روند صلح هند و پاکستان بسیار مرده است


نیازی نیست که دانشمند موشک باشید تا بدانید که عمران خان نخست وزیر پاکستان با تلنگرهای سیاست چندگانه خود اعتبار کمی را که دولت های غیرنظامی در کشورش دارند از بین برد. دقیقاً مانند اینکه نیازی نیست که یک صاحب نظر سیاسی زیرک باشید تا بدانید نخست وزیر مودی مانند راجیو گاندی نخست وزیر سابق نیست که بخواهد اختلافات مرزی بحث برانگیز را به “خرد نسل آینده” بسپارد. در صورت وجود ، نخست وزیر مودی سرمایه سیاسی کافی برای پیشبرد یک قطعنامه را دارد. در میان تضاد در دو رهبری غیرنظامی همسایگان متخاصم ، چگونه می توان وضعیت هند و پاکستان را خواند؟ آیا با توجه به اینکه حتی مراحل کودک مانند تجارت ، از سرگیری روابط ورزشی در فضای پرتنش فعلی امکان پذیر نیست ، آیا صلح وجود دارد؟ دلایل وجود دارد که به سه دلیل واضح فرض کنیم یک حرکت مثبت در روابط هند و پاکستان روی خواهد داد.

یک ، اقتصاد پاکستان نمی تواند به وضع موجود ادامه دهد – تجارت بدون هیچ چیز با هند. اسلام آباد سیزدهمین وام خود را از صندوق بین المللی پول دریافت می کند و اقتصاد اکنون با تورم فلج کننده دست و پنجه نرم می کند. واردات گندم پاکستان که به مشکلات اقتصادی این کشور افزوده است. پاکستان پس از سالها خودکفایی ، اکنون مجبور شده برای تغذیه مردم خود گندم وارد کند. حتی در صورت مقایسه هر مقایسه با بنگلادش – که با رشد ناخالص داخلی بالاتر و چهار برابر مجموعه فارکس با رشد چشمگیر 8 درصدی در حال رشد است – اقتصاد پاکستان به کمک نیاز دارد. بیهوده نیست که رئیس ارتش پاکستان در سخنرانی خود که در مورد هجدهم مارس بسیار مورد بحث قرار گرفت ، درباره اقتصاد ژئو صحبت کرد. هیچ مبلغی از یک جینگ آیسم نمی تواند مشکلات اقتصادی فعلی پاکستانی ها را بپوشاند. ارتش پاکستان این موضوع را بیشتر می فهمد با توجه به اینکه یکی از سهامداران اصلی در اقتصاد است. اگر وسواسش در “بررسی همسر” هند نبود ، آیا اقتصاد پاکستان – با هزینه های بیش از حد دفاعی خود – در چنین وضعیتی قرار داشت؟ گشایش تجارت با هند اولین مجموعه “مراحل کودک” است که برای هرگونه عادی سازی مورد نیاز است. اما مهمتر از آن ، برای تثبیت اقتصاد پاکستان بسیار حیاتی است.

بدترین وضعیت اقتصادی پاکستان هنوز خود را نشان نمی دهد ، به صورت پرداخت های کلان به چین. چین سرمایه گذاری زیادی در کریدور اقتصادی چین پاکستان انجام داده است که بخشی اساسی از ابتکار عمل کمربند و جاده آن است. چین کشوری است که به دنبال رانت است و نه یک دوست کمک کننده است. و زودتر از آن ، چین پوند گوشت خود را از پاکستان برای مقدار زیادی بودجه ای که در این کشور واقع در استراتژیک سرمایه گذاری کرده است ، استخراج خواهد کرد. در حقیقت ، چند صدای سالم در تشکیلات پاکستان باید این سال را داشته باشند که روابط اسلام آباد با پکن چگونه خواهد بود ، اگر مورد اول فقط بر نفرت هندوستان نبود. این کشور روابط عادی با چین داشت و فقط به دلیل اینکه می خواست دهلی نو را تضعیف کند ، به دولت وطن خود تبدیل نمی شود. گرچه در این روند ، به شدت به پکن مدیون شده است. با شروع پرداخت ها ، سردردهای اقتصادی پاکستان نیز شروع می شود.

