راهنمای به روز شده برای انتقال انرژی تحت دولت بایدن

[ad_1]

از کجا شروع می شود

بیش از یک هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری ، میزوو آمریكا آنچه را كه احتمالاً تغییر در چشم انداز سیاست های انرژی در صورت پیروزی بایدن تلقی می شود ، بیان كرد. با گذشت تقریباً نیم سال از ریاست جمهوری بایدن ، اطلاعات بسیار بیشتری برای ادامه وجود دارد.

از زمان افتتاح ، دولت با یک برنامه انرژی به شدت به نفع انرژی های تجدید پذیر است ، با هدف تولید برق بدون کربن تا سال 2035 و اقتصاد کربن بدون صفر تا سال 2050. رئیس جمهور بایدن یک مهلت قانونی برای حفاری در فدرال تعیین کرده است زمین ها ، بررسی اجاره و مجوز توسعه انرژی در زمین ها و آب های عمومی را آغاز کرد و آژانس های فدرال را برای حذف یارانه های سوخت فسیلی در صورت امکان راهنمایی کرد.

این اقدامات انتظار می رفت ، اما لحن کاخ سفید شدیدتر از آن بود که پیش بینی شده بود. به نظر می رسد اشتیاق در مورد اهداف بلند پروازانه وجود دارد ، در حالی که در عین حال فقط با اشاره به مقیاس تعهد پیشنهادی ، کمی سر تکان می دهد.

چشم انداز در حال تغییر

برای درک دامنه واقعی اهداف دولت جدید ، باید بدانیم که از کجا شروع می کنیم. پاییز سال گذشته ، میزوو آمریکا اظهار داشت که تولید برق کشور ما به شدت به سوخت های فسیلی متکی است. از 4.12 تریلیون کیلووات ساعت (کیلووات ساعت) برقی که ایالات متحده به آن بستگی دارد ، سوخت های ساطع کننده کربن سه پنجم تولید می کنند. انرژی هسته ای 20 درصد دیگر را تشکیل می دهد و انرژی باقیمانده تجدیدپذیر را مسئول باقی مانده آن می داند.

این نشان می دهد که ، علی رغم تمایل به یک کراس اوور سریع ، جایگزینی سوخت های فسیلی با تجدیدپذیر حداقل اقدامی عظیم خواهد بود. حتی وقتی باد و خورشید از نظر ظرفیت تولید اضافه شده از منابع سوخت فسیلی پیشی می گیرند ، این شکاف بسیار زیاد است. این امر به اضافه یا جایگزینی بیش از 200 میلیارد کیلووات ساعت تولید برق تجدیدپذیر در سال طی 15 سال آینده نیاز دارد. چالش های این افق زمانی چیزی برای تخفیف نیست. در اروپا 14 سال طول کشید تا دو برابر ظرفیت تجدیدپذیر از 17 درصد در سال 2005 به 34 درصد از تولیدات تولید شده در سال 2019 دو برابر شود.

نقشه راه انتقال انرژی Mizuho Americas - نمودار 1 منابع تولید برق ایالات متحدهنقشه راه انتقال انرژی Mizuho Americas - نمودارهای 2 هنوز هم از سوخت های فسیلی تأمین می شوند اما انرژی های تجدیدپذیر در حال افزایش هستند

و چالش های مات بیشتر وجود دارد. اول اینکه ، انرژی های تجدیدپذیر اگرچه کربن تولید نمی کنند ، اما به خودی خود برخی از تأثیرات را دارند. اثر جغرافیایی تولید خورشید و باد مورد نیاز برای تأمین انرژی آمریکا بسیار زیاد است. آرایه های خورشیدی برای تولید یک مگاوات (مگاوات) برق به 43.5 جریب نیاز دارند و نیروگاه های بادی به 70.6 جریب در مگاوات نیاز دارند. برای زغال سنگ یا گاز طبیعی ، این ارقام به ترتیب 21/12 و 41/12 است. مقاله اخیر بلومبرگ با اشاره به اینكه مزرعه بادی متوسط ​​200 مگاواتی نیاز به پخش توربین در بیش از 19 مایل مربع دارد ، در حالی كه یك نیروگاه گاز طبیعی با همان ظرفیت تولید می تواند در یك بلوك شهر قرار گیرد.

مقاله وال استریت ژورنال خاطرنشان كرد كه توسعه خورشیدی و نیاز آن به خشكی باعث ایجاد عقبگرد گروههای محیطی می شود. علاوه بر این ، صفحات خورشیدی ، باتری ها و سایر اجزا به مقادیر زیادی از فلزات کمیاب خاکی احتیاج دارند و دارای زنجیره های تأمین کننده چالش برانگیزی هستند و هر دو فناوری با اثرات زیست محیطی مرتبط با انتشار گازهای گلخانه ای همراه نیستند.

