دانشگاهیان برای آزادی علمی ارزش قائل هستند. آنها باید نقشی محوری در حاکمیت دانشگاه داشته باشند


باگوان چودری و دیپا مانی

خروج اخیر پراتاپ بانو مهتا از دانشگاه آشوکا توجه دانشگاهها و آزادی علمی و بیان در هند مدرن را مورد توجه قرار داده است. همانطور که ما در سرمایه گذاری های خصوصی و سیاست های اثرگذار به دانشگاه های خارجی اجازه می دهیم تا دانشگاه ها را باز کنند و استانداردهای آموزش عالی را در کشور افزایش دهند ، درک این نکته مهم است که چگونه این موسسات آموزش عالی باید اداره شوند تا معادل های قرن بیست و یکم آکسفورد و هاروارد را اداره کنند .

تلاش بیش از سه دهه در سنگاپور و تلاش های اخیر در ابوظبی و سعدی عربستان برای ایجاد موسسات با تأثیرپذیری بیش از منابع مالی نیاز دارد. سنگاپور انگیزه های مالی و چشمگیر چشمگیری را برای موسسات آموزش عالی نخبه در غرب فراهم کرده است تا نوع خود را در کشورشان توسعه دهند. مشارکت بین دانشگاه ییل و دانشگاه ملی سنگاپور (NUS) برای تأسیس کالج هنرهای لیبرال در مقطع کارشناسی در این کشور نتیجه چنین کلاهبرداری است.

بدهی عدی

با این حال ، به دلیل زمینه غیر آزادیخواه سنگاپور ، Yale-NUS هرگز به عنوان همتای واقعی دانشگاه ییل ظاهر نشد. Yale-NUS از ایجاد شاخه های دانشگاه در احزاب سیاسی موجود جلوگیری کرده و وقایع مربوط به انتقاد ، مخالفت و مقاومت را لغو کرده است. در نتیجه ، نظر اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه ییل در مورد این مشارکت به طور کلی منفی است.

روزنامه یل دیلی نیوز در یکی از بخشهای خود چنین عنوان کرد: “Yale-NUS به جای اینکه در loco parentis باشد ، در loco regiminis – در محل ایالت فعالیت می کند. این به سختی بنیادی برای تجدید هنرهای لیبرال است. ” زمینه های غیر لیبرالی که این موسسات قرض گرفته در آن فعالیت می کنند ، دانشمندان و تعالی دانشگاهیان را از خود دور می کند.

پروفسور مرتون میلر (كه یكی از نویسندگان با وی به عنوان دانشجوی دكترا تحصیل كرده است) از دانشگاه شیكاگو در هیچ كنفرانسی در مالزی در زمان رژیم نخست وزیر پیشین ماهاتیر محمد شرکت نمی كرد. اخیراً ، به همین دلایل ، جذب علمای برجسته دانشگاه به پردیس ابوظبی نیویورک با وجود جبران خسارت مالی پرسود ، چالش برانگیز است.

یک لنز مفید برای ارزیابی این موضوع ، کار مورخ اقتصادی هاروارد ، الکساندر گرشنکرون است. وی مشاهده کرد که “فضای فکری” اقتصادهای در حال توسعه در اواخر سال مانند هند به طور قابل توجهی متفاوت از توسعه دهندگان اولیه است که از آنها وام های عقب مانده از نوآوری های فناوری را قرض می گیرند. در نتیجه ، نقش م institutionsسسات (مانند دانشگاه ها) و ارزش هایی که آنها مجسم می کنند (مانند آزادی علمی) در زمینه توسعه دهنده متأخر بسیار متفاوت است.

