خانه دار خنده دار Kamalamma ، عمه و آکا


خودم Kamalamma از کونجیبتو ، کارناتاکا.

چی بهت بگم؟ دیروز همه روزنامه های قدیمی را از گوشه و کنار خانه جمع کردم تا به روزنامه والا بدهم و به طور اتفاقی یک مقاله خبری را در یک مقاله قدیمی یک ماهه دیدم. من فکر می کنم چگونه قبل از آن دلتنگم؟ سپس ، والا کاغذی را که با مقیاس وزنی در آستانه خانه نشسته است ، به طور کامل فراموش می کنم و آنجا و آنجا مقالاتی را می خوانم.

به نظر می رسد ، یک زن میانسال در خیابان ، جایی در اوتار پرادش ، در حال ساخت کامل نمایش است. او چه کار می کند؟ من به شما خواهم گفت – او در یک بازار شلوغ با یک دختر جوان درگیر است. به نظر می رسد زن مانع راه شده است بنابراین دختر جوان با ادب می گوید ، ببخشید عمه ؛ و زن چه می کند؟ او از این عنوان خاله عصبانی شده است و به حالت شورپاناکا می رود و به دختر سیلی می زند و موهایش را می کشد. آییو چاه!

این دختر همچنین سکوت نکرد و ماها یودا در وسط یک بازار شلوغ اتفاق می افتد. بالاخره پلیس آمد.

ابابا! این چیه؟ چگونه آنها می توانند این کار را انجام دهند؟ مردم هیچ حسی ندارند یا چه؟ من فکر می کنم پلیس باید دختر را بلافاصله داخل زندان می کرد! تلفن عمه و همه! کدام زن دوست دارد عمه نامیده شود؟ آن هم در ملا public عام؟ من با آن زن پاپا در حمایت 100٪ هستم.

اما فکر می کنم چنین اتفاقاتی فقط در هند رخ می دهد. در سایر کشورهای غربی ، آنها همه – پدر ، مادر ، پدربزرگ ، حتی معلم و همه – را فقط با نام خود صدا می کنند. پدر به پسرش زنگ می زند و می گوید ، جان من چند ماه است كه تو را ندیده ام و پسرش می گوید ، بله پیتر ، بگذارید برای شام با هم ملاقات كنیم و سپس پدر و پسر قرار ملاقات را تعیین می كنند تا 2 هفته بعد در بعضی از رستوران ها ملاقات كنند.

اما در کشور ما اینگونه اسامی نمی گیریم. حتی برای شوهر خود ، چگونه می توان با نام تماس گرفت؟ من برای جلب توجه ، آقا را صدا می کنم. بعضی اوقات با صدای بلند میز را می کوبم و بار دیگر یک یا دو پاره فولاد را به آشپزخانه می اندازم. این 100٪ کار می کند او با سرعت تمام می آید. همکار پاپا ، او شاید ترسیده باشد ، دفعه دیگر من پاتره را روی سر او می اندازم. چاه هدف من آنقدر خوب نیست.

همه اینها برای شوهر در خانه اشکالی ندارد. بیرون چی؟ ما نمی توانیم هر بار که می خواهیم آنها را نه صدا کنیم ، روی سر دیگران رگ پرتاب کنیم؟ به همین دلیل در هند سیستم عمو و عمه وجود دارد.

اما اگر بخواهم حقیقت را بگویم ، اصلاً دوست ندارم این کار عمه را انجام دهم. همانطور که هست ، ما زنان روی سر خود ایستاده ایم و سعی می کنیم سن خود را پنهان کنیم. هنگام پر کردن هر فرم ، هنگامی که می خواهیم به بخش تاریخ تولد خود برویم ، دستان می لرزند و کل بدن عرق می کند ، و ما در حال محاسبه تعداد تعداد قرار دادن در آنجا هستیم. و وقتی بقال ، مرد شیر ، ساعت مچی و همسایه همه ما را عمه صدا می کنند ، عصبانی خواهیم شد یا نه؟

چی بهت بگم؟ یک روز هادی اتوبوس در یک اتوبوس شلوغ در گوش من فریاد می زد ، او عمه جلو رفت. به اطراف نگاه کردم و دیدم که هادی خودش شبیه عموی من است. بعد خیلی عصبانی شدم و 3 تا رو باز کردمrd چشم مانند لرد شیوا و نگاه عصبانی به او داشت. اما آن شخص خاکستر نشد و به سادگی سخنان خود را تکرار کرد. چاه

بعد از آن من با آن اتوبوس نرفتم. حتی اگر دیر می کردم منتظر اتوبوس بعدی شدم. چرا؟ چون هادی اتوبوس بعدی من Akka نام دارد. از درون شکمم احساس خوبی به من دست داد و به هادی اجازه دادم هنگام خرید بلیط تغییر را حفظ کند. وقتی به آقا گفتم ، او خندید و گفت اوه حالا شما او را برای راکشا بندهان صدا میکنی یا چی؟

بله ، بله … مثل اینکه وقتی خانم در طبقه بالا او را آنا صدا می کند ، سرخ نمی شود! وقتی آقا آنا است ، کمالاما چگونه می تواند خاله باشد؟

درسته نه؟



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>