خود مستند بیش از حد؟

[ad_1]

پس از مدت ها ، شخص تجربه رفتن به دفتر شخصی را داشت و باید یک آیین بسیار مدرن را پشت سر می گذاشت. این شامل گرفتن عکس ، به اشتراک گذاری شماره تلفن همراه شخص ، دریافت OTP در آن ، ارسال آن در هنگام پذیرش ، نشان دادن برخی از مدارک هویت تایید شده توسط دولت ، گرفتن یک برگه پذیرش است ، که باید توسط شخصی که برای ارسال در آن بازدید شده است به طور صحیح امضا شود راه خروج مشخص نیست که از چه اسرار هسته ای در شرکت پوشاک مورد نیاز یک شرکت برای بازدید محافظت می شود ، اما اطمینان خاطر این است که به لطف امنیت شدید ، اینها همچنان بدون مزاحمت به دروغ گفتن ادامه می دهند.

در بزرگسالی ، نمی توان به یاد آورد که هرگز از او خواسته شده است اثبات هویت ارائه دهد ، مگر اینکه گاهی در دانشگاه. در واقع ، شخص هیچ سندی نداشت که بتواند مشخص کند که کسی کیست. بوروکراسی حتی در آن زمان نیز وجود داشت. علاقه به درج موارد در دفاتر ثبت و صدور مجوزهایی که باید مهر شوند ، یک رنج مدرن نیست. اما بیشتر این تمرین در توکن گرایی خالص بود – می توان هرچه را که احساس می کرد نوشت و علاوه بر این بیشتر مطالب نوشته شده ناخوانا و غیرقابل استفاده بود. و ما مطمئناً علاقه چندانی به مستند سازی خودمان نداشتیم. چند نفر دفترچه خاطرات و روزنامه داشتند ، اما در بیشتر افراد ، زندگی در بیهوشی کامل به سر می برد و نیازی به معرفی خود به دنیا نبود.

تقریباً به نظر می رسد که ضبط هر عملی از هر فرد به خودی خود یک هدف است. اگر نظارت رسمی یک طرف ماجرا باشد ، طرف دیگر مستند سازی شدید است. در نتیجه ، هم از سر انتخاب و هم از روی اجبار ، کارهای بسیار اندکی انجام می شود که اثری از خود برجای نگذارد. در دنیای دیجیتال ، هر کلیک برای ابدیت ثبت می شود. ما آن را داده می نامیم ، اما این گواهی زنده بر وجود ما و کارهایی است که با آن انجام می دهیم. آنچه می گوییم ، آنچه دوست داریم ، چه کسانی را از بین می بریم ، رذایل ما چیست ، لذت های گناه ما ، پوچی های ما ، همه اینها حداقل به دفتری که دارای علم و دانش فراوان الهی است وارد می شوند.

ما در همه جا ، حتی در دنیای فیزیکی ، تحت نظرسنجی هستیم. دوربین های مداربسته که هم اکنون به طور فزاینده ای از سیستم های تشخیص چهره پیچیده تر ، GPS که حرکات ما را ردیابی می کند ، تاریخچه مکان در تلفن های ما که می گوید در هر زمان کجا بوده ایم ، ابزارهای بیومتریک مانند Aadhar که برای پیمایش در بسیاری از فضاهای عمومی مورد نیاز هستند ، الگوریتم هایی که ما را دنبال می کنند از طریق پیچ و خم های ما در دنیای دیجیتال – حوزه خصوصی به طور بی اندازه ای کاهش یافته است.

