خوش شانس؟

[ad_1]

تعداد موارد Covid در اطراف ما به شدت کاهش یافته است ، اما خبر بد هنوز کاهش یافته است. هر روز هنوز اخباری درباره فوت شخصی شناخته شده به همراه دارد و غم و اندوه دردناک دوران ما همچنان ادامه دارد. آنچه قابل درک نیست عنصر شانس است که در کار است. ایده عفونت در هوا به خودی خود عرفانی است – بیماریهای مسری نامرئی خود را به بدن ما القا می کنند و صدمات غیر قابل پیش بینی می آورند. برخی علی رغم زندگی در همان فضا ، به طرز مرموزی از هرگونه بیماری معاف می شوند ، برخی دیگر طعمه می شوند اما به نظر می رسد آسیب جدی را کنار می گذارند ، اما برای برخی از آنها حکم اعدام دارد ، بدون دلیل مشخص.

نمی توان نقشی را بازی کرد که شانس در زندگی ما بازی می کند. برداشت ما به خودی خود واقعه ای است با احتمال غیر عظیم. صد میلیون اسپرم با امید به خوش شانس بودن در بالادست شنا می کنند ، یکی سرانجام این کار را انجام می دهد و دیگری متولد می شود. جمعیتی به اندازه یک کشور بزرگ در آستانه تخمک است ، امیدوار به لقاح است و این فقط در همان لحظه است.

اگر تصور ، لاتاری باشد ، تولد حتی بیشتر است. استانداردهای مدرن بهداشتی عدم اطمینان به زنده ماندن هنگام تولد را کاهش داده است ، اما این سوال که فرد در چه شرایطی متولد می شود ، هنوز باقی است. ثروتمند یا فقیر ، خواهان یا ناخواسته ، نسبت به والدین دوست داشتنی یا بی تفاوت. کدام نژاد یا طبقه ، کدام گرایش جنسی ، کدام کشور ، چه دوره ای – اینها س questionsالاتی است که فرد به طور مطلق هیچ کنترلی بر آنها ندارد و با این وجود تمام زندگی ما توسط این عناصر تصادفی تا حد زیادی تعیین می شود.

سپس ژن ها باید کارهای خود را انجام دهند. بلند یا کوتاه ، با تمایل به اضافه وزن یا عدم وزن ، فک مربع یا چانه ضعیف ، قدرت قوی یا تمایل ژنتیکی به بیماری. برخی از آنها با یک هدیه موسیقی متولد می شوند ، دیگران می توانند ریاضیات ذهنی خود را با سرعت عوضی انجام دهند ، و برخی دیگر چیزی عرفانی به نام زمان بندی دارند که به توپ کمک می کند تا خفاش خود را از دست بدهد در حالی که دیگران فقط می توانند تماشا کنند. مقبره های زمانی ژنتیکی به طور غیر قابل پیش بینی در زندگی فوران می کنند. سرطان در 30 سالگی. یک بیماری ایمنی خودکار نادر که بدون هیچ دلیل مشخصی تحریک می شود. بیماری دژنراتیو که هیچ درمانی ندارد.

و سپس نقش شانس در زندگی ما وجود دارد. به کجا برخورد می کنید برخورد تصادفی در فرودگاه که مسیر زندگی شما را تغییر می دهد. تبلیغی که به طور اتفاقی می بینید و باعث می شود شما برای یک کار بین المللی اقدام کنید و قبل از اینکه آن را بشناسید ، شهروند کشور دیگری هستید و دامادی به نام چاد دارید. مهمانی که با لگد و فریاد به آن رفتید ، تا در نهایت با شخصی که بقیه عمر خود را با آن می گذرانید ، بچه سازی و تماشای Netflix با هم ملاقات کنید.

