سفر در زمان برای تقبیح انقیاد زنان (قسمت 2)


ترسیم قیاس با گفتمان سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار است در مقابل وضعیت زنان در جهان به اصطلاح لیبرال غربی برای درک اینکه آیا ایده مانو در مورد زنان مانند یک انگشت شست دردناک بیرون می زند. سوزان مولر اوکین به ما اطلاع می دهد که در دوران باستان ، افلاطون نهاد همسران خصوصی را تصویب کرده است. از نظر او ، طبیعت نقش های مختلفی را به زن و مرد در جامعه نسبت داده است و زنان فقط برای کارهای خانه مناسب هستند. وی بر پاكی ظاهراً زنانه تأكید كرد و زنان را اموال خصوصی مردان دانست. ارسطو معتقد بود که همه چیز شخصیت خود را از کارکردهایشان می گیرد. وی همچنین معتقد بود که زنان به طور طبیعی فرومایه و ناتوان در اداره دولت هستند و منظور آنها تولید مثل است. او به تبعیت از همسر ، فرزندان و بردگان به طور طبیعی در خانواده های یونانی اعتقاد داشت. آیا به نظر شبیه نیستند؟

حتی روسو زنان را به عنوان خالقین احمقانه و نابخردانه به تصویر می کشد که برای تبعیت از مردان متولد شده اند. نظرات او شبیه فیلسوفان یونانی بود که جایگاه زن را بی ارزش می کردند. اساساً او زنان را منشا شر می دانست. او سعی کرد مقدسات را به عنوان زمینه آموزش یک پسر ، شوهر یا پدر خوب – که از حکومت مردسالارانه اطمینان حاصل می کند – تقدیس کند. فقط در قرن نوزدهم و با ظهور جرمی بنتام و جان استوارت میل بود که برابری جنسیتی در فلسفه سیاسی در کانون اصلی قرار گرفت.

در طول تاریخ اروپا ، حوزه های عمومی فقط مختص مردها بود در حالی که زنان عمدتاً در عرصه داخلی محدود بودند. هیچ نمونه ثبت شده ای از جنبش فمینیستی سازمان یافته در اروپا در دوران باستان وجود ندارد. در دوران قرون وسطایی ، زنان اروپایی این امتیاز را نداشتند که مالکیت مالکیت یا آموزش را داشته باشند. حتی در پایان قرن نوزدهم ، روسری برای زنان فرانسوی در ملا public عام اجباری بود و شوهران آلمانی می توانستند همسران خود را بفروشند!

داستان ایالات متحده هیچ تفاوتی ندارد. این در سال 1776 مستقل شد اما زنان فقط در سال 1920 پس از یک مبارزه طولانی مدت حق رای داشتند. ابیگل آدامز ، بانوی اول آینده ، به همسرش جان آدامز نوشته بود كه زنان ملت را هنگام جنگ برای استقلال فراموش نكند. او به راحتی انجام داد. جالب اینجاست که با متمم پانزدهم (1870) قانون اساسی ایالات متحده ، حق رای دادن به سیاه پوستان و بردگان فراهم شد ، اما زنان نه. در حقیقت ، در سال 1872 ، سوزان آنتونی ، فعال حقوق زنان ، به دلیل رأی گیری غیرقانونی در نیویورک بازداشت و به دلیل عدم پذیرش پرداخت جریمه ، محکوم شد! آیا این قهقرا نیست؟

با وجود متون ودایی و بخشهایی از مانوسمریتی که به موقعیت زنان احترام می گذارد و مواردی از زنان هندو که در زمینه های مختلف از دستاوردهای معنوی و معنوی گرفته تا دولت و جنگ (Gargi ، Maitryee ، Meerabai ، Rani Laxmi Bai ، Ahalya Bai – نمونه های عظیم) برجسته هستند ، بسیاری فمینیست ها آنها را به عنوان استثنا نادیده می گیرند و همچنان مانوسمریتی را بخاطر بسیاری از بدبختیهای زنان حتی امروز سرزنش می كنند. با این حال ، Monmayee Basu استدلال می کند که با حملات مکرر خارجی در دوران قرون وسطی ، این وضعیت در واقع بدتر می شود. ناآرامی های سیاسی و اقتصادی متعاقب آن ، توسعه جامعه هند به طور کلی و به ویژه زنان را دستگیر کرد. ترس از ناامنی منجر به ظهور بسیاری از آداب و رسوم نامطلوب مانند ساتی ، ازدواج زودرس ، سیستم پوردا شد که منجر به انزوا و تنزل وضعیت زنان شد.

