در اعتماد ما اعتماد داریم

[ad_1]

شاید این یک استراتژی غیرمعمول باشد که یک نویسنده مقاله را با گفتن به خواننده که برای بیان کلمات خود احساس کلنجار می رود ، شروع کند. اما امروز دقیقاً همان جایی است که خودم را پیدا می کنم. من در توصیف سال گذشته تلاش می کنم. آیا این یک سال پارادوکس های گیج کننده بود؟ یا یکی از نشخوار فکری و تأمل؟ آیا این یک سال تناقضات فراوان بود؟ یا این یکی از درون نگری و بینش بود؟ من فقط وسوسه شده ام که “همه موارد بالا” را به عنوان تنها انتخاب انتخاب کنم.

مانند بسیاری از شما ، من تمام سال گذشته را تجربه زندگی عمدتا در چهار دیواری کرده ام. غرق در یک کار به ظاهر بی پایان ، اما فوق العاده جالب است. به طور متناقضی ، من همچنین احساس می کنم بیش از هیاهوی زندگی “عادی” که در روزهای قبل از 2020 به ما اجازه می داد ، وقت بیشتری برای تأمل دارم. یکی از موضوعاتی که من زیاد به آن فکر کرده ام این است که چگونه سازمانها از خوب به عالی و به طور گسترده تر می روند ، این باعث می شود که هر تلاشی درگیر گروهی از انسان ها عالی باشد. من عمداً کلمه “تلاش” را انتخاب کردم تا تمام شود. نمونه هایی از تلاش ها شرکت ها ، دولت ها ، سازمان های غیرانتفاعی ، تیم های ورزشی ، خانواده ها یا حتی فقط روابط 1 به 1 هستند.

من معتقدم که جادوی اساسی که عظمت را در هر تلاش جمعی انسان قدرت می بخشد اعتماد است. در چندین مشاغل خارجی که در مورد تجارت پی پال صحبت می کنم ، بی نظیر علاقه مندم که این جمله را بیان کنم که ما در تجارت Fintech ، همانطور که در تجارت اعتماد داریم ، زیاد نیستیم – زیرا بدون اعتماد مشتریان ، هیچ مشکلی نخواهیم داشت. کسب و کار. با این حال ، تا این سال فرصت کافی برای درون نگری و تأمل در اختیار من قرار نگرفته بود ، من واقعاً به این فکر نکرده بودم که مفهوم اعتماد تا چه اندازه برای وجود انسان اساسی است ، چه رسد به رهبری و عظمت.

بگذارید مثالی بزنم که متناسب با شرایط امروز باشد. واکسن ها. امروز ، وقتی برای تهیه واکسن صف می کشیم ، اطمینان داریم که شرکت تولید کننده واکسن تحقیقات خود را به درستی انجام داده است. ما اعتماد کردن که یک مقام نظارتی مربوطه (مانند FDA) در تأیید تحقیقات تولید کننده دقت لازم را انجام داده است. ما اعتماد کردن اینکه زنجیره تامین یکپارچگی دارد و واکسنی که به بازوی ما شلیک می شود جعلی نیست. ما اعتماد کردن اینکه پرستار یا پزشکی که دارو را به بازوی ما تزریق می کند می داند که چگونه ناخواسته یک حباب هوا را به جریان خون ما فشار ندهد. ما اعتماد کردن اگر مشکلی پیش بیاید (مانند اتومبیل ما در پارکینگ هنگام اتمام واکسن و آماده بودن برای رانندگی به خانه) سیستم کنترل و توازن دارد تا نه تنها از بروز سوhaps پیشگیری جلوگیری کند بلکه برای اصلاح آنها و جبران خسارت ما در صورت همه چیز اشتباه است وقتی همه چیز دیگر گم شده به نظر می رسد ، به خدا ما اعتماد کردن. من اعتماد دارم که شما نظر من را می گیرید.

این باعث شد که من درباره یک کار خاص که اکثر ما با اشتیاق درگیر آن هستیم ، فکر کنم – کمک به سازمانهای مربوطه برای دستیابی به موفقیت از طرف مشتریانی که خدمت می کنیم ، جوامعی که در آنها زندگی می کنیم و همکارانی که با آنها کار می کنیم. اعتماد چگونه در رسیدن به موفقیت نقش دارد؟

