دین فقط اعتقاد یا تعلق خاطر به یک دین نیست بلکه تحقق و تجربه خداوند است

[ad_1]

مشکل: یک واقعیت مهم قابل توجه این است که همه ادیان ادعا می کنند که آنها بر اساس تجربه واقعی بنیانگذار ادیان مربوطه خود ساخته شده اند. حقایقی که آنها می آموزند نتایج تجربیات یک بنیانگذار خاص است. بنیانگذاران همه خدا را دیدند ، همه آنها روح خود را دیدند ، ابدیت را دیدند ، آینده خود را دیدند و آنچه را دیدند تبلیغ کردند.

ادیان مدرن در آن بالا به خدایی اعتقاد دارند. و فکر کنند و ادعا کنند که فقط برای بنیانگذاران آنها ممکن بود واقعیت خدا را تجربه کنند و این تجربیات در حال حاضر غیرممکن است و هیچ کس دیگری نمی تواند حقیقت را برای خود تجربه کند! و بنابراین ، ما اکنون باید آنچه را که مبلغان آنها بیان کرده اند ، به عقیده اعتقاد داشته باشیم. فقط واعظان می توانند تعلیم دهند و صرفاً “اعتقاد” و “تعلق خاطر” به یک دین کافی است. اخلاقی و با فضیلت بودن در حالی که پیروی از آیین دیگری است ، کافی نیست!

دین تحقق است ؛ نه فقط متعلق به این یا آن دین: ریشی های باستان ما ادعا می كنند و اعلام می كنند كه هیچ كسی نمی تواند دیندار باشد تا زمانی كه خود به بالاترین حقیقت پی ببرد. ثمره ادیان و عمل به خود ما تحقق مستقیم و همان برداشتهایی است که بنیانگذاران داشته اند. صرف تعلق یا اعتقاد به این یا آن خدا ، یا ایدئولوژی ، یا دین فقط یک آغاز است!

ما می توانیم از میوه دین خود فقط با صمیمانه پیروی از روشهای خودسازی نماز ، مراقبه ، عبادت و غیره که بخشی جدایی ناپذیر از هر دین است بهره مند شویم.

یکنواختی ، هماهنگی کیهانی قانون سختگیرانه طبیعت است؛ آنچه یک بار اتفاق افتاده است ، می تواند همیشه اتفاق بیفتد که خدا قابل تحقق است ، در واقع تجربه شده است ، توسط تعداد زیادی ریشی ، بیننده ، همانطور که در وداها بیان شده است ، تأیید شده است. اینکه فقط یکبار بنیانگذار حقیقت نامحدود را می تواند تجربه کند و ابراز کند ، با توجه به یک اصل اساسی علمی کاملاً قابل رد است ، اگر در هر شاخه خاصی از دانش یک مورد تجربه در این جهان وجود داشته باشد ، کاملاً نتیجه می گیرد که این پیش از این میلیونها بار تجربه شده است و تا ابد تکرار خواهد شد.

صحبت در مورد دین بی فایده است تا جایی که شخص آن را احساس کند. به چه حقی مرد می تواند بگوید اگر روح را احساس نمی کند یا اگر خدایی او را نبیند وجود او وجود دارد؟ اگر خدایی وجود دارد ، باید او را ببینیم ، اگر روح وجود دارد ، باید آن را درک کنیم. در غیر این صورت ، بهتر است باور نکنید. بهتر است یک ملحد صریح باشید تا یک منافق.

انسان حقیقت را می خواهد ، می خواهد حقیقت را برای خودش تجربه کند ، آن را درک کند ، درک کند ، آن را در قلب قلب خود احساس کند. ریشی ها را اعلام کنید ، به تنهایی ، همه تردیدها از بین می روند ، همه تاریکی پراکنده می شود ، و همه کجروی ها صاف می شوند.

درک و تجربه خود به عنوان یک روح بی نهایت ، هوشیاری بی نهایت ، جوهره ادیان است که از تمام اساطیر ، ایدئولوژی ، اعتقادات بریده می شود. یوگا و دین دانش تحقق این امر ، بالاترین حقیقت در مورد همه حقایق است. یوگا آن روشهای خود رشد را برای تصفیه و مدیریت ذهن ، افکارمان و هدایت آنها به سمت ابعاد بالاتر و معنوی به ما می آموزد که به ما توانایی تجربه حقیقت ذات معنوی خود را برای خود می دهد.

ریشی ها اعلام می کنند ، “ای فرزندان خدایان ، راه یافته شده است. راهی برای برون رفت از این تاریکی وجود دارد و آن راه انجام کارهای روزمره خودسازی برای مذاهب مربوطه است. ذهن و افکار خود را به سمت خدا ، عالی ترین حقیقت هدایت کنیم ، و فقط با درک او که فراتر از هر تاریکی است ، باید داشته باشیم پورنا-آناندا، تحقق کامل سعادت ؛ راهی دیگر وجود ندارد. “

هر علمی باید روش تحقیق خاص خود را داشته باشد و تمرین مداوم برای تربیت و پالایش ذهن روش ادیان است. علم ادیان ، یوگا (کارما-یوگا ، باکتی-یوگا ، گیان-یوگا ، راجا-یوگا ، به عنوان مثال ، مدیتیشن) یک روش عملی و توسعه یافته از نظر علمی برای دستیابی به این بالاترین حقیقت را پیش روی ما قرار می دهد همه حقایق

چرا اینقدر نزاع است به نام خدا ، این همه جنگ ، نفرت ، کشتار؟ ما می دانیم که ادیان مدرن به رهبری واعظان تیز بین و پیروان نابینا بیش از هر علت دیگری باعث خونریزی به نام خدا شده اند. و دلیل آن این است که آنها هرگز آنچه را که بنیانگذاران ادیان تجربه کرده اند ، تجربه نکرده اند. آنها فقط به رضایت ذهنی از آداب و رسوم و آداب و رسوم عبادت بسنده می کردند بدون اینکه واقعاً عشق و همدلی را برای همه به یک اندازه تجربه کنند. و بنابراین آنها به راحتی دیگران را مجبور به همان کار کردند ، بدون عشق.

دین آیا تحقق به عنوان یک فرضیه عملی است؟علی رغم همه ادیان ، معابد ، کلیساها ، عبادتگاه ها از یک طرف و آموزش و پرورش و علم در دست ، به نوعی ما نه تنها موفق به کشف فراتر از ماده نشده ایم بلکه حتی به عنوان یک فرضیه عملی ، از پذیرش آن خودداری می کنیم. اظهارات کسانی که واقعاً تجربه کرده اند و فهمیده اند ، که پشت این دنیای ماده و پشت هر موجود زنده ، همان زندگی بیکران ، سعادتمند ، واحد ، “هوشیاری” یا همان “زندگی” وجود دارد. روح؛ آتمن روحا‘؛ این واقعیت تغییرناپذیر این جهان همیشه در حال تغییر است.

و این که هدف از “دین” و “یوگا” نشان دادن مسیر رفتار اخلاقی ، نیکوکارانه ، صالحانه ، تعهد به وظایف و غیره از طریق “است که ما می توانیم دوباره با آنها دوباره” بازیابی کنیم “و” دوباره متحد شویم ” تمام!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>