دوستی پادشاه فاجعه

[ad_1]

هنگامی که Devdas در میان درختان نشست و قلب شکسته خود را با آهنگ “Mitwa Laagi Re Ye Kaisi Anbujh Aag …” تخلیه کرد ، همان لحظه متعلق به طلعت محمود بود همانطور که برای Dilip Kumar. آنها یک همکاری بازیگر و خواننده بود که صنعت فیلم قبلاً هرگز ندیده بود. با توجه به اینکه اوایل دهه 1950 بود و مشارکت هایی از این دست ریشه دار نشده بودند.

فعالیت شگفت انگیز شش دهه Dilip Kumar را می توان به بخشهای مختلف تقسیم کرد. و هر فصل ترانه ها را تعریف می کرد. اگر به فصل اول دوران طلایی (دهه های 1940-1940) نگاهی بیندازیم ، نقش های شکستن قالب Dilip Kumar به او لقب “پادشاه تراژدی” را داد. این افسانه که این هفته درگذشت باعث شد خاطرات خانوادگی قدیمی ام را در مورد او بخاطر بسپارم که در مناسبت های خانوادگی و مواردی از این دست به خاطر می آورم

به عنوان متصدی و خواسته یا ناخواسته محقق برای JASHN-T-TALT ، سکویی که من برای بزرگداشت عموی بزرگم طلعت محمود شروع کردم ، سعی کردم بسیاری از جنبه های زندگی و زمانه های او را که کمتر شناخته شده بودند ، مطالعه و درک کنم و فهمید یکی از این اتفاقات مشارکتی است که به برجسته ترین شغل های طلعت محمود و دلیپ کومار تبدیل شده است. سالهای “پادشاه تراژدی” از دیلیپ کومار از صدای طلعت محمود جدا نشدنی بودند. هنگامی که Dilip Kumar با آواز ‘Ae Dil Mujhe Aisi Jagah Le Chal’ ظاهر شد ، با درد ویبراتوی صدای طلعت محمود نمایانگر غم و اندوه اجرای وی بود. یا وقتی پادشاه تراژدی ابراز عشق و خوشحالی کرد ، این صدای مخملی طلعت باعث افزایش روحیه بازیگر شد. آهنگ ‘Dil Mein Samaa Gaye Sajan’ نمونه بارز آن است. هنگامی که شخصیت صفحه نمایش Dilip Kumar عاشق شد ، صدای طلعت آنجا در “Shaam-e-gham Ki Qasam” بود.

به عنوان صدای دلخواه دلیپ کومار بر روی صفحه ، کل آلبوم Madhumati (1958) برای آواز و تفسیر طلعت محمود بود. اما افسوس که سرنوشت برنامه های دیگری داشت زیرا مرگ پدر خواننده مانع از ضبط هر یک از این آهنگ ها شد. او آنقدر سخاوتمند بود که نام موکش جوان و آینده را برای جایگزینی صدای خود پیشنهاد داد.

مشارکت دلیپ کومار و طلعت محمود به ویژه در آن زمانها نادر بود. شاید از شباهت های آنها ناشی شده باشد. دوستی و مشارکت شغلی آنها با عشق متقابل آنها به شعر اردو و فارسی ، علاقه به ادبیات انگلیسی ، رفتارهای ملایم ، ذهن حساس و ظرافتی که هر دو با آنها به اشکال هنری مربوطه نزدیک شدند شکوفا شد. در مبارزات آنها در مقابل فشار خانواده علیه پیوستن به فیلم ها نیز شباهت هایی وجود داشت. این دوستی به خانواده های آنها نیز کشیده شد. خواهران دلیپ کومار با خواهر مورد علاقه طلعت محمود ، لیلا که بعداً مادربزرگ من شد ، دوست شدند. ناهار خانوادگی و رانندگی طولانی با هم معمول بود.

در جبهه های حرفه ای ، غوطه وری شدید Dilip Kumar در شخصیت های روی صفحه او را خسته کرد. به یاد داشته باشید این روزها رئالیسم عمیق در فیلم ها بود و او در خط مقدم تصویری از همه اشتباهات جامعه هند در آن زمان بود. پزشکان به او توصیه کردند که کمی از سینمای شدید استراحت کند و با کمی آرامش کمیک نقش های سبک تری را تجربه کند. در نتیجه نقش های اصلی و صحنه موسیقی نیز تغییر کردند. این دهه 1970 است که موسیقی در دسی بل رشد می کند و شاید به دنبال الهام در ژانرهای موسیقی غرب باشد.

مسیرهای حرفه ای طلعت محمود و دلیپ کومار از هم جدا شدند اما آنها تا آخر دوست باقی ماندند.

وقتی طلعت محمود کار بازیگری خود را آغاز کرد ، دلیپ کومار بسیار هیجان زده شد. وی در آنجا حضور داشت تا اولین بازیگری طلعت را به عنوان اصلی ترین نقش دل نادان (1953) به عهده بگیرد. خیلی دیرتر در سال 1986 ، Dilip sa’ab به ویژه برای راه اندازی آلبوم بازگشت طلعت محمود به نام “Ghazal Ke Saaz Uthao” آمد.

من به عنوان نسل سوم خانواده طلعت ، تصمیم گرفتم دوباره با خانواده Dilip saab ارتباط برقرار کنم و با همسرش Saira Banu تماس بگیرم که مرا با گشودگی و استفاده متخصص از فن آوری پیام رسانی متعجب کرد. من شخصاً با او در ارتباط بوده ام و در مکالمه هایم با او به عشق و ارادت منحصر به فرد وی به دلیپ کومار به ویژه در سالهای آخر زندگی پی بردم. این بسیار مهیج بود و من را وادار کرد از از خودگذشتگی یک زن که در نوع خود دنباله دار قابل توجهی بود تعجب کنم. آنچه که همچنین قابل توجه بود ، احتیاط زیادی بود که وی در پرورش دوستی های قدیمی خود داشت زیرا او عکس هایی از او را با طلعت محمود با من به اشتراک گذاشت ، حتی برخی از آنها را در آلبوم خانوادگی خود نداشتم. او این نکته را به یاد آورد که نوه من و خانواده ما را در دعاهای خود یادآوری می کند.

همانطور که خداحافظی نهایی با Dilip Kumar را انجام می دهیم ، نمی توانیم درگذشت یک دوره طلایی قابل توجه بالیوود را به یاد داشته باشیم. دوران مشارکتهای بزرگ. و حتی دوستی های بزرگتر.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>