سلام و احوالپرسی از رزمندگان شهروند توانمند در زمان کوید


در حالی که هند به ظاهری طبیعی می رسد ، برخی از داستان های دلچسب از دل تنگی و ناامیدی می درخشند. سه نمونه از مدیران به راحتی به ذهن خطور می کنند: اقبال سینگ چاهال در بمبئی ، گاگاندیپ سینگ بدی در چنای و دکتر راجندرا بهارود در ناندوربار ، که تصمیم گرفتند مسئولیت را بپذیرند و میراث خود را کشف کنند.

به اصطلاح ارتش ، آنها تصمیم گرفتند که CO و “ببر” دامنه های خود باشند. مانترا در آکادمی LBS باید باشد: “Every DC to be Tiger”. البته چالش این است که آیا سیاستمداران به آنها فضای کافی می دهند؟ عظیم تلاشهای انجام شده توسط یوداهای فداکار کوید (جنگجویان) برای مستند کردن آنها به ستونهای بیشتری نیاز دارد.

داستان های مربوط به اکسیژن ، اهدای طلا برای تجهیزات پزشکی و ابتکاراتی از این دست ، اعتقاد راسخ را حفظ می کند. در حال حاضر ، یک احترام جمعی احترام آمیز به آنها ترتیب داده خواهد شد. از نظر عینی باید اولویت های خود را مورد بررسی قرار دهیم مناسب ترین حالت: آیا به مجسمه ها و عبادتگاه های مذهبی بیشتری نیاز داریم؟ یا ابتدا باید سلامتی ، مهارت سازی و آموزش را برطرف کنیم؟

واقعاً دلگرم کننده بود که پس از سونامی در 26 دسامبر 2004 ، نخست وزیر وقت هند اعلام کرد که هند کمک های خارجی را برای کمک به بلایا نمی پذیرد. صورتحساب

بیان مثبت قصد داشتن یک تامین کننده خالص امنیت و امداد رسانی در برابر بلایا ، در زمینه منطقه بود.

این به ویژه برای نسل ما طنین انداز شد زیرا ما در یک سن 10 ساله قابل قبول و حساس ، “اجتناب از وعده های غذایی سریع” را هفتگی مشاهده کرده بودیم. این فراخوان نخست وزیر پیشین لعل بهادر شاستری بود ، زیرا ملت با بحران غلات غذایی روبرو بود و به معنای واقعی کلمه در حال موجودیت “کشتی به دهان” بود.

همانطور که یک بار دیگر کمک ها از همه جا می ریزد ، یک بررسی واقعی و بی ادبانه است. این مسخره است که اظهارات پس از سونامی احتمالاً توسط یکی از فروتنترین نخست وزیران مطرح شده است. به دنبال این ادعا تلاش برای دستیابی به کرسی شورای امنیت سازمان ملل متحد ، عدم برخورد با گروههایی مانند BRICS و اغلب مشتهای بالاتر از وزن ما مشت شد. در وهله اول ، که توسط “جوانان” غیرعلمی خودمان تأمین می شود ، مهمتر از همه ، امید و آرزوها ، جایگزین سیاست و استراتژی است.

مدیریت رویدادها و کلمات اختصاری ما را از کار سخت معنادار منحرف کرده است.

در حالی که خانواده ها به شدت به دنبال تختخواب ، اکسیژن و حتی مراسم آخر هفته مناسب بودند ، ما ناراحت کننده ترین مواجهه با سودجویی و رکعت بی شرمانه را دیدیم. آنها چه کسانی هستند و چرا زنده می مانند؟ اکثر آنها به اصطلاح “رفع کننده” هستند ، که توسط سیاستمداران ما و افراد مشابه پشتیبانی می شود.

آیا ملتی که آرزو دارد “ویشوا گورو” باشد (رهبر جهان) چنین فساد و انحطاط DNA اخلاقی ما را مجاز می داند؟ آیا آنها هرگز اصلاح می شوند؟ تا زمانی که هر هندی تصمیم بگیرد “Jagruk Hindustani” یا هندی آگاه و مسئول باشد.

تحمل صفر و شکنجه اجتماعی سودجویان راه پیشرفت است.

حکم پس از مرگ دولت تضمین شده است ، اما مهمتر آن است که بازنگری و ممیزی جمعی توسط RWA (انجمن های رفاهی مقیم) و پنچایات ها برای بازسازی سرمایه اجتماعی ما انجام شود. معلمان معنوی باید با استفاده از علم خوب ، تحقیقات مبتنی بر شواهد و خدمات اجتماعی ، دوباره ظاهر شوند و آموزه های خود را دستکاری کنند.

