شخصیت های Enid Blyton برای گفتگو در مورد محل نگهداری او یک جشن نیمه شب می خوانند

[ad_1]

تعطیلات تابستانی سرانجام فرا رسید و وقت آن رسیده است که همه شخصیت های کتاب Enid Blyton در کلبه Seaside با یکدیگر دیدار کنند. در یک صبح آفتابی خوب ، پنج معروف ، هفت مخفی ، پنج کشف کننده ، نودی ، آملیا جین ، الیزابت آلن (که به اختصار Naughtiest Girl در مدرسه نامیده می شود) ، دختران در مدارس برج های مالوری و سنت کلار و سه گلویگ به کلبه تالی هو رسیدند. اوه ، کلبه اشتباه! خوشبختانه این خانه سوخته نیست ، آنها خندیدند.

تیمی ، یکی از پنج معروف ، دم خود را تکان داد زیرا او یک سگ بود. او پارس کرد و گفت: “من دوستداران حیوانات را در کنار خود دارم.” جورج ، که واقعاً جورجینا است و از قورباغه ها متنفر است ، با سخره گفت: “همه منتظرند تا من بیرون بیایم.” Fatty of the Five Find-Outers با جوهر نامرئی نوشت: “من پین آپ برای افراد با اندازه بزرگ هستم.” golliwogs غر زدند که آنها برای تغییر نام اقدام کرده بودند. لونی اسپانیل گفت که از پرسیدن مقامات بهداشت روان خسته شده است. آملیا و الیزابت ناله کردند؛ برچسب ‘دختر شیطان’ که به نام آنها پیوسته است مطمئناً کارفرمایان آینده را گمراه خواهد کرد. آن ، که فکر کرده بود آیا کارهای خانه فقط به دلیل دختر بودن او سر راه او قرار می گیرد ، اعلام کرد نوشیدن لیموناد همیشه از تهیه آن آسان تر است. نودی با ناراحتی لبخند زد. تا بحال نودی و لاستیک جادویی در سال 1954 منتشر شد ، این بخش کنترل تولد بود که بیشترین نامه را برای وی ارسال کرد.

آبجو با زنجبیل گرم و صاف سرو می شد و همه در اطراف آتش اردوگاه در چوب Enchanted آرام می خوابیدند. همه می دانند که اعیاد فقط در نیمه شب آغاز می شود – یک دقیقه زودتر. در 12 سالگی ، آنها بالا رفتند و با هیجان حرف می زدند. نیمه شب وقتی صحبت از پیک نیک شد نوار بلند بود. نان تازه پخته شده برای تهیه ساندویچ گوجه فرنگی ، ساندویچ تخم مرغ و ماهی ساردین ، ​​ژامبون سرد ، کره کره ، نان کوتاه ، سیب زمینی جدید با کره ذوب شده … صبر کنید ، این کربوهیدرات زیاد است ، دانش آموزان دختر با اختلالات خوردن گفتند. تکه های آناناس در قالب ها ، مربع های شکلات ، آب نبات های شیرین بیان ، هوموگ ، قند جو ، پودینگ پتک و تارت های مربا برای دسر. ار ، گفت: دیابتی.

یکی از آنها شروع کرد: “نجواهای تاریکی وجود دارد” ، منظور من این است که فقط نجواها وجود دارد ، نه تاریک یا هر چیز دیگری. کسی قطع کرد ، “عزیزم ، در Toyotaland دوربین مداربسته وجود دارد.” شخص دیگری فریاد زد: ‘می دانید آنها از والدین ما شکایت می کنند. ظاهراً ، ما همیشه در مکانهای عجیب و غریب تنها در حال حل رمز و راز و موارد بدون نظارت والدین هستیم. ‘ ساکت شد. Mr Meddle ، Mr. Twiddle و Mr Pink-Whistle به آرامی خرخر کردند. همه با یک خمیازه موافق بودند ، “رمز و راز واقعی ، این است که چرا آنها هنوز ما را می خوانند؟”



لینک شده


سلب مسئولیت

این مقاله برای ایجاد لبخند به لب شما است. هرگونه ارتباط با وقایع و شخصیت ها در زندگی واقعی تصادفی است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>