتسانگ ، وی بر نیاز به وایراگیا به عنوان پیش شرط مهم برای پرتیاهار تأکید می کند.

یکی از عواقب بحران همه گیری ، ایجاد این انقباض در درون هر یک از ما بوده است که ارزشهای اساسی که همه ما سفر زندگی خود را با آن آغاز کرده ایم و اینکه چقدر از آنها فاصله گرفته ایم ، بوده است. پاتانجالی بارها و بارها بر لزوم درک تمایز بین واقعی و لحظه ای تأکید می کند ، مانند ودانتا.

گفته می شود حتی اگر Brahmn-Vichara ، تحقیق در باره خود و همه روشهای یوگیک در صورتی که ذهن هنوز کاملاً از قسمتهای خارجی دور نشده باشد ، و ویراژای واقعی وجود ندارد ، زائد می شود.

قدیمی ها اظهار داشتند که اکثر مردم نوعی مرحله ناامیدی لحظه ای را پشت سر می گذارند ، که ناشی از ناامیدی شخصی نسبت به یک وضعیت است ، اما قادر به حفظ این نگرش برای مدت طولانی در مقابل جذابیت های خارجی ثروت ، زیبایی ، موقعیت و شهرت نیستند.

سپس کسانی هستند که معتقدند این ویراگای “تصادفی” حالت واقعی انصراف است ، و انصراف خود ابزاری برای جستجوی همان پوچی های بیرونی می شود.

به گفته حکما ، ویراگای واقعی تنها زمانی ایجاد می شود که تبعیض درونی واقعی از طریق ویچارا ایجاد شده باشد ، تا بتوانید بین “درام جذاب” بیرونی که در بهترین حالت گذرا است و “خود شاهد” که بعد دیگری فراتر از گذرا

این واراگیای واقعی است که بهارتیهاری در اثر کلاسیک خود Vairagya-Shatakam – صد آیه در مورد انصراف اشاره می کند ، و اشاره می کند که چگونه ، علی رغم طبیعت گذرا جهان ، ما را در چهره خیره می کند ، خواه مرگ یا بیماری ، خواه پیری یا فریب. ، انسان به آرزو و خواست خود بی پایان ادامه می دهد و خود را در چرخه معیوب لذت و درد گرفتار می کند. بهارتیهاری می گوید به نظر می رسد هیچ چیز مانع از تمایل بیشتر نمی شود – و این ناشی از تصورات غلط ما از آنچه واقعی و دائمی است ، می شود.

در درک واقعیت تجربی بیرونی به عنوان تنها واقعیت ، ما همچنان خواهان “لذت های” بیرونی هستیم. این باعث تحریک یک “واقعیت ذهنی” خودسرانه می شود که ناامید به داشتن فقط این مقدار بیشتر است – این بازی ذهن مدام برای خود یک هویت تعریف می کند ، که ناگزیر ما را ناراضی و بی قرار می کند. تمرین کننده واقعی یوگ تلاش می کند تا این ایده را از طریق پراتیاهارا و وایراگیا معکوس کند.

آنچه viragya نیز به دنبال ندارد این است که به فرار از مسئولیت های اجتماعی با فرار از روی هوا بپردازید – اگر ذهن به اندازه کافی منظم نباشد ، همان خواسته ها حتی در خلوت ترین نقاط نیز ذهن را دنبال می کنند. پتانجالی اظهار می دارد آنچه مورد نیاز است ، ذهنی تبعیض آمیز است و قادر است بین ضروری و فاسدشدنی تفاوت قائل شود ، حتی در صورت انجام وظایف در زندگی.

مسیر یک بودا یا شانکارا فقط باید طی شود وقتی که سالک به شدت دچار ویراژیا شود ، یک وضعیت بی توجهی کامل به همه چیزهای مادی ، نه صرفاً دلسردی لحظه ای.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>