بگذارید با درک معنای موفقیت برای من شروع کنم (مسافت پیموده شده شما ممکن است متفاوت باشد). این در مقاطع مختلف زندگی من به معنای مختلف بوده و دائماً در حال پیشرفت است. جایی که امروز ایستاده ام ، موفقیت فقط رسیدن به نتیجه ای نیست که وقتی هدف خاصی را هدف می گیرم. برای من موفقیت این است که لذت بردن از روند کار بر روی هدف ، احساس امنیت روانی و عاطفی در حالی که من برای رسیدن به آن تلاش می کنم ، یادگیری بسیاری از چیزهای جدید در طول مسیر به عنوان بخشی از رشد من ، عاقل تر شدن ، اعتماد به نفس بیشتر و اعتماد به نفس به عنوان یک نتیجه سفر. من این موارد را به عنوان عناصر موفقیت فراتر از صرف رسیدن به نتیجه می دانم. وقتی به “موفقیت” کلی نگرانه تر می نگرید ، از لحاظ شرایطی که بیشتر شامل روند / روند باشد و نه فقط درباره نتایج ، جنبه اعتماد روشن تر می شود. این غبار پیکسی غیب است که به عظمت در تمام زندگی ما قدرت می بخشد. محیط هایی که در آنها از “موفقیت” لذت می بریم چند ویژگی مشترک دارند. آنها اغلب شادترین محیط هایی هستند که می توانیم خود اصیل خود باشیم ، جایی که انگیزه ما برای قدم برداشتن و پیمودن مسیری بیشتر است ، جایی که به دیگران دست می دهیم و پیشرفت در زندگی دیگران را بسیار بیشتر از آنچه در زندگی خود جشن می گیریم ، جایی که منافع شخصی در درخشش گرم موفقیت مشترک به پس زمینه تبدیل می شود – اینها محیط هایی هستند که اعتماد کردن بین همه انتخاب کنندگان محیطی که شما واقعاً باور دارید همه برای شما ریشه دارند. محیطی که برای پیشرفت نیازی به جستجوی بیش از شانه ، سیاست بازی ، “خیابانی باهوش” بودن یا گول زدن دیگران ندارید. محیطی که می توانید به دلایل صحیح در هر زمان تمرکز خود را بر روی انجام کار صحیح قرار دهید و اعتماد کردن دیگران مرتباً و مداوم همین کار را انجام می دهند.

طبق تجربه من ، بیشتر ادای احترام در وسط انجام کاری پیش پا افتاده ، وقتی ذهنم به این سو و آن سو می رود – وقتی خانه را جارو برقی می کنم ، وقتی از پنجره به دور نگاه می کنم تا به چشمانم استراحت بدهم ، خزنده می شوند من دارم می پزم یا ورزش می کنم. اعتقاد به اعتقاد من در مورد اعتماد فقط این نبود که این ماده مخفی است که شرکتهای بزرگ را از شرکتهای خوب متمایز می کند ، بلکه همچنین که درج ، بزرگنمایی و پرورش اعتماد به هر جهت در سازمان هدف اصلی رهبری است. من شروع به خواندن بیشتر در مورد این موضوع کردم و با یک مقاله فوق العاده در مورد HBR مواجه شدم که عمیق تر به موضوع چگونگی شروع همه چیز با اعتماد می پردازد. این مقاله در مورد عوامل اصلی اعتماد صحبت می کند – اعتبار (آیا مردم واقعی شما را تجربه می کنند؟) ، یکدلی (آیا مردم درک می کنند که شما واقعاً به آنها اهمیت می دهید؟) و منطق (آیا مردم به استدلال و قضاوت شما اعتقاد دارند؟). در این مقاله همچنین توصیه های بسیار کاربردی در مورد چگونگی پیشرفت خود در هر یک از این سه بعد ارائه شده است.

وارد کردن اعتماد به هر اکوسیستم که در آن هستیم ، مسئولیت انحصاری رهبران نیست. تک تک ما این مسئولیت را داریم. قرار دادن اعتماد عملی است که ما می توانیم ذهنانه هم به عنوان یک عمل سخاوتمندانه برای بهتر کردن دنیا برای دیگران انجام دهیم و هم به عنوان یک عمل خودخواهانه برای بهتر کردن زندگی خود. من شما را با تصویری نشاط آور و شاد از اعتماد به عمل ترک می کنم. آیا تا به حال تجربه کرده اید که وقتی کودک به هوا پرتاب می شود ، مخلوطی از هیجان ، هیجان و خوشحالی بخندد؟ این احساسات مثبت در کودک از کجا ناشی می شود؟ آنها از عمق ریشه می گیرند اعتماد کردن کودک هم در قصد شما و هم در توانایی گرفتن او هنگام سقوط احساس می کند. سبکی کودکانه دنیایی را تصور کنید که می توانستیم با چنان اعتماد بنیادین و بی گناهی به همه و همه زندگی و کار کنیم. اکنون این جهانی خواهد بود که ارزش ساخت آن را دارد!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>