سقوط پاکستان در همه جبهه ها به جز تروریسم و ​​چین

[ad_1]

اخیراً تعدادی از حوادث در پاکستان اتفاق افتاده است که خوشایند این کشور نیست. گویا برای ترور رئیس ارتش پاکستان ، ژنرال باجوا ، شورشی صورت گرفته است. شایعه شده است که او تمدید دیگری می خواهد و رئیس ISI در صف بعدی است ، بنابراین ممکن است تضاد منافع وجود داشته باشد. در هر صورت تا آنجا که ما می دانیم عاملین این حادثه از جمله افسران ارتش و غیرنظامیان همه در زندان هستند. چه اتفاقی می افتد بعد به رئیس بستگی دارد.

علاوه بر این ، در KPK ، سند ، بلوچستان و کشمیر اشغالی پاکستان مشکلاتی وجود دارد. شهروندان در هر یک از این استانها شکایات زیادی را در مورد ناپدید شدن خانواده هایشان دارند و دیگر خبری از آنها نیست. سپس این مناطق به اندازه کافی آب یا جیره غذایی دریافت نمی کنند و ادعا می کنند که به عنوان شهروندان درجه دو در برابر پنجابی ها رفتار می شوند. همچنین شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه همه پشتونها و غیر پنجابی ها که در ارتش پاکستان مشغول خدمت هستند ، بازنشسته می شوند و یا مجبور به ترک می شوند.

هرگز نمی توان مانند واقعیت چین از واقعیت پاکستان مطلع شد ، اما نزدیکی به پاکستان به ما در مورد آنچه در آنجا اتفاق می افتد واقعیت دارد.

از دیگر وقایع گزارش شده ، مصاحبه شاه محمود قریشی با یک مطبوعات خارجی است که وی حاضر به گفتن عقاید خود درباره اسامه بن لادن نیست – آیا وی یک شهید یا تروریست است. این به خودی خود نشان می دهد که پاکستانی ها تا چه حد در تضاد هستند و ایدئولوژی افراطی آنها را دنبال می کنند.

یک مستند DW آلمان در مورد ترور ، پاکستان را وسط خود قرار داده و آن را پناهگاهی برای تروریست های دیوید هدلی و اسامه بن لادن و حتی طالبان می داند ، فقط به چند مورد. در حقیقت این مستند به نقل از یک ژنرال خارجی گفته است که در جنگ علیه تروریسم ، پاکستان متحد ما بود اما آنها متحدی از جهنم بودند. این خط در ذهن من طنین انداز است و من از همه می خواهم که مستند اخیراً منتشر شده توسط DW را ببینند.

نه شاه محمود قریشی و نه عمران خان در مصاحبه ها خوب عمل نکردند ، مگر اینکه نشان دهند که آنها چقدر با تروریست ها در رختخواب بودند و در مصاحبه عمران خان با HBO او واقعاً این مسئله را در مورد مسئله اسلام هراسی از دست داد و چرا او غرب را مقصر می داند اما چین را کسانی که به عنوان اردوگاه های آموزش مجدد از آنها یک میلیون به علاوه بهره مند هستند اما در اردوگاه های کار اجباری که خانواده ها از هم جدا می شوند و بچه ها را در اردوگاه های جداگانه جدا می کنند چیزی کم ندارد تا برای جلال کمونیسم و ​​تفکر شی جین پینگ شسته شود.

تصور اینکه این اتفاق در قرن بیست و یکم رخ می دهد فقط نشان می دهد که رهبران جهان با چه سرعتی آلمان نازی یا نسل کشی ارامنه توسط ترکیه یا حتی سه میلیون کشته شده توسط ارتش پاکستان در پاکستان شرقی را در سال 1971 فراموش می کنند.

دنیا خطر خود را فراموش می کند و شرم آورترین چیز این است که وال استریت و دیگر موسسات مالی هنوز هم می خواهند با چین تجارت کنند فقط به این دلیل که می توانند سود کسب کنند. به نظر می رسد که حرص و طمع ارزش ها ، اخلاق و انسانیت را غرق می کند. برای وال استریت ، نقض فاحش حقوق بشر توسط چین ، پیوند اعضای انسانی از زندانیان سیاسی به اندازه سودهایی که می توانند کسب کنند مهم نیست. چنین افرادی با شی جین پینگ تفاوتی ندارند. آنها قادرند مردم بی گناه را به خاطر حرص و طمع خود ببلعند.

اکثر کشورهای جهان به چین اعتماد ندارند و پاکستان نیز مورد اعتماد نیست. اما آنها رختخواب های خوبی درست می کنند زیرا هیچکدام از آنها به شهروندان خود اهمیت زیادی نمی دهند.

چگونگی پایان این مشارکت حدس کسی است اما شهود من به من می گوید که برای هیچ یک از آنها یک Happy Happy نخواهد بود. این ممکن است یک سقوط کامل نباشد ، اما آنها یکدیگر را تحت فشار قرار خواهند داد و چین هیچ چیزی از پاکستان دریافت نخواهد کرد زیرا چیزی برای دادن ندارد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>