زمان واکسن معنوی است


تقریباً همه به خدا روی می آورند و به دنبال آرامش ، هدایت ، کمک ، محافظت و اقامه نماز ، شعار ، کار با فریاد زدن و غیره هستند. من همیشه گفته ام دین یک رابطه سازمان یافته با خداست ، پر از بایدها و نبایدها ، درست و غلط ، خوب و بد ، بهشت ​​و جهنم ، و شامل رویه ها ، آیین ها و توبه است. از طرف دیگر معنویت ارتباط مستقیمی با جهان است. این خط تلفن مستقیم شماست که انرژی و انرژی کیهانی شما را با دانش باورنکردنی که با بی نهایت یکی هستید پیوند می دهد. نیازی به جغرافیا ، جدول زمانی ، دیکتات یا واسطه در قالب کشیش یا مالت ندارد. اکثر مردم در این لحظه برای سلامتی و طول عمر دعا می کنند ، اما وقتی می فهمید که سلامتی کلی نگر است و به طور جدایی ناپذیری ذهن ذهنی ، عاطفی ، جسمی و روحی شما را پیوند می دهد ، متوجه می شوید که مسیرهای درونی وجود دارد که باید در آنها قدم بگذارید برای رسیدن به آنچه می خواهید. همه ما روی واکسن فیزیکی متمرکز شده ایم تا از یک ویروس خارجی کشنده محافظت کنیم.

با این حال ، وقتی شما فراجناحی را مطالعه می کنید ، می فهمید که چگونه افکار شما احساسات را ایجاد می کنند ، و چگونه وقتی این احساسات مزمن هستند ، آنها به نوبه خود سمی می شوند و باعث ایجاد بیماری در بدن فیزیکی شما می شوند. از این رو برای ایجاد یک سیستم ایمنی قوی برای مقابله با یک تهدید جسمی قابل درک ، ویروس های عاطفی و ذهنی عصبانیت ، استرس ، ناامیدی ، درماندگی ، ناامیدی ، حسادت ، حرص و آز همان چیزی هستند که شما باید در ابتدا واکسینه کنید. واکسن معنوی واکسنی است که شامل تزریق ذهن شما با افکار مثبت باشد (اجازه ندهید ترس و احساسات منفی بر بار مثبت و رویاهای شما غلبه کند) ، آرزوی واقعی برای دیگران (عدم نفرت از آنها به خاطر آنچه که دارند و شما ندارید) ، گسترش عشق و مهربانی (گرفتار درام خود نیستید و دیگران را به بیرون نمی کشید) و از همه مهمتر ابراز سپاس برای آنچه در زندگی دارید. شگفت آور است وقتی به زندگی خود نگاه می کنید که چقدر باید قدردان آن باشید. هر یک از اعضای خانواده زنده ، هر خاطره شگفت انگیزی که یکی از نزدیکان شما برای شما به یادگار گذاشته است ، هر شی مادی که با خود احاطه کرده اید و هر نفسی که می کشید. همیشه یک تصویر بزرگتر وجود دارد و خواه یک خدای خاص باشد یا یک انرژی جهانی که با آن ارتباط برقرار می کنید ، این زمان آن است که خود را با اعتقاد به آنها واکسینه کنید و به همه چیزهای خوب ، قوی ، مثبت ، نجیب و سخاوتمندانه در درون خود دسترسی پیدا کنید. اغلب گفته می شود که دنیای درونی شما دنیای بیرونی شما را شکل می دهد ، بنابراین من از شما می خواهم که به درون خود نگاه کنید و سپس دیگر نگاه نکنید.