ما در حال تسلیم کردن حریم خصوصی ، حتی ذهن هستیم. سایت های رسانه های اجتماعی با ظرافت ما را ترغیب می کنند که خود را در برابر دیگران قرار دهیم. زندگی ما یا حداقل نسخه های ایستمن کلور از آن ، اسناد عمومی است. کنار گذاشتن حریم شخصی طرحی است که با ذوق و شوق انجام می دهیم. ما می خواهیم بیشتر “اجتماعی” باشیم تا بیشتر خودمان را برای اصلاح دیگران بسازیم. اگر توییتر بخواهد نظرات ما را جلب کند ، فیس بوک دستورالعمل جدیدی از روابط ایجاد می کند ، اینستاگرام زندگی ما را برای مخاطبانمان به عنوان یک دیداری بصری در می آورد ، واتساپ به ما کمک می کند هر افکار عبوری را برای یک جامعه بسته پخش کنیم ، بچه های جدید در بلوک مانند Clubhouse ما را برداشت می کنند صداها

سلفی برای اولین بار به ما امکان می دهد تا آینه ها را به دوربین تبدیل کنیم. ما در هنگام شلیک تصاویر پرتره از خود ، سریع نمونه اولیه خود را می گیریم. دوربینی مانند Go Pro به ما نشان می دهد اگر بدن ما دوربین باشد ، دنیا چگونه به نظر می رسد. پوشیدنی ها در راه هستند که بدن ما را حساس می کند. در حال حاضر Fitbit و تلفن هوشمند معمولی ما فعالیت بدنی ما را ضبط می کنند – چند قدم راه رفته ایم ، چه مقدار کالری می سوزانیم. برنامه های خواب در مورد الگوی خواب ما از جمله مدت زمانی که خرخر می کردیم یا تعداد دفعات سرفه به ما می گویند. فردا ، سنسورها پارامترهای اصلی سلامتی را انتخاب می کنند و آنها را در زمان واقعی به یک مرکز درمانی می رسانند تا در صورت لزوم پیگیری و مداخله کنند.

آنچه باقی خواهد ماند ، افکار ما هستند. موارد بیان نشده ، یعنی و حتی این ممکن است برای همیشه نباشد. فناوری هایی که قادر به رمزگشایی افکار ما هستند در راه است. واقعاً ، دیگر هیچ چیز به تنهایی متعلق به ما نخواهد بود.

پیامدهای اجتماعی چنین وارونگی شگرف از خود چیست؟ آیا ما نیاز به ایجاد لایه هایی از شخصیت داریم که به ما امکان می دهد قسمت کوچکی از خود را دور کنیم؟ آیا خود ایده خود بی معنا خواهد شد ، زیرا این ایده برای ایجاد هرگونه معنایی ناگزیر نیاز به پیاده شدن دارد؟ ما هرگز فقط خودمان نخواهیم بود.

پارادوکس این است که فناوری ظاهراً تلاش می کند تا هر زمان که نیاز باشد و با کمترین تلاش ممکن ، هر آنچه را که می خواهد و به آن احتیاج دارد ، بدست آورد. اما با انجام این کار ، در نهایت چیزهایی را که فرد را به یک فرد تبدیل می کند به خطر بیندازد. همانطور که الگوریتم ها برای پیش بینی نیازهای ما کلید می خورند ، ما را با آنچه بیشتر دوست داریم جستجو کنید ، ما خود را در محاصره تصاویر آینه ای از خواسته های خود می بینیم که قادر به رهایی نیستیم.

ما در حال حرکت به سمت جهانی هستیم که همه ما بتوانیم به طور موثر بخشی از یک ارگانیسم واحد شویم. ایده داده ها همه اقدامات و افکار ما را به یک واحد پول سیال تبدیل می کند که به طور مداوم جریان دارد. یکی از روش های تفکر در مورد شبکه های اجتماعی این است که ما پسوندهای رسانه هستیم ، گره هایی که به جای اینکه کاربر سرنوشت خودمان باشیم ، طبق یک اسکریپت اصلی ضمنی عمل می کنند. سیستم رسانه های اجتماعی یک موتور تجاری است ، که توجه ما را برای استفاده توسط تبلیغ کنندگان جمع می کند.

این جهانی است که هیچ الگوی قبلی از آن نداریم. آنچه ممکن است مفید باشد این است که ما نوعی تفسیر خودآگاه را به کار ببریم ، تفسیری که مشخص کننده تغییراتی است که ما متحمل می شویم ، به لطف تورنت مهار نشدنی به نام فناوری. بیرون رفتن از درک همه جانبه فن آوری های جدید ، به منظور درک آنچه اتفاق می افتد. تا زمانی که می توانیم



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>