سن مسئله ذهنی بیش از ماده است



پوجا بدی

پویا بدی نماینده یک زن مدرن مهار شده ، با اراده قوی ، شخصاً و از نظر حرفه ای هندی است که کلاه های زیادی بهم زده است. حرفه پرکار او دامن گیر می شود کمی بیش

پسرم تازه 21 ساله شد! دخترم 23 ساله است و ناگهان این درک باورنکردنی وجود دارد که بچه های من دیگر بچه نیستند! آه خدای من! من بزرگسالانی تمام عیار بزرگ کرده ام و چه سفر والدینی باورنکردنی بوده است. من خسته شده ام و همچنین ناگهان بسیار آزاد شده ام. من می دانم که آنها همیشه نوزادان من خواهند بود و من احتمالاً بر روی آنها خواهم پرید و گونه های آنها را می بوسم و برای همیشه در کنار آنها قاطی خواهم کرد ، این باعث سرگرمی و تحریک مداوم آنها می شود ، اما من همچنین می دانم که می توانم اجازه دهم آنها باشند. 21 سالگی فقط یک سن است ، از روز قبل از تولد تا روز بعد از تولد هیچ چیز تغییر نمی کند ، با این وجود از یک سد روانشناختی عظیم عبور کرده است. بسیار شبیه این است که ما 20 ساله شویم و دیگر نوجوان نباشیم ، نقطه عطف 30 یا “بالای تپه در 40 سالگی” و OMG! من احساسی نیم قرن پیش دارم که پارسال داشتم. جامعه درمورد جدول زمانی و احساس ما ، اینکه چگونه باید پیر شویم ، چگونه باید در هر سنی رفتار کنیم ، چه موقعیت های مهم وجود دارد و چه عواملی سفر زمانی را به ما القا می کند. مادرم از همه کنوانسیون ها سرپیچی کرد. هنگامی که او 45 ساله بود از او س askedال شد که چه سنی دارد و او گفت ، “لطفا مشخص باشید.

از نظر احساسی 16 ساله هستم ، ذهنی 60 ساله ، روحانی 1000 ساله و از نظر جسمی … جایی بین 1 تا 100 ، چه اهمیتی دارد !!! ” همه ما سفرهای مختلفی داریم و لذت حضور در این کره خاکی لذت بردن از هر سن و مرحله ای تا کاملترین مرحله آن است. بسیاری از افراد هستند که از شناگری جوانی دست می کشند تا در یک ایده از پیش تعیین شده دکوراسیون که یک فرد بزرگسال باید به نمایش بگذارد ، قرار گیرند. هیچ فرمولی وجود ندارد و این فقط تصوری است که هر دهه با خود به همراه می آورد ، از بدو تولد در ذهن ما فرو رفته است.

در واقع جالب است بدانید که از نظر روانشناسی من از هر لحاظ شرطی می کنم که سن و پیری را نیز با اعداد مرتبط بدانم و علی رغم تلاش مداوم من برای قربانی نشدن آن ، چقدر ناخودآگاه کاملاً ثابت نگه داشته است. با الهام از مادر ، من قصد دارم در شناسایی سنین مختلف ذهنی ، عاطفی ، جسمی و روحی خود تلاش کنم و احترام لازم را برای هر یک قائل باشم و انتظار انطباق را از آنها نداشته باشم. زمان آن رسیده که واقعاً آزاد باشید ، زیرا آزادی واقعی نه در شرایط شما بلکه در ذهن و انتخاب های شما نهفته است. شما فقط به اندازه آزادی ، پیر و به اندازه دیدگاه خود محدود هستید. اطمینان حاصل کنید که این دیدگاه شما است و از قبل شرطی نیست.

1. من و نامزدم سال گذشته مشتاق ازدواج بودیم ، اما به دلیل همه گیری آن لغو شد. ما اکنون تاریخ ها را بررسی می کنیم و به نظر نمی رسد که در مورد یکی موافق باشیم. اگر یک قرار ملاقات پیدا کنیم ، خانواده های ما حرفی برای گفتن دارند. بهترین روش برای جلب توجه همه در یک صفحه چیست؟

یک گفتگوی گروهی whatsapp انجام دهید که شامل تمام تصمیم گیرندگان اصلی با نمایندگی برابر از هر دو خانواده باشد و در تاریخ / برنامه های فرخنده درخواست ورود کنید و در آنجا اجماع کنید. اگر هنوز هم بی نظم است ، شما و نامزدتان باید در مورد 2 قرار مناسب برای هر دوی شما که با هیچ چیز مهمی برخورد نمی کنند توافق کرده و آنها را در چت قرار دهید. اظهار کنید که این باید یک نظرسنجی اکثریت باشد و شما دوست دارید همه سعی کنند برنامه های دیگر خود را تنظیم کنند و برای چیزی که برای شما دوچندان است معنی داشته باشید.

2. من یک پسر نوجوان دارم و او دائماً تلفن خود را برای یافتن پیام بررسی می کند. فکر می کنم ممکن است دوست دختر داشته باشد. چگونه باید به موضوع نزدیک شوم و در این باره از او س askال کنم؟ من نمی خواهم فشار آور باشم ، فقط می خواهم همانطور که آشکار است حمایت کنم. لطفا به من اطلاع دهید که چگونه …

چه کسی در انتهای دیگر قرار دارد مهم نیست ، مهم این است که شما به طور کلی در مورد سن و مراحل با او ارتباط برقرار کنید ، و اینکه چگونه جنبه های مختلف زندگی او آغاز می شود و تمام آنچه که باید انجام دهد تا خودش را با لطف و آداب و ادب اداره کند . اگر او احساس کند شما شخصی هستید که می تواند به او اعتماد کند و بدون قضاوت با او صحبت کنید ، قطعاً بیشتر و بیشتر در مورد زندگی خود به اشتراک می گذارد. این کاملاً به واکنشهای شما بستگی دارد ، بنابراین آن را مثبت ، دلگرم کننده و محترمانه نگه دارید.

3. من دوست پسر خود را دوست دارم و همچنین با خانواده های یکدیگر رابطه خوبی داریم. اما اخیراً متوجه شدم که همه اوقات ما با هم در کنار دوستان و خانواده او بوده است. من آن را عادلانه نمی دانم. چکار کنم؟ من نمی خواهم به این رابطه پایان دهم. من واقعاً می خواهم “ما” “ما” باشد و همچنین شامل دوستان و خانواده باشد. آیا بیش از حد درخواست من است؟ باید چکار کنم؟

ارتباط برقرار کنید ، ارتباط برقرار کنید ، ارتباط برقرار کنید! به او بگویید شما واقعاً از وقت انفرادی با او لذت می برید و این برای شما بسیار مهم است. پیمان ببندید تا نسبت 2: 1 به وقت انفرادی: خانوادگی داشته باشید. اطمینان حاصل کنید که او به خوبی و صحیح می داند که شما خانواده و دوستانش را می پرستید و امیدوارید که این کار متقابل باشد. به آرامی به این نکته اشاره کنید که دلیل این که شما دو نفر زن و شوهر هستید این است که یکدیگر بیشترین اهمیت را دارند و این نیاز به پرورش ، تمرکز و تقویت در همه زمان ها دارد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>