زمینه ژئوپلیتیکی و اهمیت استقبال چین از ایران

[ad_1]

گفته شده است که خداوند جنگ را ایجاد کرده تا آمریکایی ها بتوانند جغرافیا را بیاموزند. شک دارم که درسی را که در طول زندگی ام آموخته ام ، شاید حتی در زمان حیات خدا ، نبینم. به نظر نمی رسد بدون درک دقیق جغرافیا ، درک ژئوپلیتیک از سیاست گذاران آمریکایی نیز دور باشد. دو تا از مهمترین درسهای ژئوپلیتیک تاریخ ، دشمن دشمن من ، دوست من است و افراد اخراجی با هم متحد می شوند.

این امر مستلزم آن بود كه هنری كیسینجر ، با درایت استادانه اش از تاریخ اروپا و عقل برجسته ، چین را از اتحاد جماهیر شوروی دور كند. از زمان پایان جنگ سرد ، منافع روسیه با گسترش ناتو به سمت شرق ، مداخله نظامی در کوزوو ، کودتای مشروطه در اوکراین و غیره توسط آمریکا پیروزمند بی احترامی شده است. با اعلام چین تهدید استراتژیک بلند مدت توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور ، ولادیمیر روسای جمهور پوتین و شی جین پینگ در یک محور جهانی ضد آمریکایی نزدیکتر شده اند.

از نظر تاریخی چین یک قدرت زمینی قاره ای بوده و هیچ قابلیت پیش بینی نیرو را ندارد. ایالات متحده یک قدرت دریایی گسترده و هنوز هم قدرت جهانی حاکم است. اما سیستم سیاسی آن شکسته است و ممکن است قابل تعمیر نباشد. در حالی که اعتماد به نفس و غرور ملی چینی ها رشد کرده است ، به نظر می رسد کل دنیای غرب با اعتماد به نفس غرق شده و با جنگ های فرهنگی مبتنی بر هویت تشنج شده است. جاه طلبی های چین گسترش یافته است تا جهان را با ابتکار عمل کمربند و جاده محاصره کند. با رشد منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهانی آن ، رد پای نظامی آن نیز رشد خواهد کرد. در این شرایط است که مشارکت راهبردی 25 ساله چین و ایران در تاریخ 27 مارس قابل توجه است.

توافق هسته ای 2015 ایران توافق خوبی بود. هیچ یک از طرفین هر آنچه را که می خواست به دست نیاوردند اما هر یک به اندازه کافی توانستند در موفقیت خود سهیم باشند. یک دهه سخت گیری تحریم های بین المللی نتوانسته بود دستاوردهای سریع ایران در زمینه توانایی سلاح های هسته ای را متوقف کند (تحریم ها بندرت جواب می دهند). سانتریفیوژهای آن از 164 در سال 2003 به 19000 در سال 2013 و ذخیره اورانیوم غنی شده آن به 10 هزار کیلوگرم افزایش یافت. توافق سال 2015 بیشتر اورانیوم و سانتریفیوژها را نابود کرد ، بسیاری از زیرساخت های هسته ای را متلاشی کرد ، بازرسی های بین المللی فوق العاده سخت را آغاز کرد و تهدیدهای دوقلوی بمب قریب الوقوع ایران و حملات آمریکا به ایران را به حالت تعلیق درآورد. خروج ترامپ از این توافق ، ایران را به انزوا و آغوش استقبال چین سوق داد.

سنگین بودن تاریخ نشان می دهد جنگ چین و آمریکا بیشتر به دلیل دام توكیدید است كه در آن قدرت های در حال ظهور با قدرت های مستقر درگیر می شوند. چین هیچ سنتی تاریخی یا فلسفی از رفتار قدرتهای بزرگ در نظامی از قدرتهای بزرگ ندارد. میراث منشعب آن ، که به موجب آن ادای احترام به پادشاهی میانه انجام می شود ، ممکن است راهی برای توضیح مشکلات آن با چندین همسایه ، از جمله هند و ژاپن در نتیجه برای صلح آسیا و جهان باشد. ایالات متحده نیز فاقد رسم فعالیت در سیستم قدرتهای بزرگ است. این کشور یاد گرفت که در جنگ جنگ سرد با احتیاط نسبت به مسکو رفتار کند ، از نظر برابری با آن برخورد کند و توافق نامه ها ، تفاهم ها و روش هایی را برای کاهش احتمال درگیری نظامی ناخواسته بین دو ابرقدرت هسته ای منعقد کند. اما از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، یک نسل کامل از رهبران و مقامات سیاسی ایالات متحده در معامله با روسیه قرار گرفتند و به عنوان یک شکست خورده ، فقیر و منقبض شده که منافع وی کاملاً نادیده گرفته شود ، با بی احترامی رفتار می کنند. خوب ، همانطور که کیسینجر گفت ، یک قدرت بزرگ برای همیشه عقب نشینی نمی کند.

برای بیش از دو قرن ، خاورمیانه محل بازی قدرت های استعماری ایالات متحده و اروپا بوده است. اکنون روسیه دارای یک نقطه مشترک نظامی در سوریه و حضور پررنگی در آن سوی دریای خزر و سیاه است. با این توافق با ایران و وزن آن به عنوان عضوی دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد وتو ، چین به یک تأثیرگذار دیپلماتیک بالقوه در منطقه تبدیل شده است. نادرست است که توافقنامه چین و ایران را به عنوان شعارهای بدون ماده ، صرفاً “سفته” ، رد کنید. در عوض ، همانطور که همکار من امین سایکال استدلال می کند ، توافق بین ایران تحریم شده توسط آمریکا و چین تحت فشار آمریکا یک بازی بالقوه است. این همچنین می تواند به چین اهرم استراتژیک برای مقابله با گروه چهارگانه استرالیا ، هند ، ژاپن و ایالات متحده به عنوان دموکراسی های هند و اقیانوس آرام بدهد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>