زمان “کارما یوگیس” شدن است.

مفهوم رزمندگان شهروندی در جنگ ما برای شکست طرح پاکستان برای گسترش قوس تروریسم از LoC ، آن سوی آخنور تا امتداد گورداسپور ، در مرز پنجاب برجسته شد. طرح اهریمنی شامل مناطق جامو ، کاتوآ و سامبا (در ایالت جامو و کشمیر سابق) است. پاکستان ترجیح می دهد این بخش مستقر در 193 کیلومتری مرز بین المللی (IB) را به عنوان یک مرز فعال به بهانه عدم حل و فصل کل کشور J&K گذشته انتخاب کند.

این دالان رودخانه ای با عمق کم 12-20 کیلومتر راه هایی برای نفوذ و هدف دید بالا در NH فراهم می کند ، کشمیر را به سرزمین اصلی متصل می کند.

چندین جریان با چمن ها و تونل های بلند سناریویی کابوس برای یک شبکه ضد نفوذ است. همه اینها در حالی است که پیشنهاد منطقی برای تغییر تمرکز به سمت عمق جانبی Dhar-Udhampur خسته می شود. تماشای تراز بندی بزرگراه جدید دهلی-آمریتسار-کاترا جالب خواهد بود. آیا از راهرو آسیب پذیر جلوگیری خواهد کرد یا معنویت و لابی ها بر استراتژی و جغرافیا غلبه خواهد کرد؟

پاکستان در این بخش حملات متعددی را علیه موسسات امنیتی در سامبا ، سنجووان ، جنگلوت و کاتوآ ترتیب داده است. نفوذ همچنین با حملات به Dinanagar و Pathankot به بخش IB تغییر شکل داده است. قهرمان این داستان یک نجار ساده است ، کد به نام ‘AK’ از یک دهکده مرزی که فقط 8 کیلومتر با IB فاصله دارد. او سه فرد غریبه مشکوک را در جریان تحویل شیر صبح زود خود در نزدیکی یک آبریز دید.

در حالی که بیشتر افراد از چنین شرایطی جلوگیری خواهند کرد ، AK به نزدیکترین واحد ارتش منطقه ای رفت و داوطلبانه آنها را با دوچرخه خود راهنمایی کرد. این امر منجر به برخورد شدید در آرنیا در 26 و 27 نوامبر 2014 و خنثی سازی چهار تروریست مخوف ، که برای سرکشی بیشتر به سمت سامبا در حرکت بودند ، بود.

AK ، یک CW واقعی (یا nagrik yodha) ، اکنون یکنواخت است. این اقدام از ابتکاراتی مانند گروه sarpanches WhatsApp برای گزارش چنین فعالیت هایی به شبکه امنیتی الهام گرفته است.

یکی دیگر از کارمندان هوشیار راه آهن هنگامی که متوجه شد تروریست ها دستکاری کرده اند ، با انحراف قطار از تصادف جلوگیری کرده و بعداً به مرکز پلیس دیناناگر حمله کردند. AK و کارمند راه آهن به شایستگی ستایش فرمانده ارتش را به دست آوردند.

پرچم گذاری یک داستان دیگر ، از یک سرباز از گردان RR ، در مرخصی در نزدیکی سامبا مناسب خواهد بود. NCO ، هنگام جمع آوری شیرینی برای عروسی یکی از بستگان در صبح زود ، به وانت دو تروریست در ون خود تحویل داد. او گزارش داد اما فقط در عصر ، به تروریست ها وقت داد تا به مخفیگاه امن بروند. این تروریست ها ، بخشی از گروهی که به ایستگاه پلیس راجباغ در کاتوآ حمله کردند ، روز بعد ایستگاه نظامی سامبا را هدف قرار دادند.

نکته آخر اینکه برای داشتن یک رزمنده شهروند نیازی به لباس فرم نیست.

احتیاط اجباری به ترتیب است. چنین ابتکاراتی مکمل اجرای قانون است و بهانه ای برای تشکیل گروههای هوشیار مانند جوخه های ضد رومئو نیست. چالش این نیست که تخطی کنید ، خط نازک بین این دو. “هاش” در همه موارد باید “جاش” نابجا را کنار بگذارد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>