در طبیعت چیزی به نام زباله وجود ندارد

[ad_1]

توسط نامیتا دیودیداال

کلمه “زباله” کاملاً کثیف است. این بلافاصله بوی بد و تمایل به تغییر مسیر دیگر را ایجاد می کند. با این حال ، زباله و خاک بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی ما هستند – در خانه های ما ، در محیط اطراف ما ، در سراسر این مکان خوب که ما آن را زمین می نامیم. و در طبیعت چیزی به نام زباله وجود ندارد. مکانیسم بازیافت ارگانیک فوق العاده ای در کار است. هیچ چیز بی فایده نیست.

در سطح بسیار ابتدایی ، تقریباً 70٪ زباله هایی که از یک خانه هند بیرون می آید ، زباله های مرطوب است – پوست سبزیجات و میوه ها ، برگ های مرده – که اگر با دقت فکر کنید ، می تواند بسیار مفید باشد. من جادوی ضایعات بد بو آشپزخانه خود را که به آرامی به کود کود معطر و پودری تبدیل می شود و به شکوفایی و خیره شدن گیاهان بالکن کمک می کند ، تماشا کرده ام.

در طبیعت هیچ زباله ای وجود ندارد. برگهای افتاده نیازی به جابجایی در سطل زباله ندارند زیرا آنها به مالچ درختان تبدیل می شوند. چه شیر و چه عنکبوت ، فقط آنچه را که می خواهد بخورد از بین می برد. و وقتی زندگی به پایان می رسد و نفس هوا می شود ، حتی انسانها نیز به طور یکپارچه در زمین ادغام می شوند. هندوها و سیک ها سوزانده می شوند و خاکسترها در عناصر حل می شوند. مسیحیان ، مسلمانان و یهودیان دفن می شوند. پارسی ها مردگان خود را به حیوانات پادشاهی ارائه می دهند. کتاب مقدس از خاک به خاک ، خاکستر به خاکستر صحبت می کند. کبیر ، شاعر مقدس ، آواز خواند که چگونه همه ما گلدان های سفالی به اشکال و اشکال مختلف قالب گرفته و از زمین می آییم و به زمین برمی گردیم. فیزیک به دانشجویان خود می آموزد که ماده را نمی توان ایجاد یا از بین برد – این فقط اشکال مختلف دارد.

پس چگونه زباله ها چنین شهرت وحشتناکی پیدا کردند؟ زباله های بد همانطور که در گسترش هولناک خود می شناسیم – خفه کردن زمین و اقیانوس ها – کاملاً ساخته دست بشر هستند و از الگوی مصرف ما ناشی می شوند. این کاغذ ، پلاستیک ، ترموکل و الکترونیک است که به زندگی ما نفوذ کرده است. با کمال میل ، با توجه به تمایل طبیعی ما برای تغییر کاربری ، حتی بیشتر اینها به یک شبکه بازیافت فوق العاده زیرزمینی که توسط یک کارخانه مورچه سازی کارگران زباله اداره می شود – raddiwalas ، kabaadiwalas ، لودر ، حمل و نقل – سرازیر می شود و به کارخانه های کوچکی ارسال می شود که در آنجا دوباره مد شده است. محصولات جدید. مدتها قبل از اینکه اصطلاحاتی مانند “بازیافت” و “مد کند” تبدیل به لگن شود ، مردم در سراسر هند ساری های قدیمی را به لحاف های زرق و برق دار تبدیل می کردند و دیواره های خود را از کود گاو می ساختند. اخیراً ، مبتکران از بسته های تترا نیمکت و آجرهایی از ماسک های دور انداخته شده ساخته اند.

این یک پارادوکس غیر قابل درک است که ، ضمن تحسین آگاهی از محیط زیست ، با کسانی که زباله های ما را اداره می کنند با تحقیر رفتار می کنیم.

اگر درک کنیم که چقدر به “زباله” نزدیک شده ایم ، یعنی به معنای واقعی کلمه آخرین نفس می کشد ، آیا اوضاع تغییر می کند؟ ما ممکن است هوبری را که به ما توهم می کند ، کاهش دهیم تا باور کنیم با زمینی که از آن آمده ایم متفاوت هستیم. زیرا هر چقدر خالص ، زیرک یا غنی باشد ، همه زباله های مشابه را دفع می کنند. و تبدیل به همان “ماده زائد” می شود! آن گلدان سفالی ، که به اعتقاد ما خود قدرتمند شگفت انگیز ما است ، روزی در آینده نزدیک متلاشی می شود. و شاید این بار به یک فرد بی قدرت و غیر شگفت انگیز غیر قابل بازیافت تبدیل شود. یا در سرزمینی که همه با هم برابر هستند به عنوان یک گیاه خاردار ظاهر شوید. یا شاید این گلی باشد که نیلوفر آبی در آن شکوفا شود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>