1. اواخر اواخر شب می دیدم که شوهرم پیام می دهد و مطمئن نیستم که این فقط برای کار رسمی باشد. چطور باید بدون عصبانی کردن از او بپرسم که در مورد چه چیزی است؟

به او بگویید که برای یک ازدواج سالم کنار گذاشتن تلفن در یک زمان خاص مهم است. در غیر اینصورت چه کار باشد ، چه گروه های چت یا دوستان تصادفی که پیام و شوخی می فرستند و زمان اختصاص داده شده ای برای پیوند و رشد مشترک زن و شوهر وجود ندارد. اگر او رعایت نکرد و احساس کردید زنی درگیر آن است ، به سادگی بخندید و از او بپرسید که زن دیگر کیست. و سپس در کنار او دست و پا بزنید و از او بپرسید چه چیزی مهم است که توجه او را از شما دور می کند. شما با لحن و زبان بدن او و نحوه حرکت دادن تلفن خود ، خواه کار یا چیز دیگری ، خواهید فهمید.

2. من و همسرم همیشه رابطه سرگرم کننده ای داشتیم ، اما اواخر این زمان ها او بدخلق تر می شود و با کوچکترین بهانه عقب می افتد. من موافقم که همه گیری ممکن است ذهن مردم را آزار دهد و من اجازه می دهم بسیاری از چیزها گذشته باشند ، اما من می خواهم که دوباره این معادله را داشته باشیم. چه کاری باید انجام دهم؟

به مدت یک هفته بدون وقفه سرگرم باشید! بخندید ، جوک بزنید ، مسخره باشید ، ناز کنید ، شایان ستایش باشید و ببینید آیا این مسئله او را بیرون می کشد. اگر اینطور نیست ، پس او را بنشینید و به او بگویید دلتنگ “ما” شده ای و دلتنگ “تفریح” شده ای. درمورد کدی که می توانید هر وقت او مانند “عصر یخبندان” ضربه محکم و ناگهانی می زند استفاده کنید و هر وقت رفتار ناعادلانه ای داشته باشید با تأکید از آن استفاده کنید. گاهی اوقات آن را با لبخندی گونه گونه بیان کنید و دور شوید ، گاهی آن را با چهره ای غمگین بگویید و دور شوید و گاهی با صورت اخم زده آن را بگویید و کنار بروید. هدف این است که به او اجازه دهیم از تعداد دفعات آن آگاه باشد و ارزیابی کند که آیا واکنش وی غیرموجه بوده است.

3. چند سال پیش برادر همسرم از من گذر کرد. او همیشه این فرد دوستانه ، سرگرم کننده و دلسوز بوده است و باید اعتراف کنم که من عاشق روشی بوده ام که او با من معاشقه ورزیده است. آن روزها خیلی احساس خواسته و آرزو می کردم. و من با جریان رفتم. هرچند ما هرگز از مرز عبور نکردیم – هرگز یکدیگر را بوسیدیم و رابطه برقرار نکردیم. با این حال ، گاهی اوقات وقتی شوهر من و من در حال رابطه جنسی هستیم ، به او فکر می کنم ، درباره او خیال پردازی می کنم. البته می دانم که این درست نیست اما در واقع مرتکب اشتباه نمی شوم. آیا من خیانت می کنم؟ آیا خیال پردازی ذهنی از مرد دیگری اشتباه است؟

نمی توانید ذهن خود را از سرگردانی متوقف کنید ، و اگر این کار را انجام دادید ، لطفاً تکنیک خود را با همه کسانی که در این کره خاکی مراقبه می کنند ، به اشتراک بگذارید. شما مسئول افکار خود نیستید ، اما مسئول اعمال خود هستید. ممکن است مواردی پیش آمده باشد که شما می خواهید به شخصی سیلی بزنید ، یا شاید حتی به کشتن شخصی فکر کرده باشید. در برهه ای از پس این خواسته ها برآمدید و از خود تشکر کردید که اجازه ندادید بهتر از شما آزار دهند. همین وضعیت! آنچه شما باید تماشا کنید تمایل شما به وسواس در این مورد است ، زیرا اگر فرصتی فراهم شود منجر به عبور از خطوط می شود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>