سپس ، مسئله انتقال بازار وجود دارد. در حالی که بیشتر تحلیل هایی که نتیجه می گیرند ما در دوره افزایش ثروت برای انرژی های تجدیدپذیر و کاهش ثروت برای سوخت های فسیلی هستیم که صرفاً به هزینه ها و ظرفیت نگاه می کنند ، اما چگونگی وجود هیدروکربن های یکپارچه را در ساختار اقتصاد کنار می گذارند. از روان کننده های صنعتی گرفته تا کیسه های ساندویچ و پلاستیک های داخل وسایل نقلیه برقی تسلا ، هیدروکربن ها در زندگی روزمره ما ریشه دوانده اند. و گرچه این بدان معنا نیست که ما باید از آنها برای تولید برق استفاده کنیم ، اما این بدان معنی است که همچنان انگیزه ای برای جستجوی و استفاده از آنها وجود خواهد داشت. حتی اگر ما استفاده از هیدروکربن را به عنوان وسیله ای برای انتقال نیرو با موفقیت حذف کنیم ، باز هم حدود 50٪ از بشکه تصفیه شده روغن باقی می ماند تا در بسیاری از کاربردهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد. (نمودار را مشاهده کنید ، در زیر)

نقشه راه انتقال انرژی Mizuho Americas - نمودار 3 فرآورده های نفتی ساخته شده از یک بشکه نفت خام

روی هم رفته ، این امر به ما می گوید که مسیر پیش روی تجدیدپذیرهای آمریکایی بعید است همانقدر صاف یا فوری باشد که طرفداران می گویند.

خوب ، آیا ما فقط پول آن را می اندازیم؟

در پاسخ به بیشتر این نگرانی ها ، تقویت كنندگان مشتاق تجدید پذیر به قدرت پول اشاره می كنند. نیاز به “سرمایه گذاری گسترده دولت در نوآوری” برای ایجاد این جهان جدید. و تا حدی درست هستند. مقیاس سرمایه گذاری مورد نیاز قابل توجه است. وال استریت محاسبه می کند که انتقال 50 تریلیون دلار سرمایه گذاری و زیرساخت جدید خواهد داشت. این رقم حتی در مقیاس جهانی نیز واقعاً یک عدد ذهن خیره کننده است.

اما از منظر سرمایه گذاران ، همانطور که در ماه اکتبر اشاره کردیم ، در فضای تجدید پذیر یا انرژی سبز کمبود سرمایه وجود ندارد. میزان سرمایه در نظر گرفته شده برای طرح های انرژی سبز و / یا ESG در دهه گذشته افزایش یافته است. سرمایه گذاران نهادی و خرده فروشی از چشم انداز این انتقال مشتاق هستند و بر این اساس سرمایه اختصاص داده اند. پول نقد برای سرمایه گذاری سبز در دسترس است. نام هایی مانند بزوس و گیتس به تنهایی صدها میلیون دلار تعهد کرده اند و در ابتکاراتی مشترک مانند بیودیزل ، فن آوری های جذب کربن و جاه طلبانه همجوشی سرمایه گذاری کرده اند.

آنچه سرمایه گذاران به آن خیره شده اند به جای کمبود سرمایه ، یک مشکل فرصت است. بسیاری از احتمالات ذکر شده در فن آوری های نوپای مانند بیودیزل یا هیدروژن ریشه دارد که از نظر تجاری آزمایش نشده اند ، اثبات نشده اند که مقیاس بندی شده باشند ، شناخته شده اند که دارای مشکلی هستند یا هنوز به سود نمی رسند. کمبود در دسترس بودن سرمایه نیست بلکه در واقع پروژه های مناسب و فن آوری های اثبات شده است.

در نهایت ، علی رغم ایجاد سرمایه بزرگ ، تعداد فرصت های آماده بازار برای آنلاین بسیار کم است. آنچه Mizuho Americas می بیند ، ایجاد انشعاب بین آنچه در دسترس است و آنچه می تواند به طور واقعی بازدهی جذاب سرمایه گذاری را برای سرمایه گذاران فراهم کند.

