ذات زندگی نورانی را بدانید


توسط سوامی سوخابوداناندا

زندگی پر از شگفتی و هر غافلگیری هدیه ای از ناشناخته است. ما نمی توانیم یک سورپرایز را به عنوان یک هدیه تجربه کنیم زیرا ذهن ما پر از تصورات قبلی است. اینها تجربه ما را آلوده می کنند و از این رو ما تجربه فوق العاده غافلگیری را از دست می دهیم.

احساس کسالت می کنیم و این کسالت اتفاق می افتد زیرا زندگی را مسلم می دانیم و نسبت به اسرار آن بی تفاوت هستیم. بیاموزید چشمان خود را برای دیدن معجزه زندگی تربیت کنید. آیا دیدن اینکه وقتی خورشید طلوع می کند ، پرندگان شروع به جیرجیرک کردن می کنند معجزه نیست؟ آیا دیدن یک درخت تبدیل شدن بذر معجزه ای نیست و از درخت بذر متولد می شود … و این روند ادامه دارد؟ در دانه محدود ، امکان نامحدود پنهان است.

کسانی که زندگی را مسلم نمی دانند معصومیتی کودکانه خواهند داشت و می بینید که آنها با لطف و لذت در حرکت زندگی شرکت می کنند. برای آنها موفقیت و شکست به جای نقاط ناامیدی تبدیل به نقاط جشن می شوند.

چگونه می توان موفقیت و شکست را جشن گرفت؟ الگوی عادی این است که وقتی موفق می شوید ، حرص و آز برای موفقیت بیشتر وجود دارد. این طمع باعث می شود که به دیگری به عنوان یک تهدید و رقیب نگاه کنید. وقتی شکست وجود دارد ، به جای یادگیری از شکست ، خود را با ترحم به خود شلاق می زنید. می توان شکست های خود را به عنوان فرصتی برای یادگیری جشن گرفت.

بنابراین ، هنگامی که موفق هستید ، موفقیت خود را جشن بگیرید و آن لحظه را با حرص و آز ، بلکه با شادی پر نکنید. برنامه ریزی هایی را که باید انجام دهید در آن بگنجانید. برنامه ریزی بخشی از حرص و آز نیست بلکه زندگی عاقلانه است.

وقتی موفقیت و شکست به وجود آمد ، تعجب را ببینید. ببینید چند متغیر در آن سهیم بوده اند. کیفیت غافلگیر شدن را از دست ندهید. لحظه ای که تعجب مرده ، تو مردی. در هر لحظه کیفیت غافلگیری را به ارمغان بیاورید و هر لحظه را با این انرژی در آغوش بگیرید. در این صورت خواهید توانست موفقیت و شکست را جشن بگیرید.

چه چیزی روح زندگی نورانی را تشکیل می دهد؟ اول ، درک کنید که حقیقت برنده است و نه دروغ. دوم ، صدمه دیدن یا ناراحت شدن اینکه توجیه کنید یا نه ، خود آسیب می زند. سوم ، فرصت را در سختی ببینید و در یک فرصت را سخت نبینید.

چهارم ، هر تجربه و موقعیتی را پیامهایی از جانب الهی بدانید. یاد بگیرید که از امکانات بی نهایت کار کنید. گام بعدی این است که بفهمید ، “من کیستم؟”

‘خود’ را مشاهده کنید. سپس خواهید فهمید که نفس یا روح فقط جسم یا ذهن نیست بلکه فضایی است که جسم و ذهن در آن وجود دارد. این فضای درونی به شکل بدن و افکار در می آید. به نظر می رسد فضای مشابه در فضای اتاق محدود است اما اتاق در فضا وجود دارد. بدن نیز در این فضای درونی وجود دارد.

برای تجربه عمیق تر این پرسش را شروع کنید ، “چه کسی درگیر است؟” این امر شما را به سمت آگاهی جدیدی از وضعیت موجودیتان سوق می دهد. اگر حالت وجودی شما بی قرار است ، پس آن را آرام می کنید. این رشته شما را به سمت پرسش بزرگتری سوق می دهد که “من کیستم؟”

این شما را به این درک می رساند که نفس شما جلوی تصویر بزرگتری راجع به شما را می گیرد.

برای جزئیات کارگاه های آنلاین ، با شماره تماس بگیرید: 63666 01235/63666 01236/990177 7003



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>