اگر هرکدام از ما بخواهیم به نقشی که در زندگی او ایفا کرده است ، تأمل کنیم ، در می یابیم که در بسیاری از موارد ، مهمترین تحولات در زندگی ما دارای عنصری تصادفی است که تفاوت عمده ای ایجاد می کند. در مورد من ، این یک برخورد تصادفی در یک ایستگاه اتوبوس با کسی بود که یک سال بزرگتر از من در موسسه من بود. من به تازگی یک نمایش را دیده بودم که دوستی به من بلیط داده بود که در آخرین لحظه نمی توانست برود. این پیشنهاد و توصیه او بود که باعث شد در تبلیغات شغلی را بپذیرم و مهمتر از آن باعث شد که با همسر آینده ملاقات کنم.

با توجه به نقش عظیمی که شانس در زندگی ما بازی می کند ، ما تمام تلاش خود را می کنیم تا آن را نامرئی جلوه دهیم. ما در عوض بر آنچه که تلاش کرده است متمرکز می شویم. اراده ما ، تلاش های ما ، توانایی هایی که ساخته ایم – تمام دانش و فناوری که تصور کرده ایم ، هنر و فرهنگی که از الیاف وحشی و خام زندگی استخراج کرده ایم. و مطمئناً درست است که تلاش بشر به ما کنترل بیش تری از مسیر زندگی ما را داده است تا آنچه در چند نسل پیش اتفاق افتاده بود.

امروز ما اعتقاد داریم که ما نویسندگان شرح حال زندگی خود ، شکل دهنده های سرنوشت خود هستیم. ما یاد می گیریم ، رشد می کنیم ، بیماری ها (نوعی) را تسخیر می کنیم ، مرزهایی مانند فضا را می شکنیم ، زمان و مسافت را رام می کنیم و کتاب های خودیاری می نویسیم که به ما درس های رهبری قرن 21 را می آموزند.

ما راه های دیگری برای کنار آمدن با حضور مداوم شانس در زندگی خود پیدا می کنیم. دین باید وجود داشته باشد تا شانس را با نسبت دادن آن به اراده یک نیروی قادر و قادر الهی قادر مطلق ، وجود داشته باشد که برای درک انسانهای عادی بسیار مرموز کار می کند. یا ما معتقدیم که اقدامات ما در زندگی گذشته ما به تعیین نتایج در این عمل کمک کرده است. یا هنوز که ستارگان قدرت شکل دادن به زندگی ما را به روشی خاص دارند. ایده سرنوشت شانس را به اجتناب ناپذیر تبدیل می کند. از نقطه نظر سرنوشت ، ما می توانیم زندگی خود را فقط در زمان گذشته ادامه دهیم.

دعا می کنیم. نماز در یک سطح است ، التماس به موجود قدرتمند الهی. اما در مورد دیگری این اعتراف به بی اهمیت بودن ماست ، و ناتوانی نهایی ما در پیش بردن امور به روش معمول ما ، اغلب در مواردی که بیشتر به آن نیاز داریم. وقتی همه چیز شکست می خورد به نماز متوسل می شویم.

ایمان دعا برای خوش بین است. ایمان به بسیاری از ما کمک می کند تا بر تردیدی که دانش ما را بر جای می گذارد غلبه کنیم. دانش نه از آنچه می دانیم ، بلکه از آنچه نمی دانیم. ایمان به ما کمک می کند تا مسئولیت هایی را که مجبور به پذیرش هستیم ، از عهده مسئولیت خارج کنیم. نه فقط ایمان به خدا ، بلکه به هر موجودی که از قدرت بیشتری برخوردار باشد ، خواه یک نهاد باشد ، یک فرد یا ایدئولوژی.

شاید پذیرفتن نقشی که شانس در زندگی ما بازی می کند به جای تلاش و انکار آن با استفاده از هر راهبردی که طرفدار آن هستیم ، مهم است. فروتنی در پذیرش اینکه ما نه همه چیز را در مورد چگونگی کار دنیا می فهمیم و نه می توانیم بر آن کنترل داشته باشیم ، ممکن است به ما کمک کند تا صادقانه تر با این واقعیت کنار بیاییم که گاهی اوقات ، فقط باید شانه های خود را بالا بیاوریم و آنچه را که برای ما اتفاق می افتد بپذیریم. یا شاید فقط صحبت از همه گیری است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>