مایکل مونتسانو در تفسیر زیرکانه خود در مورد مشارکت Yale-NUS مشاهده می کند که دولت حزب اقدام خلق (PAP) دانشگاه ها را به عنوان بازوی دولت متمرکز بر توسعه ملی می بیند ، حتی مقامات دولتی حتی در سمت های رهبری دانشگاه نیز خدمت می کنند. این در تضاد با ایالات متحده است ، جایی که کلاس های درس “بازار ایده ها“که رهبران را از طریق مواجهه گسترده با تبادل نظر قوی و کشف حقیقت از طریق”بسیاری از زبانها به جای هر نوع انتخاب معتبر

به نوبه خود ، مونتسانو یادآوری می کند که آزادی آکادمیک ، یک ارزش بی چون و چرای و ویژگی اصلی ییل ، ​​یک عملکرد کاملاً اساسی در NUS دارد: آنچه در واقع یک قلم آکادمیک بزرگ و بسیار مجهز است. “

این تفاوت در ماهیت آزادی علمی است که در حوادث اخیر آشوکا نیز مشهود است. مهتا جرات کرد رنگ بیرون خطوط را بگیرد. او تصمیم گرفت فراموش کند که او در یک زمینه غیر لیبرالی جایی که انتقاد از سیاست ها ، سیاست ها و شخصیت دولت ها ناخوشایند است ، به یک کالج هنرهای لیبرال تعلق داشت. همانطور که آرویند سوبرامانیان در نامه استعفا خود اشاره کرد ، “که آشوکا – با وضعیت خصوصی خود و حمایت از سرمایه خصوصی – دیگر نمی تواند فضایی را برای بیان دانشگاهی فراهم کند و آزادی شگفت آور است.”

با این وجود ، چنین فضایی نه تنها تجدید هنرهای لیبرال بلکه برای ساختن دانشگاه های بزرگ بنیادی است. بیان آزادانه ، بحث و گفتگو باعث گسترش ایده ها ، تفکر انتقادی و ایجاد خانه هایی برای شمایل گرایان و نوآوری های بنیادی می شود.

چگونه می توان بینش و ارزشهای نهاد را در شرایطی غیر لیبرالی که متولیان امر از فشارهای قدرت سیاسی در امان نیستند ، حفظ و محافظت کرد؟ پاسخ واضح این است که اهدا کنندگان خصوصی ، که بسیاری از آنها مشاغل تجاری دارند ، نباید نقش های اجرایی قاطع در حاکمیت دانشگاه را بپذیرند.

از این گذشته ، مسئولیت امانتداری آنها در وهله اول به سهامدارانشان انجام می شود و وقتی که فشارهای سیاسی منافع اصلی تجارت آنها را تهدید می کند ، قهرمانانه برای آزادی آکادمیک خواهند بود و کاملاً قابل درک است. تا حدودی خلاف این ، این تصمیم برای واگذاری قدرت در امور دانشگاه به دانشگاه امکان شکوفایی و ایجاد یک مارک جهانی را می دهد که در وهله اول می خواستند آن را ایجاد کنند و با آن ارتباط برقرار کنند.

با این حال ، رهبران تجارت می توانند همچنان نقش مشورتی مفیدی را ارائه دهند كه در قرن بیست و یکم بیشتر مورد توجه قرار گیرد. ایجاد یک هیئت اجرایی گسترده که نه تنها متولیان موسس بلکه متولیان جانشین منصوب شده از میان فارغ التحصیلان دانشگاه را شامل می شود ، دانش آموختگان فارغ التحصیل توسط دانش آموختگان دانشکده ، اعضای رسمی از رهبری دانشگاه و اعضای هیئت علمی قوی تر خواهند بود حکمرانی دانشگاه.

تعمیق روابط با اساتید ، دانشجویان و فارغ التحصیلان و نهادینه سازی فرصت ها برای دریافت سهم از ذینفعان مختلف حیاتی خواهد بود. وضوح در تعیین نقش بین هیئت اجرایی و رهبری دانشگاه مهم است.

دانشمندان دانشگاهی بیش از هر چیز برای آزادی علمی ارزش قائل هستند. همچنین این دانشمندان دانشگاهی هستند که آزادی علمی را بهتر از دیگران درک می کنند. باید در اداره دانشگاه نقش اساسی داشته باشد.

نویسندگان استادان دانشکده تجارت هند (ISB) هستند. دیدگاه ها شخصی است



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>