سیمکد را جوش دهید ، نه موبر ، به آسمان عصر نگاه کنید

[ad_1]

همانطور که موج دوم Covid-19 کاهش می یابد و ما آماده می شویم تا به محل کار خود برگردیم (امیدواریم که موج سوم – اگر چنین اتفاقی بیفتد – ملایم تر باشد) ، همه ما از راههای دیگری بیش از یک خردمندتر هستیم. ما برخی از علایق جدید را کشف کردیم ، برخی از علایق از دست رفته را دوباره کشف کردیم و برخی از احمقانه های خود را درک کردیم. در اینجا چند درسی است که همه گیری به من آموخته است: من می توانم آشپزی کنم: قبل از شروع Covid-19 ، مهارت های آشپزی من با تهیه چای و سرخ کردن املت به پایان رسید. با این حال ، در سال و نیمه گذشته متوجه شده ام که از پیاز و گوجه فرنگی می توان در چیزهای بیشتری از سالاد استفاده کرد. که سیب زمینی و برنجین در نقطه جوش آب رفتار متفاوتی دارند. که ماسالا یک چیز نیست بلکه ترکیبی از بسیاری است. امروز می دانم که درخشش فلفل قرمز کشمیری با سخت پسندی پسر عموی آن در آندرا مطابقت ندارد. که اسفناج ها می توانند ساووی ، نیمه سنگین و دارای برگ های صاف باشند ، گونگورا فقط یک keerai دیگر نیست.

امروز که به یخچال نگاه می کنم – نه فقط بشقاب – امروز می توانم یک کدو سبز از یک خیار و یک کاهو از کلم تشخیص دهم. علاوه بر درسهای ارزشمند در زمینه مواد اولیه (چه لذت بردن از آموختن که سمبار در آن وجود دارد!) و تکنیک ها (نه ، سوته همیشه یک جهش جذاب و بی دردسر رقصنده باله نیست) ، من همچنین فهمیده ام که آشپزی می تواند مخرب باشد ، به خصوص وقتی این کار را بین دو تماس MS Teams انجام نمی دهید. میراگر ، در حال شستن ظروف است. جمله عالی درباره عشق را برای من یادآوری می کند: این شروع از وقتی شروع می شود که در آغوش او غرق می شوید و با آغوش در غرق او پایان می یابد.

من نمی توانم موهایم را کوتاه کنم: بعد از ماه ها که از ترس آلوده شدن به ویروس اجتناب کردم ، درست زمانی که برای بازدید از آرایشگر آماده بودم ، موج دوم برخورد کرد و سالن ها بسته شدند. بیش از آنکه یال من کاملاً ناخوشایند برای شانه باشد ، سر سنگین می تواند تب مرا ایجاد کند (بهترین چیزی که در این مواقع اتفاق نمی افتد). بنابراین ، من یک دستگاه برش برقی از یک وب سایت تجارت الکترونیکی گرفتم. من فیلم تظاهرات را تماشا کرده بودم که در آن مرد با استفاده از تیغه های مختلف موبر را به آرامی روی پوست سر خود زد و مانند جاستین تیمبرلیک ظاهر شد. ماشین اصلاح را به همان طریق زدم و با دو وصله «mottai» و «kudumi» بیرون آمدم. درس آموخته شده: به آرایشگر خود احترام بگذارید.

در آنجا مکانی به نام تراس وجود دارد: فکر کردم بزرگترین وحشت WFH ناشی از قفل ، زندگی در یک آپارتمان است. برای بیش از یک سال ، سفرهای من از اتاق خواب به اتاق نقاشی بود که در آن دو گوشه برای من و همسرم به فضای کار تبدیل شده است (پسر اتاق خواب دوم را به عنوان قلمرو بلامنازع خود مشخص کرده بود و چین می تواند مطابقت ندارد) و سپس تراس را کشف کردم. نه اینکه از وجود آن بی اطلاع باشم؛ من همیشه این مکان را جایی می پنداشتم که کودکان پر سر و صدا بی توجه به پدربزرگ و مادربزرگ هایی که در امتداد خطوط و مادربزرگهای “8” قدم می زدند ، به یکدیگر آب می پاشیدند و در بحث های متحرک در مورد سریال های تلویزیونی جذاب و کلام های پیچیده قرار می گرفتند.

خسته از همکاری و ترس از قدم زدن در خیابانهایی که مردم ماسک به گردن خود می بستند ، یک شب عصر چند ماه پیش به سمت تراس جسارت کردم. در واقع ، چند فرزند پر سر و صدا ، پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بودند. بسیاری از گیاهان گلدار نیز وجود داشت ، یک گوشه توسط یک ساکن تبدیل به یک باغ سبزیجات شد. سنجاب ها ، کلاغ ها ، کبوترها و یک گربه سیاه وجود داشتند که در انتظار گرفتن گنجشک زودگذر در انتظار بودند. در افق غربی ، خورشید طلایی در حال لغزش در پشت تپه ای بود و آسمان های تاریک را با رگه هایی از زرشکی و نیلی نقاشی می کرد. احساس كوچكی و خوشبختی كردم.

[email protected]



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>