صنعت چگونه واکنش می کند

در این مرحله ، ممکن است وسوسه شوید که ما را بدبین یا بدتر بنامید. اینطور نیست! مشتریان Mizuho Americas معتقدند که ESG اجتناب ناپذیر است و شرکت موافق است. وقتی به بیشترین تأثیرپذیری از این اهداف – خود شرکت های انرژی – گوش دهید ، آنها به شما خواهند گفت که پیش بینی این محیط جدید نظارتی را دارند ، آنها ارتباط بین مقصد اعلام شده و واقعیت را درک می کنند و می دانند که باید سازگار شوند. اما به چند دلیل نگرانی هایی در مورد نحوه عملکرد 20 سال آینده وجود دارد.

اول ، نگرانی در مورد تعیین انتظارات واقع بینانه وجود دارد. در حالی که دولت جدید اهداف جدیدی را تعیین کرده و دستورات اجرایی را صادر کرده است ، اما وضوح کافی وجود ندارد. شرکت ها نسبت به اولویت های سیاست گذاری و جزئیات وضعیت نظارتی دولت ، که توانایی آنها در پیش بینی و برنامه ریزی را مهار می کند ، در تاریکی احساس می کنند. شکل زیر از BP هدف رئیس جمهور بایدن را برای کاهش 50 درصدی انتشار از سطح 2005 (اوج) و شدت آن از سطح فعلی (و حتی کاهش 25 درصدی) نشان می دهد.

نقشه راه انتقال انرژی Mizuho Americas - نمودار 4 انتشار CO2 تحت داده های سازش BP

نگرانی دوم عدم قدردانی از این است که بسیاری از شرکتهای قدیمی از نظر پایداری ، کارایی و افزایش ظرفیت تجدیدپذیر تاکنون پیشرفت کرده اند. به بیان ساده تر ، اغلب آسان تر است که شرکت های غیر قابل تجدید را به دلیل ناسازگاری با انتظار در آسمان نادیده بگیریم تا اینکه به مشارکت های مشخصی که داده اند و اقدامات احتمالی آینده که توانایی انجام آن را دارند ، بپردازند.

نقشه راه انتقال انرژی Mizuho Americas - نمودار 5 هزینه تحقیق و توسعه

سرانجام ، همدردی کمی برای شرکتهای تحت فشار وجود دارد. با افزایش تنش بین تعهدات ESG و بازده سهامداران ، مدیریت اهداف زیست محیطی در حالی که همچنان رقابتی است ، دشوار است. به بیان ساده تر ، جستجوی بین نیروهای مخالف آنتاگونیست ایدئولوژیک و احساسات سرمایه گذاران ، مدیریت موفق و استراتژیک را بسیار دشوار می کند.

شکاف واقعیت

بنابراین این ما را به چه نتیجه ای میرساند؟ جوهر زیادی ریخته شده است که ادعا می کند با یک رژیم نظارتی مناسب و یارانه کافی ، انرژی های تجدیدپذیر می توانند فقط در مدت 15 سال جایگزین تولید سنتی شوند. این ممکن است درست باشد. با این حال ، ما فکر خواهیم کرد که شکافی بین این تفکر خوش بینانه و واقعیت موجود در زمین وجود دارد.

در اینجا Mizuho Americas خوانده شده است:

انتقال به نسل خنثی کربن و اقتصاد خنثی کربن اتفاق خواهد افتاد ، اما کمتر توسط سیاست گذاران و بیشتر به دلیل امکان سنجی و سودآوری پیش می رود. با ظهور فن آوری ها و استراتژی هایی که انرژی های تجدیدپذیر را تقویت می کنند و خلا gap موجود در بازار را پر می کنند – از ذخیره سازی باتری گرفته تا جذب کربن – این بخش از این مزایا پیروی می کند.

برای شرکتهای موجود در بخش ، این شکافها ناشی از خواسته های سه گروه اصلی است: سرمایه گذاران ، مصرف کنندگان و طرفداران اقلیم / ESG. آنها از یکدیگر جدا نیستند ، اما اغلب آنها را در شرایط دشواری قرار می دهد.

سرمایه گذاران: هنگامی که لاستیک با جاده روبرو می شود ، ROI برای اکثر پیشنهادات ESG در مقایسه با پروژه های سنتی ، دیدنی نیست. در حال حاضر ، تجدیدپذیرها ممکن است ROI میان رقمی تولید کنند ، در حالی که سرمایه گذاری های قدیمی ROI دو رقمی دارند. علاوه بر این ، بسیاری از فرصت های سرمایه گذاری تجدیدپذیر موجود موانع قابل توجهی دارند و یا فاقد همکاری هستند.

