راه ساده عیسی برای ارتباط با خدا


توسط اوشا پالراج

“حقیقت چیست؟ پیلاته را به شوخی گفت ، و برای جواب باقی نمی ماند. “

مقاله “حقیقت” نوشته شده توسط فرانسیس بیکن ، 16-17 آغاز می شودهفتم قرن دولتمرد ، فیلسوف و نویسنده انگلیسی. بیکن صحنه محاکمه عیسی را قبل از پیلاطس ، فرماندار روم در اورشلیم به یاد می آورد ، همانطور که یوحنا در انجیل خود آورده است. روز جمعه هفته عید فصح یهودیان بود. سال در حدود اواسط دهه 30 قرن 1 میلادی بود.

عیسی متهم به ادعای فجیع شده بود و خود را پسر خدا و پادشاه می نامید. او با توجه به مضامین جدیدی که تبلیغ می کرد و شفای معجزه آسایی که انجام می داد ، هر کجا که می رفت جمعیت زیادی را به خود جلب کرده بود. اما او همچنین کاهنان اعظم در معبد را خشمگین کرده بود و آنها را منافقانی خوانده بود که آنچه را که موعظه می کردند عمل نمی کردند و با راه دادن معامله گران به داخل معبد ، معبد خدای مقدس را به لانه دزد تبدیل کرده بودند. کاهنان اعظم قصد داشتند مردم اورشلیم را علیه عیسی تحریک کنند و مرگ او را به وجود آورند.

پیلاطس اتهامات علیه عیسی را شنید و چهره او را مورد مطالعه قرار داد. او که هیچ نشانه ای از گناه نداشت ، از او پرسید ، “آیا تو یک پادشاه هستی؟” عیسی می دانست که در مدت زمان کوتاهی ، به صلیب میخ می شود. اما او هیچ ترس و التماس از زندگی نشان نداد. او بیانیه ماموریت زندگی خود را با جدیت تمام بیان کرد. وی گفت: “این همانطور است كه شما می گویید.” “اما پادشاهی من از این دنیا نیست. من آمده ام تا به حقیقت شهادت دهم. هر که طرف حقیقت باشد صدای من را می شنود. “

عیسی ادعا کرده بود که برای تبلیغ ملکوت خدا به دنیا آمده است. خدا روح و حقیقت است و به دنبال افرادی می رود که او را روح و حقیقت پرستش می کنند. چنین پرستش هایی خدا را می بینند و صدای او را در روح خود می شنوند. آنها بندگان و پیامبران او و مجاری فضل او برای مردم این جهان خواهند بود.

پاسخ پیلاطس به این التماس عیسی چه بود؟ لحظه ای برای او نبود که در مورد موضوعات عمیقی که عیسی پیش روی خود قرار داده بود تعمق کند. گروهی که او را به ارمغان آورده بودند به دنبال وحشتناک ترین حکم اعدام برای وی بودند: “او را مصلوب کنید”. او مبهم از عیسی پرسید ، “حقیقت چیست؟” و در تلاش برای نجات جان خود به صحبت با جمعیت پرداخت.

آیا پیلاتس شوخی می کرد؟ آیا او حقیقت را زباله می انداخت؟ سخنان عیسی در آن لحظه برای پیلاطس بی ربط بود و مجبور شد آنها را کنار بگذارد. بیکن می گوید واکنش پیلاتس در نظر گرفتن واقعیت ، برای اکثر ما معمول است. ما حقیقت را نجیب ترین فضیلت ها می شناسیم و از آن حمایت می کنیم. اما دروغ در معاملات ما جایگاه حیاتی داشته است. آنها مناسب و مفید هستند ، سرگرمی و سود را فراهم می کنند و از این رو محبوب هستند. حقیقت امر به احترام دارد و با هزینه های زیادی توسط دولت ها ، دانشمندان ، دانشمندان و پیشگامان جستجو می شود. مشهور است که جویندگان حقیقت پس از روحیات خود توسط مکاشفات ماوراالطبیعه هدایت می شوند. ما ممکن است آنها را به عنوان صدای خدا تشخیص دهیم یا نشناسیم. اما مسلم است که حقایق زندگی را پرورش می دهند و تغذیه می کنند. آنها صلح ، سلامتی و سعادت را برای ملتها به ارمغان می آورند.

آن روز جمعه که جلوی پیلاطس متهم شده بود ، عیسی از راهی ساده برای ارتباط با خدا گفت: به حقیقت متعهد باشید. حقایق روند روشنایی روح را از بین می برد که جهل و ترس را بیرون می کشد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>