زنگ تمام شد ، مشاغل

[ad_1]

گراهام بل.

اسم زنگ می زند ، نه؟

او صدا را از طریق سیم طی کرد. وقتی او گفت ، “آقای واتسون به اینجا بیایید … من می خواهم شما را ببینم” ، تاریخ را خلق کرد. سال 1876 بود. با این کلمات او حرفه و تجارت بسیاری از شرکت های تلفنی را راه اندازی کرد.

بیش از صد سال طول کشید تا تلفن به شهر من برسد. سالها طول کشید تا از شهر خود به خانه من رسید. بنابراین طبیعتاً هرگز انتظار نداشتم که وسیله ارتباطی سریع باشد. تخصیص اتصالات کاملاً مغرضانه بود. این کار با مقامات عالی دولت و افراد با نفوذ آغاز شد. شماره تلفن اتصال تنها در منطقه در میان همه دوستان و اقوام پخش شده است تا در موارد اضطراری – واقعی یا تقلبی با آنها تماس بگیرند. این مخلوطی از نماد وضعیت و شکنجه برای خانواده صاحب ارتباط تلفنی بود. مسئولیت تحویل پیام به عهده آنها بود. در غیر این صورت همسایگان دوست به دیدار می روند و منتظر تماس می مانند. هزینه مهمان نوازی با هزینه تماس مطابقت دارد. تلفن در آن روزها یک وسیله ساده نصب شده روی میز بود. با کابل به پریز دیواری متصل شده بود. از طریق دیوار ، کابل به قطب خارج از خانه می رود ، از آنجا به زیر زمین می رود و در مرکز تلفن در انتهای دیگر شهر ظاهر می شود.

استیو جابز.

این نام دوباره زنگی به صدا در می آورد. یا ممکن است یک آهنگ زنگ باشد.

سال 2011 بود که استیو جابز به دروازه های مروارید رسید. سنت پیتر تاریخ زندگی و کارهای استیو را پشت سر گذاشت. “او را به ارتباطات بفرستید.” اعلام کرد.

“اما آقا ، او بیشتر آدم IT است ، نه؟” دستیار او شک و تردیدهای خود را پخش کرد.

“رئیس اینجا کیست؟” این یک یادآوری آرام از طرف سنت پیتر بود که این مسئله را حل و فصل کرد. “آقای گراهام در ارتباطات منتظر او بوده است.”

استیو جابز به بخش ارتباطات در آسمان منتقل شد و به گراهام بل ارائه شد.

“آخ ، بالاخره” گراهام از استیو استقبال کرد. “پسرم تو را تماشا کرده ام.”

استیو شروع کرد: “اول از همه ، به خاطر ابتکار ابتدایی شما متشکرم ،” این فرصت های سیبی را به ما داد ، آه ، منظور من فرصت های کافی برای پیشرفت و تجارت است. “

گراهام پاسخ داد ، “این اولین پرسش من است ،” چرا میوه گزیده و ممنوع؟

“اختراع شما صرفاً برای ارتباطات بود.” استیو پاسخ داد. وی افزود: با افزودن موارد اضافه شده مانند دوربین ، تماس های ویدئویی ، پیام رسانی و گشت و گذار خالص ، تماس های تلفنی خالص به ده درصد کاهش یافته است. نود درصد فعالیت ها گناه است. بنابراین ، میوه گناه گزش فقط یک هشدار و یادآوری ساده است. دقیقاً مانند هشدار بصری روی پاکت سیگار. “

گراهام این بیانیه را گفت: “مردم به جای توجه به هشدار ، نشان هشدار را به عنوان نماد وضعیت خود نشان می دهند.” “هدف شما از ایجاد تلفن همراه چیست؟”

“برای آزادی حرکت با اتصال به مردم.” استیو جواب داد.

“آیا می دانید ، شما فقط آزادی حرکت در تلفن را فراهم کرده اید و مردم را برده تلفن کرده اید. تلفن من به مردم آزادی حرکت داد. هنگامی که آنها از تلفن ثابت دور شدند ، آزاد شدند. و اتصال؟ شخصی با موبایل حتی به شخصی که در کنار او نشسته است متصل نیست ، او بسیار غرق در تلفن همراه خود است. من خانواده ها یا دوستانی را دیده ام که در یک اتاق نشسته اند و همه به جای اتصال به یکدیگر مشغول بررسی تلفن های همراه خود هستند. ” گراهام خراب کرد.

“ایده شما از تلفن چیست؟” استیو پرسید.

“این یک راز است ، اکنون می توانم به شما بگویم که دیگر روی زمین نیستید. این ایده همسرم بود. او همیشه می خواست هر زمان که من یا من از خانه دور بودیم با من صحبت کند. ” گراهام لبخند زد.

“آیا او آنقدر تو را دوست داشت یا به تو اعتماد نکرد؟” استیو بی گناه عمل می کرد.

“من از پاسخ دادن به این سوال خودداری می کنم.” گراهام لبخند زد. “من مطمئن هستم كه نسخه موبايل تلفن به دليل فعاليت هاي گناه آلودانه منجر به ازدواج هاي زيادي شده است.”

“تلفن های همراه مشاغل زیادی ایجاد کرده است. همه روزنامه نگار شدند ، همه متخصص سوژه شدند ، جنایتکاران شکوفا شدند ، پلیس افراد فنی را برای مقابله با جرم تولید شده توسط موبایل استخدام کرد. هر شهر چندین متخصص داشت که پیشنهاد می کردند محصولات من را “فرار از زندان” کنند. حداقل من نام خود را توجیه کردم. ” مشاغل نظر داده شده

گراهام با انگشت شست گفت: “در آنجا من با تو موافقم ،” زنگ تمام شد ، جابز. منظور من خوب است ، مشاغل. “

استیو به گراهام نزدیک شد.

“بیایید یک سلفی داشته باشیم.”



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>