در حالی که ایالات متحده آماده است تا از افغانستان خارج شود ، دهلی به طور کامل از گزینه ها دور نیست

[ad_1]

پس از هزینه 2 تریلیون دلار ، از دست دادن بیش از 2300 سرباز آمریکایی و کشته شدن حدود 1.57000 افغان ، دولت بایدن به تازگی اعلام کرده است که تا 11 سپتامبر 2021 کلیه پرسنل نظامی را خارج خواهد کرد. امروز حضور نیروهای آمریکایی در این کشور در هر صورت ، در اوج افزایش در دولت اوباما ، از اوج 1000000 به حدود 3500 کاهش یافته است. بر اساس طرح فعلی ، گروه كوچكی از نیروها برای محافظت از دیپلمات های آمریكایی مستقر در سفارتخانه گسترده در شهر در كابل باقی خواهند ماند.

تصمیم برای خروج از افغانستان در ایالات متحده با اقدامات تسکینی و دلهره ای برابر روبرو شده است. گروه های کهنه سربازان که از جنگی به ظاهر بی پایان خسته شده اند ، که تلفات قابل توجهی نیز به بار آورده است ، تصمیم رئیس جمهور را تحسین کرده اند. با این حال ، تعدادی از جمهوری خواهان برجسته در کنگره ، با انتقاد شدید از این استدلال که تعیین مهلت عقب نشینی بدون شرط بندی شرایط الزام آور ، می تواند به القاعده و سایر گروه های تروریستی اجازه دهد خود را در کشور تشکیل دهند.

علی رغم این ابراز نارضایتی ها ، دولت بایدن برخلاف سلف جبرانگرای خود ، از این تعهد عقب نشینی نخواهد کرد. در هر صورت ، این تصمیم کاملاً با اعتقاد دیرینه رئیس جمهور بایدن مطابقت دارد که ایالات متحده نباید با یک رد پای گسترده نظامی به افغانستان حمله می کرد. در واقع دولت بوش در ابتدا به عناصر چنین استراتژی متکی بود که با استفاده گسترده از نیروی هوایی تقویت می شود. این استراتژی نه تنها رژیم طالبان را سرنگون کرده بلکه القاعده و سایر نیروهای تروریستی را به فرار و پناه بردن در مناطق مرزی پاکستان وادار کرده بود.

در آنجا آنها با درجات مختلفی از مشارکت دستگاه امنیتی پاکستان ، موفق به تجدید گروه شدند. البته مسخره این است که پاکستان در حالی که به ظاهر متحد سرسخت آمریکا در “جنگ جهانی علیه ترور” بود ، بازی قدیمی شکار با سگهای شکاری و دویدن با خرگوشها را انجام داد. حتی اگر برخی از مقامات دولت بوش و اوباما ، و تعداد انگشت شماری از اعضای کنگره ، به این واقعیت پی برده بودند که پاکستان در حال انجام یک بازی دو گانه است ، اما از ترس پایان دادن به همکاری محدودی که ایالات متحده موفق به ایجاد همکاری شد ، کسی قدرت تحمل روده را نداشت تا بلوف خود را بخواند. از اسلام آباد

دو دولت بوش ، برخلاف گفته های خود مبنی بر عدم پذیرش “ملت سازی” ، در واقع دامنه و ابعاد مأموریت آمریكا را در این كشور گسترش داده بودند. آنها به دنبال تقویت نهادها ، توسعه اقتصادی و تلاش برای تخریب طالبان بودند. در برخی موارد ، آنها موفق به بهبود شرایط مادی در ابعاد مختلف از آموزش و پرورش تا مراقبت های بهداشتی شده بودند. با این حال ، آنها از نظر هدف اصلی دیگر ، یعنی شکست موثر طالبان ، پیشرفت بسیار محدودی داشته اند.

در زمان پرزیدنت اوباما ، از اوایل سال 2009 ، بایدن ، به عنوان معاون رئیس جمهور ، برای استراتژی محدودتری متمرکز بر ضد تروریسم استدلال می کرد. این رویكرد بیشتر متكی به نیروهای ویژه بود و با اتكا به نیروهای آمریكایی و همچنین ناتو پایان اشغال نظامی گسترده را شاهد بود. اوباما (و خصوصاً نظامیان متحدالشکل) علی رغم روابط کاری نزدیک ، با بایدن اختلاف نظر داشتند و نظرات خود را در این زمینه کنار گذاشته بودند. بایدن اکنون با استحکام کامل در دفتر کار و تمایل به تمرکز بر یک برنامه بلند پروازانه داخلی از حقوق مدنی تا زیرساخت ها ، طرحی را اجرا کرد که مدتها از آن پشتیبانی می کرد. بدون شک ، این عقب نشینی به خسارات مداوم خون و گنجینه ایالات متحده پایان خواهد داد.

با این گفته ، احتمال خروج نیروهای آمریکایی برای افغانستان و منطقه چه تبعاتی دارد؟ در آغاز ، اکنون چشم انداز بقای دولت افغانستان رئیس جمهور غنی بسیار ناخوشایند به نظر می رسد. با اتهامات فساد ، سو mis مدیریت و منزوی شدن روزافزون از جریانات سیاسی گسترده در کشور ، به سختی می توان در شرایطی با طالبان مذاکره کرد.

بدون حضور قدرت شلیک آمریکایی برای تقویت نیروهای امنیتی افغانستان ، تقریباً بدیهی است که اثبات نخواهد شد که آنها در برابر مبارزان سرسخت و بیرحمانه طالبان موثر هستند. بیشتر از این نکته ، کاملا منطقی است که حدس بزنیم که نهاد امنیتی پاکستان در راولپندی قبلاً دست به کار شده است تا اطمینان حاصل کند که روابطش با طالبان از بین نمی رود. تا آنجا که ممکن است ، اکنون تلاش خواهد شد تا نقش کینگ سلطان را در کابل بازی کند.

این دهلی نو را از کجا ترک می کند؟ صادقانه بگویم ، گزینه های آن محدود است و باید از یک بد دست بهترین استفاده را بکند. حتی در عصری که ارتباطات از راه دور و هواپیماهای سریع السیر به طور قابل توجهی بر مسافت فیزیکی غلبه کرده اند ، جغرافیا همچنان مهم است. در نتیجه ، هند هنگامی که می خواهد از منافع خود در افغانستان محافظت کند ، در مقابل پاکستان در معرض آسیب دیدگی قرار خواهد گرفت. بیشتر بدانم که هند هرگز از رابطه صمیمانه ای با طالبان برخوردار نبوده است.

با وجود این محدودیت های آشکار ، هند به طور کامل از گزینه ها بی بهره نیست. در ابتدا ، این کشور به دلیل نقش توسعه ای آن در کشور در دوران پس از طالبان ، از حسن نیت قابل توجهی در میان بسیاری از جمعیت افغانستان برخوردار است. بر این اساس ، دهلی نو به دلیل رویارویی با آینده نامشخص در افغانستان ، نباید تمایل به پرتاب دستان خود داشته باشد.

برعکس ، این کشور برای تقویت روابط موجود خود باید با اعزام حرکت کند ، مراقب مراحل طالبان در قبل از خروج آمریکا باشد و با ایالات متحده تماس بگیرد تا از روند امور خود آگاه شود. عزیمت از سرزمین آشفته. این مراحل ، گرچه به هیچ وجه یک دارو نیست ، با این وجود دهلی نو را قادر می سازد پس از 11 سپتامبر سال جاری میزان نفوذ خود را در کشور حفظ کند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>