در جبهه غربی پاکستان ساکت است

[ad_1]

در مصاحبه اخیر ، مانوج ناروانه ، رئیس ارتش هند ، ادعا کرد که یکی از دلایل انسجام پاکستان در هند به دلیل فشار بر جبهه غربی آن است؟ می توانم از چه فشاری بر جبهه غربی آن استفاده کنم؟

آمریکا برای ترک کامل افغانستان از اول ماه مه امسال با طالبان مهلت تعیین کرده بود. حدود 2500 سرباز آمریكایی در افغانستان باقی مانده و “جنگ برای همیشه” آمریكا را می جنگند ، كه همچنین طولانی ترین جنگی است كه این كشور تاكنون انجام داده است. اکنون رئیس جمهور آمریكا جو بایدن می گوید كه مهلت مهلت اول مه برای عقب نشینی را از دست خواهد داد و احتمالاً همه نیروهایش را فقط تا سال گذشته به خانه می آورد.

یک فرهنگ جهادی در پاکستان نفوذ می کند. شوروی ها در سال 1979 به افغانستان نقل مکان کردند. آمریکایی ها 400 میلیون دلار به پاکستانی ها پیشنهاد جنگ برای جنگ با شوروی را دادند که دیکتاتور وقت پاکستان ، ضیا ulالحق ، آن را با طعنه به عنوان بادام زمینی رد کرد و در نتیجه آمریکایی ها این رقم را به 1.5 میلیارد دلار رساندند. پاکستانی ها از مشت زدن به عنوان اسلحه استخدام آمریکا خوشحال شدند.

آژانس جاسوسی ارتش پاکستان ، اطلاعات بین خدماتی یا ISI ، مبارزان مسلمان (یا مجاهدین) از سراسر جهان را برای درگیری با شوروی آموزش داد. یکی از این مجاهدین اسامه بن لادن بود. پاکستانی ها میلیون ها کودک پناهجوی افغان را به خاک خود راه دادند و آنها را در مدارس درسی برنامه ریزی شده توسط حوزه علمیه دیوبند در هند آموزش دیدند.

این دانشجویان بعداً به طالبان تبدیل شدند. ISI کار بسیار خوبی انجام داد. شوروی ها در سال 1989 توسط مجاهدین فرسوده از افغانستان بیرون رانده شدند. بیشتر ارتش شوروی نیز از تریاک که در افغانستان نفوذ می کند ، سرشار است. میخائیل گورباچف ​​، رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی ، نگران بود که کل ارتش وی به مواد مخدر تبدیل شود ، بنابراین او آن را بیرون کشید. این عقب نشینی یکی از دلایل اصلی سقوط امپراتوری شوروی بود. افغانستان قبرستان امپراتوری ها است.

آمریکایی ها خوشحال شدند. آنها اکنون به شماره جهانی بدون چون و چرا تبدیل شده بودند. پاکستانی ها فقط تا زمانی که شوروی ها در افغانستان بودند به عنوان اسلحه برای استخدام نگه داشته می شدند ، اما پاکستانی ها خود را فریب می دادند که آمریکایی ها به کمک مالی آنها ادامه خواهند داد. هنگامی که شوروی رفت ، آمریکایی ها کمک به پاکستان را قطع کردند. پاکستانی ها تا به امروز گریه می کنند که آمریکایی ها مانند کاندوم از آنها استفاده کرده و آنها را قیچی می کنند.

یازده سپتامبر آمد ، و یک بار دیگر پاکستان مجبور شد در امریکا شرکت کند تا جنگجویان مسلمان (طالبان و غیره) را در افغانستان بپذیرد. پرویز مشرف ، دیکتاتور وقت پاکستان ، به مدت یک دهه یک بازی دوگانه استادانه انجام داد. او با یک دست به آمریکایی ها و با دست دیگر به طالبان کمک کرد. طالبان شروع به خرد كردن آمریكایی ها كردند ، اما آمریكایی ها ، بر خلاف شوروی ، از پذیرفتن شکست خودداری كردند و درد و رنج خود را در افغانستان برای یك دهه دیگر طولانی كردند.

امروز طالبان در افغانستان پیروز شده اند و قرار است کابل را تصرف کنند. دولت دست نشانده غنی مورد حمایت آمریکا ، خواسته یا ناخواسته مجبور به رفتن است. بار دیگر پاکستان در افغانستان پیروز شد زیرا منافقینش ، طالبان ، پیروز شده اند.

بنابراین فشار بر جبهه غربی پاکستان کجاست؟ هیچ کدام وجود ندارد. اکنون پاکستان باید جهادی ها را جمع کند تا جهاد دوم را در کشمیر به راه بیندازد. در عوض ، آن را به هند مکیدن. روابط را عادی کنید ، بگذارید گذشته ها گذشته باشند ، این ادعا می کند. خوب ، در مورد جنگ هزار ساله علیه هند وعده داده شده ذوالفقار علی بوتو ، یکی از رهبران توانمند پاکستان ، چطور؟ در مورد خونریزی هند با هزار برش چطور؟

گذشته نمی تواند گذشته باشد زیرا خصومت تاریخی بین هند و پاکستان هزار سال طول می کشد. آیا ارتش پاکستان خود را غازی ، یا جنگجویان ایمان نمی نامد؟ رزمندگان کدام ایمان و علیه کدام ایمان؟ آیا پاکستان رویای پرواز هلال در قلعه سرخ دهلی را متوقف خواهد کرد؟ جناح پاکستان را به عنوان پناهگاهی امن برای مسلمانان شبه قاره ایجاد کرد. در عوض علت وجودی آن کاملاً یکی از چکشهای هند شده است.

آیا استراتژیست های نظامی هند نیز از عملیات Hammerhead پرهیز می کنند ، در واقع پاکستان را به چهار یا پنج قطعه به عنوان نسخه نهایی خود برای راه حل نهایی شبه قاره تقسیم می کنند ، و آیا آنها همچنین از برش دادن سالامی برای پاکستان دست می کشند. نفرت ، عمیق است.

پاکستان همیشه معتقد بود که اگر جنگ برای مقابله با هند آغاز شود ، چین نیز در ساندویچ هند به آن می پیوندد. اما سرهنگ سانتوش بابو و افرادش به چینی ها در گالوان اوضاع سخت گرفتند. پاکستان با دقت داشت تماشا می کرد. فهمیده است که ، حتی در صورت عدم جنگ هسته ای ، هند در یک جنگ دو جبهه بینی چینی ها و همچنین پاکستانی ها را خونین می کند ، حتی اگر یک جنگ متعارف باشد. و فقط در صورت پایین آمدن هند ، همیشه سلاح های استراتژیک وجود دارد.

رهبری هند از نظر قدرت قوی و مطمئن است. نخست وزیر مودی عزیز بسیاری از پایتخت های جهان – دی سی ، مسکو ، برلین ، ریاض ، دبی ، توکیو ، کانبرا – علی رغم آنچه رسانه های بیدار ممکن است باور کنید ، شده است. ژنرال ناروان در اواخر سال گذشته در عربستان سعودی و امارات متحده عربی بود و روابط دفاعی را تقویت می کرد. پاکستان هر دو کشور را مورد خصومت قرار داده است. هند تحت نظر مودی خود را به هر دو علاقه مند کرده است. این دلیل دیگری است که پاکستان اکنون با التماس صلح به هند می آید. این در حال حاضر سو ab استفاده از Modi را متوقف کرده است. چه قدمی بزرگ به جلو!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>