در لحظه زندگی کن ، زندگی لحظه ای است


ذهن خود را در معجزات روزمره زندگی شگفت زده کنید

ارزیابی کسانی که در مسیر درگیری های من قرار گرفتند بسیار غیر واقعی نیست

نمی دانم چرا اینجا هستم؟
هدف زندگی من چیست؟

هنگامی که اندام بی حس می شود در حالی که قدرت با درد غصب می شود
درد کمتر از شادی من معجزه آسا به نظر نمی رسد
وقتی بی قراری و سکوت مرگبار بر درد گسترش می یابد

آرامش مهلک پس از زنده ماندن از پالس های عصبی سوز ، خنکی را با خزندگی ایجاد می کند

وقتی مادر من را بغل می کند
حال و هوای شادی وجود دارد

نمایش جذابیت در هنگام رقص دوپامین در مغز من

چیزهای بی سر و صدا راه رفتن
در طول فرآیند تعمیر من
من به راحتی لبخند می زنم

فصل هایی از زندگی و سروتونین وجود دارد
توفان خنده را به ارمغان می آورد
شما کی هستید؟ شما اهل کجا هستید؟
او می گوید ، من فراتر از قوانین طبیعت هستم
من در درون شما و هر موجودی هستم
زمان ، فضای ماده در اختیار من است
من درد ، غم ، فقر شما را می دانم

من جهانی هستم که در آن کرم چاله و سیاهچاله ایجاد کردم

شما آزادی دارید
به ملودی گوش کن
من در زمان ترس از شما محافظت می کنم
به خاطر من ، تو اینجا هستی
شما یک روح جنگ طلب هستید و من همیشه اینجا هستم
من هیچ غریبه وحشتناکی نیستم که از شعور شما سو استفاده کنم
من با جسارت و جسارت از خلقتم خوشحالم
من برای شما یک بسته خوشبختی خواهم آورد
من از زمان بی پایان در تو اقامت دارم
چون جاده طولانی و صعود سخت است
کنجکاوی شما با سوالات زیادی در ذهن شما است

هنگامی که مرگ به دیدار شما می آید ، طبیعت سرزنده و شاد شما را پیدا می کند

ذهن شما س questionالی درباره هویت او ایجاد می کند
حامل حلقه شنیدن ملودی های داخل ، فلببرگ شده است
او از دفتردار خود می خواست که به دنبال هر گونه رذیلت ، بد اخلاقی باشد.
با زحمت و بازگشت ، او می خواهد به سلطنت خود در هلند برگردد

سرزمین سایه ای که ارواح به آنجا می رسند

عدالت

من هر روز صبح و بعد از آن به تو ایمان دارم

تقویت شده توسط روحیه بالا شما شوخی نمی کنید که فراموش شوید
همانطور که دوپامین انگیزه ایجاد می کند و با سروتونین برای بهبود روحیه دست می دهد

با کف دستهایم که روی سرم فشرده شده اند

گفتم

“خالق ، من مخلوق تو هستم. تو مد من و تو را مدیون هستی ، من شادی خود را مدیونم

زندگی رو به زوال است. “
باد تغییر به سمت بیرون زوزه می کشد
در گوش هایم زمزمه می کند
بشارت فرا خواهد رسید
در همین حال ، شما فقط حفظ خواهید کرد
مسافرت در قایق سرسخت ترین اما نشتی
در مونسون ها و زمستان ها آرامش خواهید داشت

به محض ورود خورشید
خرد باعث می شود که شدیداً زندگی کنید
زندگی یک عکس از انصاف ، امید ، خوشبختی است
حفظ تعادل بسیار مهم است
من کتاب نوشتم کجا رفت؟
نمی توانم صبر کنم تا فردا به آن فکر کنم
این کار سخت شما است
اما فصل برداشت او
من خدا هستم ، آن را خیانت می نامم
در بدبختی و درد و زندگی پیچیده ،

این درگیری شماست

او یکی از کسانی است که آرزو دارد شما را قورت دهند
ذهن های زیاده خواه سعی می کنند از طریق ناعادلانه به شکوفایی برسند و واقعاً اهمیتی برای آنها ندارند
تجمل ، طبیعت بدخواه و نامهربان آنها ، موفقیت بسیار پوچ است

سروام دوخام دوخام

میل به پول نمی تواند آرامش و خوشبختی بخرد

فقط به همان اندازه که برای تهیه وسایل شخصی خود نیاز دارید همیشه تأمین می شود
سرگرمی جمع آوری پول ، حرص خوردن باعث می شود موجودات خودخواه تقسیم شوند
من انسانها را آفریدم و دلسوزی کردم تا دست در دست هم کار کنم

حالا جایی که ایستاده اند مجازات است
خویشاوندی و دوستی در هر سرزمینی از بین رفته است.
سروام کشانیکام کشانیکام ،
همه چیز موقت است ،

پول و ثروت حاصل از ناعادلانه ، ناعادلانه به این معنی است که شما نمی توانید حمل کنید

در لحظه زندگی کن ، زندگی لحظه ای است
آینده Shunya است ، هیچ چیز
یک فکر عاقلانه بکنید
یادگیری زیادی برای انجام وجود دارد ،

زندگی بیش از حد بی معنی است ، مگر اینکه در اعماق درون خود و زندگی سingال کند

من بیکار نیستم
من هیچ توهم بزرگی ندارم
درد و ناراحتی بخشی از زندگی است
من هوس نمی کنم

من آنچه مقصدم است انجام دهم ، رنج می برم
بدون هیچ ناله ای

من وظیفه خود را بدون در نظر گرفتن نتایج انجام می دهم
با مفاهیم نگران کننده نیست
من کار خود را بدون فکر کردن در مورد باروری انجام می دهم
غرور من با سخت ترین ارادت می رود
من بیماری به نام ترس ندارم
وقتی ناگهان کسی را در نزدیکی پیدا نکردم
خدا ما را متصل و خوش مشرب طراحی کرده است
هرچه پیوند قوی تر باشد ، علاقه بیشتری نیز به شما خواهد داشت
عشق ، گرما ، دلبستگی ، لطافت ، مهربانی
سلول ها واحد اساسی زندگی هستند
همه سلولها فقط از سلولهای قبلی بوجود می آیند
روح همانطور که در بدن ساکن است تغییر می کند ،
هر لحظه گاهی در کودکی ، گاهی در جوانی

و گاهی اوقات به عنوان یک پیرمرد.

در نهایت بدن در حال مرگ و انتقال به بدن دیگری

این حقیقت خاموش است
زندگی اینگونه آغاز شد
این داستان زندگی همه است



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>