شعر به عنوان نوعی دعا

[ad_1]

مدتی پیش از من خواسته شد تا برای برگزاری کارگاه آموزشی نوشتن خلاق برای کارمندان یک آژانس تبلیغاتی کمک کنم. جلسه من به شعر می پرداخت.

یکی از شرکت کنندگان نکته ای را مطرح کرد. “شعر چه کاربردی دارد؟ چه کار میکند؟” او درخواست کرد.

یک سوال مناسب ما از ریاضیات برای انجام hisaab روزانه و موارد دیگر علاوه بر این استفاده می کنیم. ما از علم برای انجام جراحی مغز یا ساخت موشک استفاده می کنیم. همه آنها هدف مفیدی دارند. اما شعر چه هدفی را دنبال می کند ، اگر مفید باشد ، چه فایده ای دارد؟ در صورت وجود پاسخ ، ممکن است در خود شعر نهفته باشد. یا بخصوص در یکی از شعرهای مورد علاقه خودم که هر از چندگاهی مدام آن را بازخوانی می کنم.

این شعر ، نوشته شده توسط WH Auden ، به یاد مرگ شاعر ایرلندی WB Yeats در سال 1939 است. با این کار ، این س addressال را مطرح می کند که شعر به طور کلی چیست ، چه معنایی می تواند برای ما داشته باشد و در صورت استفاده چه فایده ای دارد.

آودن می نویسد: “برای شعر هیچ اتفاقی نمی افتد.” “این زنده مانده است / در دره ساخت آن جایی که مدیران / هرگز نخواهند دستکاری کنند ، به جنوب می رود / از انزوا و دامهای شلوغ ، / شهرهای خام که ما باور داریم و در آنها می میریم. زنده می ماند ، / راهی برای اتفاق افتادن ، دهان. “

خوب این چیه؟ آیا شاعر از حرفه انتخابی خود ، از شعر خودش و از کل شعر منصرف می شود؟

نه کاملا. این شعر در ابتدای سال سروده شد که بعداً جهان درگیر درگیری قاتلی خواهد شد که جنگ جهانی دوم نامیده می شود. این زمان پیشگویی ، عذاب قریب الوقوع و ظاهراً اجتناب ناپذیری بود که هم بدبینی و هم ناامیدی را رقم زد. “ملت های زنده منتظرند / هر نفر در نفرت خود متصاعد می شوند … / و دریاهای ترحم دروغ می گویند / در هر چشم قفل و یخ زده است.”

بنابراین ، در زمان بروز بحران جهانی ، شاعر و شعر چه نقشی باید بازی کنند؟

“با شکل گیری یک آیه / یک تاکستان از لعنت درست کن … / در بیابانهای قلب / بگذار چشمه شفابخش شروع شود ، / در زندان روزهای او / به انسان آزاده چگونگی ستایش را بیاموز.” دو سطر آخر شامل جوهر شعر و بطور کامل شعر است.

“زندان” روزهایی که آودن درباره آن می نویسد ، نه تنها به زمان و مکان خاصی اشاره دارد بلکه به وضعیت جهانی انسان ، تب و احساس اضطراب و ترس و ناامنی های روزمره اشاره دارد که هر یک از ما را درگیر زندگی روزمره می کند. حبس شده در سلول انفرادی ساخت خودمان.

امروز چه خبرهای بدتری از همه گیری ، کلاهبرداری و رسوایی ، رویارویی اجتماعی و سیاسی به همراه خواهد داشت و چگونه تحت تأثیر همه آن قرار خواهم گرفت؟

فقط غالباً نگاه ذهنی ما نه در افق امید قرار دارد بلکه در مسیر نامطمئن و دلهره آور روزانه ای که پیموده ایم ، رو به پایین قرار می گیرد ، یک چشم انداز تونلی که در زندان روزهای ما باعث می شود آزادی اساسی روح انسان را به خاطر بسپاریم.

دعا و مراقبه دستگاه هایی هستند که برای رسیدن به تعالی مختصری فراتر از زمان حال در اینجا و اکنون ، آگاهی ما را بالاتر از چیزهای معمولی بالا می برند.

شعر ، مانند موسیقی ، نوعی دعای سکولار است ، ستایش یک آگاهی افزایش یافته در درون ما که خاموش است.

مانند دعا ، شعر راهی برای باز پس گرفتن غرق فراموش شده است. شعر چه فایده ای دارد؟ از هیچ چیز زیاد غیر از تبدیل هیزم وجود به تعالی هستی.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>