سیتا به یحان بدنهام هوی


زن معمولاً مترادف فداکاری است. گاهی اوقات باید خواسته های خود را فدا کند ، گاهی اوقات هویت خود را انجام می دهد در حالی که گاهی اوقات مجبور است یک تغییر کامل ایجاد کند تا زندگی را بزرگ کند ، که البته به معنای از دست دادن خودش است. چند فداکاری برای او سودهایی به همراه دارد و ارزش آن را دارد که همه درد را بکشد اما یکی همیشه آنقدر خوش شانس نیست که اتفاق بیفتد. برخی از خسارات برگشت ناپذیر هستند. بزرگترین ضرر برای هر کس از دست دادن عزیزی است. اما بعد ، این تفاوت بین جنسیت نیست. بنابراین ، حتی اگر اجتناب ناپذیرترین ضرر باشد ، ما آن را در حساب نمی کنیم! ما در مورد زن بودن صحبت می کنیم و جبران ناپذیرترین چیزی که یک زن در زندگی می تواند از دست بدهد از بین رفتن عزت است. و نه ، لازم نیست فرد برای از بین بردن آن تجاوز به عنصر یا اسیدپاشی را تجربه کند. صرفاً خودش بودن کافی است.

اگر متاهل هستید ، فقط سعی کنید به سنت ها و آیین هایی که نمی توانید هضم کنید تسلیم شوید ، آنجا هستید. اگر ازدواج نکرده اید اما از سن 25 سالگی عبور کرده اید ، دیگر آنجا هستید. اگر می خواهید از حداکثر سن استاندارد برای ازدواج عبور کنید ، همانطور که جامعه ما تعیین کرده است و بعداً ازدواج کرده اید یا اصلاً ازدواج نمی کنید ، جادو را ببینید!

بنابراین ، تکرار می کنم ، لازم نیست که همیشه بدنبال تجاوز یا اسیدپاشی شوید تا بدنام شوید. کمترین میزان این از دست دادن را هر زن احساس می کند که بد دهن گفته است. و وقتی برای کسی به یک امر روزمره تبدیل می شود ، پس خدا! بعد از یک لحظه از زمان ، احساس می کنید به آزادی رسیده اید ، نه؟ شایعه پردازان می آیند و می روند اما اگر کسی احساس کند از این طریق آزاد شده است ، شاید این هم یک سود بزرگ باشد. بنابراین ، چرا بزرگترین نقطه ضعف ما را به بزرگترین نقطه قوت تبدیل نمی کنیم و دیگر از اذیت و گفتار مخالفان خود عقب نمی مانیم. به هر حال نمی توان همه را راضی کرد.

وقتی که به این حقیقت سخت در زندگی طولانی پی بردم ، تصمیم گرفتم با عزیزانم یا افراد مورد علاقه خود در حالی که آشنایان و همه بیرون هستند ، یک حلقه خیالی ترسیم کنم. البته آن زمان خانواده و دوستان نزدیکم را به داخل برده بودم. این چیز دیگری است که من مجبور شدم نام ها را دوباره مرتب کنم و مرزها را دوباره تنظیم کنم ، چند سال بعد از ازدواج. اما اصل ماجرا این است که هر کسی که خارج از حلقه خیالی من باشد نمی تواند فقط با ضربات پشت من را آزار دهد. برای ورود به آن و اتفاق افتادن آن چیزی لازم است. اگر می دانید که بیرون هستید و هنوز احساس می کنید چیزی که گفتید من را آزار می دهد ، باور کنید که این فقط موقتی است. من شاید فقط منتظر زمان مناسب هستم تا آن را رها کنم و به زودی دیگر اهمیتی نخواهد داشت.

جایی به این نقل قول خاص درباره خودیها پی بردم ، مدتهاست که برگشتم. به نظر من قابل تکرار و عمیق است.

تو چطور؟



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>