دوران یک نماد به پایان می رسد


چادری سیر ، چراغ یادگیری و تدریس ، پس از یک بیماری طولانی مدت در 29 آوریل 2021 در دهلی نو درگذشت. او که یک نهاد در خودش بود ، باعث الهام بخشیدن به کل نسل ها شد و زندگی های بی شماری را در کانپور تحت تأثیر قرار داد.

Chaudhri Harish Chandra در یک خانواده معروف و مشهور از زمیندارها در سیکندرآباد در مولتان به دنیا آمد. این تقسیم در سال 1947 که منجر به مهاجرت میلیونی از پاکستان به هند شد ، خانواده چودری را نیز تحت تأثیر قرار داد که با هواپیمایی که توسط پدر هریش Ch. رم چاندرا (وكیل دادگستری) برای آوردن خانواده و سایر خانواده های مضطرب به هند. هریش به همراه برادر و خواهرش در دهلی توسط عموی خود که یک ICS در وزارت توانبخشی بود پذیرفته شدند. عموی دیگری به آنها کمک کرد تا به کانپور بروند و در خانه های ییلاقی کانتون خود از جایی که زندگی خود را در هند آغاز کرد ، به آنها پناه داد.

به طور سرنوشت ساز ، شهر کانپور یک ساکن جدید پیدا کرد ، کسی که به استعاره به “معلم معلمان” تبدیل شد ، افتخاری مناسب برای چندین افتخار دیگر که در طول فعالیت طولانی تدریس به او اعطا شد.

هریش 14 ساله تحصیلات خود را در دبیرستان دولتی آغاز کرد و بعداً از کالج مسیحی کلیسا در کانپور فارغ التحصیل شد. وی پس از اتمام تحصیلات تکمیلی خود به طور خصوصی از دانشگاه پنجاب ، پیشنهادات شغلی زیادی داشت از جمله یکی از شورای بریتانیا در دهلی. هنگامی که وی با رئیس پیشنهاد کالج مسیحی ، روحانی RG Slater با نامه پیشنهادی خود ملاقات کرد ، گفت: “اما من فکر کردم شما در اینجا تدریس خواهید کرد!” او به سادگی پاسخ داد ، “بله آقا”. Chaudhri Harish Chandra به عنوان مدرس در سال 1957 برای ادبیات انگلیسی به مسیح چرچ پیوست. به عنوان بخشی از NCC وی همچنین به درجه سرگردی رسید.

در ژانویه 1959 ، با آشا ، دختر ارشد خانواده مشهور مهروترا در کانپور ازدواج کرد. آنها با هم به عنوان یک تیم عالی در “خانه باز” همیشگی خود در کانت کار می کردند که به گرمی از همه کسانی که وارد آن شدند – از جمله کسانی که در کانپور هستند استقبال می کند. سر خودش یک م institutionسسه بود ، از نظر آکادمیک و شخصیتی مربی دلسوز بسیاری بود. او واقعاً به زندگی دانشجویانش علاقه مند بود که در چشمان درخشانش منعکس می شد. تقریباً همه موافقت می کنند که وقت گذراندن با آقا وقت گذرانده ای باشد. یک نفر با دانش گرانبهایی که به راحتی به اشتراک گذاشت ، احساس غنی تر کرد و گرمای او بلافاصله همه را آرام کرد.

در حالی که هنوز در کلیسای مسیح بود ، یکی از شاگردانش ، شری گوویند هاری سینگانیا ، از سر برای راه اندازی مدرسه JK درخواست کمک کرد. این ایده زمانی محقق شد که وی هنوز در دانشگاه انگلیس در کالج Church Church مشغول به کار بود. آقا ترجیح داد که نایب رئیس شود اما پیشنهاد این بود که رئیس دانشکده JK شود. وی همچنین با گروه موسسه DPS و Dayanand Dinanath همراه بود. او به عنوان نایب رئیس مitutionsسسات Dayanand Dinanath فعالیت می کرد و در آنجا سخنرانی می کرد تا 83 سالگی. به همین گروه از م institutionsسسات است که Chaudhri Sir کل مجموعه کتاب خود را که به دقت سرپرستی و بی قیمتی کرده بود ، اهدا کرد. همانطور که اشاجی ، همسرش می گوید ، “تنها عشق او کتابهایش بود. او می گفت که کتاب ها جایی است که او تمام دانش خود را کسب کرده است و این جایی است که باید بیشتر پولش برود. ” گرچه اولین عشق او انگلیسی بود ، اما او به سایر موضوعات علاقه مند بود که منجر به ایجاد مجموعه ای متنوع می شود ، از جمله کتاب های جامعه شناسی ، اقتصاد ، روانشناسی و متون دینی.

او پنجابی با رنگ آبی واقعی بود ، اشتهای زیادی داشت و از میتایس لذت می برد. ماتری میان وعده مورد علاقه او بود. اتاق نشسته ای که بازدیدکنندگان از آن پذیرایی می کردند با چندین کمد چوبی و شیشه ای و پر از کتاب احاطه شده بود و فضای منحصر به فرد و دنجی را به آن بخشیده بود. هر کدام از آن کمدها ، یکی در یک نوبت ، به صورت سفارشی ساخته شده اند ، زیرا پول از هر حقوق ماهانه ، به ویژه برای آنها ، کنار گذاشته می شود. او چند كتاب درباره زبان انگليسي و مقالات بسياري نوشت كه بعضي از آنها در مجلات خارجي منتشر شدند. اگر چیزی را که مربوط به آموزش او بود ، در تهیه مقاله روزنامه دقیق می کرد. هر كدام از آنها با یادداشت های كوتاه با دست خط بی عیب و نقص خود ، در كنار قسمت هایی با خط و نقاشی دقیق ، با دقت برخورد می كرد. سپس این موارد در پوشه با برچسب درست ثبت شدند. کسی اغلب او را درگیر این فعالیت می دید ، عصرها چندین روزنامه مختلف را پشت میز کار خود قرار می داد ، یا ژورنال هایی را که مشترک او بود ، می خواند ، سخنرانی می کرد ، برای سخنرانی آماده می شد ، مقالات را تصحیح می کرد – در حالی که عینک های مربع ضخیم سیاه و سفید روی بینی تیز خود استراحت کرد. در سالهای بعد ، سیر از نظر معنوی تمایل بیشتری پیدا کرد و تحت تأثیر عمیق مائو جاسجیت جی قرار گرفت. او همچنین یکی از معتمدین Universal Truth بود ، اعتمادی که توسط او تاسیس شد.

چاهدری سیر شوهر دوست داشتنی بود ، پدر دو فرزندش نیلو و نیتین ، پروفسور محترم و الهام بخش ، دانشمند برجسته و مدیر توانمندی بود. برای نسلی که در کلاسهای وی شرکت می کردند ، وی یکی از جذاب ترین استادان ادبیات انگلیسی در کالج Church Church در Kanpur بود که بیش از سه دهه در آن تدریس می کرد. آنها هنوز هم خاطراتی مشترک از بینش و سخنرانی های زیبا او را گرامی می دارند. شوخ طبع ، با شوخ طبعی آماده و همیشه دلگرم کننده ، زندگی های زیادی از جوانان و از طریق آنها وجدان کل یک شهر را لمس کرده و شکل داده است. همانطور که هنری آدامز معروف گفت ، “یک معلم بر ابدیت تأثیر می گذارد. او هرگز نمی تواند بگوید که تأثیر او در کجا متوقف می شود. نفوذ چاودری سیر چنان عمیق بود که او از طریق بسیاری از کسانی که او را شناختند به زندگی خود ادامه خواهد داد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>