اگنس ، قانون انگلیس را مقصر می داند که چنین وضعیت تحقیرآمیزی را برای زنان هندو و زنان مسلمان ایجاد می کند. قانون مقرراتی بسیار پر شور Sati ، 1829 و به دنبال آن قانون ازدواج مجدد بیوه ، 1856 ، قانون ممنوعیت کودک کشی زن ، 1872 ، به ما این تصور را می دهد که انگلیسی ها مردمان زن این کشور را از آداب و رسوم بومی وحشی بالا می کشند. با این حال ، یک تحلیل دقیق تر از فقه که توسط دادگاه های انگلیس ارائه شده ، در واقع داستان دیگری را بیان می کند. اگرچه دادگاه های بدوی در بسیاری از موارد به پیروی از آداب و رسوم محلی از حقوق زنان حمایت می کردند ، دادگستری بالاتر این تصمیمات را لغو کرد و بدین ترتیب سو judicial ظن قضایی مشکوک را برای آینده ایجاد کرد. در واقع ، حقوقی که زنان هندی تحت آن برخوردار بودند التهاب معده با تحمیل اخلاقیات ویکتوریایی به دادگاهها به شهروندان بومی ، به خطر افتادند. این یک ضربه مضاعف بود: آن را تحریف کرد اسمریتی قانون و سپس چنین قانون تحریف شده ای را در طیف وسیعی از جوامع به دنبال آداب و رسوم متنوع اعمال کرد. در مورد پرونده ای که ادعای ناموفق وراثت توسط دختران را شامل می شود ، نظرات لرد ارسکین پری موضوع را خلاصه می کند: “عرفی که زنان هیچ سهمی در وراثت نداشته باشند از نظر قانون انگلیس بی دلیل نیست”.

اگر انگلیسی ها مانوسمریتی را به منظور حاکمیت هندوها جوان نمی کردند ، متن در فراموشی از دست می رفت. بنابراین ، در تلاش سوicious نیت برای بی اعتبار کردن و تحقیر فرهنگ باستانی هند ، آن دسته از فمینیست ها / شبه فمینیست ها حملات شرورانه ای را علیه Manusmriti انجام داده اند که اصل و محتوای آنها بسیار مشکوک است. علاوه بر این ، اگر آنها انتظار دارند توطئه مانوسمریتی مشابه گفتمان راست زنان لیبرال مدرن ، پس بهتر است انتظار داشتند كه اسكندر بزرگ ، موشك انداز در زرادخانه خود داشته باشد. ما باید تمام آن مفهوم مانو را از نظر خرد بشری معاصر آن دوران قضاوت کنیم. آنها با عمل غیر منطقی خود فقط موفق به زنده نگه داشتن آن برای بازیهای سیاسی شده اند. در بعضی مواقع ، به جای اینکه با برخی از سیاستمداران در مورد اظهار نظرهای سرگردان در مورد موضوع از طریق گفت و گوهای بی معنی و بی پایان درگیر شوند ، باید آنها را به راحتی نادیده بگیرند. Manusmriti در واقع لیاقت نوع برجستگی فعلی را ندارد. اگر به طور مداوم مانو مورد استناد و سرزنش قرار می گیرد ، پس ما طی قرن ها پیشرفت نکرده ایم. ما باید نشانه ای از غرب می گرفتیم که زنجیرهای بحث برانگیز و ارتدکس آنها را شکست و گفتمان فمینیستی لیبرال را رهبری می کرد. از طریق راجا رام موهان روی ، ویدیاساگر ، تا فعالان زن سال های گذشته مانند کامینی روی ، ساویتریبائی فوله ، سارالا دیوی چودورانی تا فعالان نسل خود – ما نیز آن بادهای لیبرال را در بادبان خود داشته ایم. اگر ما واقعاً نگران حمایت و ارتقا حقوق زنان در هند هستیم ، بهتر است مانوشمریتی را به عنوان یک کل یا حداقل آن قسمتهایی را که با گفتمان فمینیستی امروزی متناقض است و موج می زند ، یاد بگیریم. مراجعه به Manusmriti برای بحث در مورد حقوق زنان در قرن 21 مغالطه آمیز است. به هر حال ، رشد قانون با توجه به مکان طبیعی است (استن)، زمان (کالا) و شرکت کنندگان (پاترا)

قسمت اول را بخوانید



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>