خواندن یک ورزش گروهی نیست ، بلکه یک هنر نجات شخصی است. وقتی همه گیر شدن احساس بسیار تنهایی به ما دست می دهد ، شرکت گرمی است

[ad_1]

والریا لوئیزلی ، نویسنده مکزیکی اخیراً در مصاحبه ای گفته است آنچه بیشتر او را می ترساند ، دنیایی بدون داستان است. وی نوشت: “جهانی که در آن ما فضای جمعی از تخیل را نداریم.” چندین نویسنده مانند او – خواه در حال اختراع جهانی متناوب باشند یا گزارش واقعیت – با وجود چالش های بی شماری که به طور مستمر با آنها روبرو هستند ، هر سال جان خود را به تولید آثار اصلی متعهد کرده اند. از تعطیلی کتابفروشی ها گرفته تا سیستم عامل های OTT که تصور جهان را به دست می گیرند ، از اندرویدهایی که تهدید می کنند هر دو سال یکبار آنها را جایگزین می کنند تا حتی فشارهای سیاسی برای بسیاری از نویسندگان که به زندگی خود ادامه می دهند و در مورد جوامع آسیب پذیر می نویسند.

فقط به ندرت پیش از این اکنون این فرصت را داشته ایم که به عنوان یک گروه ، اهمیت مطالعه و چگونگی موفقیت در رهایی از خواب روزمره را بدانیم. هنگامی که در اوایل سال 2020 بیماری همه گیر Covid-19 در هند رخ داد ، فروش کتاب تعداد بسیار کمی در سراسر کشور ثبت کرد. درست مثل هر صنعت دیگر ، انتشار نیز با نوعی فشار برگشتی که هیچ کس پیش بینی نکرده بود ، روبرو شد. اما هرچه روزها پیشرفت می کردند و امکان تحویل کتاب به خانه های مردم فراهم می شد – اوضاع دوباره به سرعت تغییر می کرد.

کتاب های جدید اعلام شد ، کتاب های قدیمی روحیه تازه ای پیدا کردند زیرا خوانندگان آنها را در صفحات رسانه های اجتماعی خواندند و درباره آنها صحبت کردند. بسیاری از کسانی که قبلاً هرگز در مورد عادت های خواندن خود بحث نمی کردند ، این کار را با صراحت بیشتری شروع می کردند و دیگران را به خواندن بیشتر ترغیب می کردند. این یک پدیده تبلیغاتی یا صنعت محور نبود ، بلکه یک واکنش زنجیره ای مردم محور بود. در واقع ، با نادیده گرفتن همه احتمالات همه گیر ، آمار فروش کتاب در انگلیس در واقع به بالاترین حد بی سابقه هشت ساله رسیده است. وقت مردم بیشتر بود و بسیاری از آنها برای احیای علایق ادبی خود استفاده می کردند.

من دو ماه پیش به خانه پدر و مادرم در کلکته بازگشتم تا وقت خود را با آنها بگذرانم و متوجه شدم که پدرم که یکبار با زحمت هر روز صبح سه روزنامه می خواند و سپس متوقف می شد ، بار دیگر از فروشنده روزنامه خواسته است که روزنامه های مورد علاقه خود را هر روز تحویل دهد. روز دیروز ، مادرم با آخرین نسخه از یک مجله بنگالی وارد اتاق من شد و با خوشحالی اعلام کرد که تصمیم به عضویت مجدد در آن گرفته است زیرا فضای اصلی را برای خواندن دوباره پیدا کرده است در حالی که یک سال در خانه دربند است. در حالی که در همان زمان من در مورد بسیاری از افراد شنیده ام که حتی نمی توانند صفحه ای را بخوانند بدون اینکه حواس پرت شوند و تحت فشار قرار بگیرند. این مبارزه غیرمعمول نبود ، اما آنچه عمدتاً مشترک بود ، این تعقیب جدی بود تا بتواند بیشتر بخواند.

یک تجربه مشترک برای اکثر ما در طول یک سال گذشته ، عزاداری بوده است. بسیاری از مردم افرادی را که دوست دارند از دست داده اند بسیاری دیگر شاهد شجاعت در قلب خود هستند که با هر صبح جدید و آوردن اخبار بدتر از بین می رود. کتاب و مطالعه نمی تواند جان انسان ها را نجات دهد. با این حال ، ایده زنده بودن ناقص است بدون اینکه هنر نامرئی بازوی ما را بگیرد ، گاهی اوقات آنقدر محکم و دردناک ، و ما را به مسیرهایی برساند که در غیر این صورت نمی توانستیم گام برداریم. هنگامی که من به دوستی که اخیراً شخصی عزیز خود را از دست داده بود پیشنهاد کردم که خاطرات قابل توجه هلن مکدونالد ، نویسنده و طبیعت شناس را بخواند H مخصوص هاوک است، حدس نمی زدم که آنها جایگاه آشنایی را در صفحات آن کتاب پیدا کنند. لنگرگاهی که باعث می شود آنها در بسیاری از شب ها که نمی دانستند چگونه درد و رنج وصف ناپذیری را که احساس می کنند تصدیق کنند ، دور شوند. اما احساس همدردی خیلی سخت نبود زیرا من چند سال پیش هنگام مطالعه چیزی مشابه را تجربه کرده بودم غم چیز پر است، قطعه خلق و خوی مالیخولیایی ماکس پورتر 2015 مانند یک رمان شکل گرفته است.

آنچه عمل خواندن را از سایر اشکال هنری متمایز می کند این است که برخلاف گفته های سینما یا موسیقی ، مطالعه هرگز یک ورزش گروهی نبوده است. این یک انگیزه شخصی و عمیقا شخصی است که به نوعی موقعیت ممتاز حرکت و تأثیرگذاری ما را به طور غیرقابل تسخیر اشغال می کند. شاید چرا اغلب به سربازان آشفته ای که پس از جنگ جهانی اول از جبهه به خانه بازگشتند ، یک دوره خواندن تجویز می شد. نبرد با ویروس کرونا کمتر از یک جنگ نبوده است ، اساساً هم برای کارگران خط مقدم ما و هم برای خانواده هایی که بیشترین بار را متحمل شده اند. تعداد بیشماری از کتابها ، مجلات ، روزنامه ها ، روزنامه ها ، روزنامه ها ، داستان های هواداری اینترنتی و دیگران. که توسط مردم خوانده شده و بازخوانی شده است در حالی که خشم این دشمن بزرگ را تحمل کرده است ، به روند بهبود کمک کرده است. اگر ما هرگز دوباره به دنیایی بدون این ترس ناتوان کننده و نامحسوس از ویروس قدم بگذاریم ، ممکن است سالها طول بکشد تا زندگی خود را بازیابی کنیم و از این آسیب جمعی بهبود یابیم. این جاده طولانی و پر پیچ و خم خواهد بود ، چیزی کمتر از مراقبه ای درباره عشق و از دست دادن. جایی که ممکن است ما اغلب بسیار تنهایی احساس کنیم. و وقتی این کار را می کنیم ، خواندن در انتظار ماست – با دست نجات دهنده آن آماده است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>