مصرف کنندگان: یخ زدگی زمستانی اخیر تگزاس و تلاش ERCOT برای تنظیم و آماده سازی ، چند چالش را به نمایش می گذارد. اول ، وقتی فشار وارد می شود ، اطمینان برای مصرف کنندگان از اهمیت بالاتری برخوردار است. مقرون به صرفه بودن نزدیک است. انعطاف پذیری شبکه در کوتاه مدت نام بازی برای سازمانهای رو به مصرف کننده خواهد بود و این شامل توانایی تسطیح قله ها و دره های هزینه می شود. در همین حال ، نبردهای گسترده حزبی در حال پیشروی در دنیای ترین مکان ها ، حتی خدمات شهری است. ما می توانیم انتظار داشته باشیم که تقسیم ایدئولوژیک همچنان بر تیم های مدیریتی در بخش انرژی سنگینی کند. روی هم رفته ، اینها ترکیب ناپایداری را ایجاد می کنند که شرکت ها باید برای آن آماده شوند.

فعالان اقلیمی: شرکت ها می دانند که در طول این انتقال باید روایت فعالیت های خود را مدیریت کنند و همچنان سوزن را در سبد سهام خود حرکت دهند. اغلب اوقات ، این شامل تلاش های فعلی برای بهره وری بیشتر ، متنوع کردن سبد سهام آنها و دور شدن از بخش هایی مانند زغال سنگ به صورت آفلاین است. به رسمیت شناختن اینکه این بازیگران درست است که فشار را برای تغییر فشار می دهند در حالی که ابلاغ می کنند که این تغییر نیاز به دولت ها و سایر بازیگران دارد که از طریق مشوق های مالی و برنامه های انتقالی که به شرکت ها امکان می دهد پایدار بمانند ، نقشی فعال داشته باشند ، برای موفقیت در آینده ضروری است.

به جلو نگاه می کنیم: ما از کجا به اینجا می رویم؟

دو دهه آینده در بخش انرژی پویا و در بعضی مواقع متلاطم خواهد بود. جو سیاسی از بسیاری جهات از اکوسیستم بازار پیشی می گیرد. میزوهو آمریكا معتقد است كه گفتگو یكی از م effectiveثرترین راهها برای یافتن راه پیش رو است. با این روحیه ، شرکت در حالی که با هم سفر می کنیم منتظر ادامه مبادله ایده است.


درباره نویسندگان:

ویکتور بارکوت مدیر عامل در Mizuho Securities است ، متخصص در زمینه پوشش بخش نفت و گاز در سطح جهان و مشاور استراتژیک معتبر شرکت های ملی نفت (NOC) و همچنین شرکت های بزرگ نفتی ایالات متحده. باركوت 20 سال كار حرفه اي خود را صرفاً در بخش انرژي متمركز كرد و به شركت هاي بزرگ آمريكايي ، افراد مستقل دولتي و خصوصي و شركت هاي NOC در زمينه معاملات M&A منطقه اي و فرامرزي و بازار سرمايه مشاوره داد. وی در طول زندگی حرفه ای خود ، بیش از 50 میلیارد دلار معامله M&A شرکت و دارایی و همچنین 65 میلیارد دلار معاملات بازار سرمایه در بخش انرژی را مشاوره داده است. بارکوت پیش از پیوستن به میزوهو ، یکی از اعضای اصلی گروه جهانی نفت و گاز دویچه بانک بود ، جایی که وی مدیرعاملی متمرکز بر ارائه بازارهای سرمایه و خدمات مشاوره ای M&A برای مشتریان دولتی و خصوصی در سراسر جهان بود. وی پیش از دویچه بانک ، مدیر عامل گروه منابع و انرژی HSBC بود و با مشتریان E&P در ایالات متحده ، كانادا و آمریكای لاتین كار می كرد. Barcot همچنین شریک بنیانگذار Exxel Energy Group ، یک شرکت مستقل E&P متمرکز بر کوههای راکی ​​ایالات متحده ، و بنیانگذار و مدیر عامل شرکت Archer Petroleum ، با فعالیت در غرب کانادا و حوزه پرمین بود. وی فعالیت بانکی سرمایه گذاری خود را در Credit Suisse First Boston در سال 1997 آغاز کرد.

بهاویکا پاریخ مدیر عامل در Mizuho Securities در بانکداری سرمایه گذاری انرژی است. او در زمینه های بالادستی ، میانی و پایین دستی M&A در سطح جهان متمرکز شده است ، و دارای زمینه ای قوی در زمینه اجرای معاملات ، ایجاد و توسعه تجارت است. مشتریان شامل رشته های مستقر در آمریکا ، افراد مستقل و NOC هستند. تمرکز جغرافیایی وی در آمریکای شمالی ، لاتام و آسیا است. وی همچنین دارای تجربه معامله گسترده ، از جمله رهبر اعدام در معاملات مبتنی بر رویداد است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>