دوم ، اتفاقاتی که در افغانستان به شدت مورد تماشای اسلام آباد است ممکن است در معمای هند و پاکستان تأثیر داشته باشد. اگر برخی از گزارش ها باور شود ، خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان می تواند زمینه را برای یک تیم چند ملیتی سازمان ملل برای نظارت بر کشور فراهم کند ، دچار هرج و مرج نمی شود. منطقی خواهد بود که دهلی نو را نیز در این مورد بگنجانیم ، زیرا ایالات متحده همیشه از هند برای داشتن نقش بزرگتر طرفداری کرده است. چنین نتیجه ای برای اسلام آباد حداقل مطلوب خواهد بود زیرا اهمیت ژئو استراتژیک خود را کاهش داده و قدرت چانه زنی خود با آمریکا را کاهش می دهد. تصور اینکه برخی از خطوط ارتباطی کانال پشت ممکن است شامل افغانستان و نقشی باشد که هند و پاکستان در آن بازی می کنند ، غیر معمول نیست. از این گذشته ، پاکستان – که اکنون بازدهی ناچیزی از سخنان خود در کشمیر دارد – نتوانسته است با موفقیت حمایت از قدرت های جهانی را در موضوع لغو ماده 370 جلب کند. برعکس ، اسلام آباد با استفاده از نقش خود در کابل پست خروج آمریکا. آیا عمران خان (یا روسای نظامی وی) آیا می خواهند با ادامه مسئله کشمیر ، نمایش بزرگتری را در افغانستان به خطر بیندازند؟ یا آیا آنها در ازای ادامه موقعیت مهم خود در تعیین آینده کابل ، تصمیم به نشان دادن حرکات مثبت (مانند آتش بس) در مورد کشمیر دارند؟ پاسخ به این واضح است ، اما اجرای آن توسط سرنوشت گفتگوهای “غیررسمی” بین هند و پاکستان تعیین می شود. با این وجود ، انتخاب مهمی برای همه تصمیم گیرندگان در پاکستان (که ممکن است شامل آقای خان باشد یا نباشد) خواهد بود.

ثالثاً ، در ماه ژوئیه ، برخی از عناصر ارتش پاکستان و دولت غیرنظامی مسئله ادغام گیلگیت بالتستان و کشمیر اشغالی پاکستان را به عنوان استان های پنجم و ششم مطرح خواهند کرد. عمران خان ممکن است نتواند در مقابل وسوسه ای که شبیه PM Modi است (پس از لغو ماده 370) مقاومت کند. این کاملاً طبیعی ، از سوی دهلی نو پاسخ جدی خواهد گرفت ، زیرا در دوره کنونی در مورد اراده و عزم راسخ برای بازپس گیری هر دو منطقه صحبت شده است. اگر چنین وضعیتی بوجود آید ، انعطاف پذیری را که می تواند توسط طرف هندی یا همتای پاکستانی آن نشان داده شود ، محدود می کند تا از تحریک کننده های معمول عبور کند. از 5 آگوست 2019 ، دولت هند موضع خود را صریح اعلام کرده است – “همه بحث های آینده فقط در مورد PoK خواهد بود” پاسخ معمول بوده است. به همین ترتیب ، مشروعیت نهادی ارتش پاکستان بر اساس نیاز به جنگ با هند برای “حل مسئله کشمیر” متمرکز شده است. اگر PoK به یک استان پاکستان تبدیل شود ، فشار از طرف رای دهندگان داخلی چنان شدید خواهد بود که هر دو طرف قادر به حرکت رو به جلو نخواهند بود ، مبادا “فروش” نامیده شود. با توجه به این پیچیدگی ها ، این شانس وجود دارد که این مذاکرات – پشت درهای بسته و خارج از حیطه کانال های دیپلماتیک رسمی – تسریع در هر نتیجه ای باشد.

هند و پاکستان محکوم به زندگی در تنفر ، خصومت و تنش نیستند. علی رغم شروع نادرست و تلاشهای متعدد هند – که حملات تروریستی پاکستان به دنبال آن انجام شده است – نخست وزیر مودی ممکن است مشتاق فراتر رفتن باشد. در حال حاضر ، صلح دست نیافتنی به نظر می رسد ، اما روند صلح چنین نیست. از همه جنبه ها ، روشن است که روند در حال رونق است و ممکن است در از بین بردن برخی از اختلافات موفق باشد.

یک راه حل مسالمت آمیز نیازی به تصمیم گیری سریع درباره سرنوشت پیچیده ترین مسئله ژئو-سیاسی شبه قاره ندارد. باید اراده انجام شود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>