حماسه دولت نامرئی در میان مرگ ، غم و اندوه

[ad_1]

با اوج گرفتن ویروس کرونا در هر روز ، چند ماه گذشته تقریباً برای هر هندی وحشتناک بود. ما شاهد صحنه های پیش از این در جاده ها ، دروازه های بیمارستان ، محوطه ها ، سوزاندن جنازه و گورستان ها نبودیم. حداقل یک کابوس بود.

جدا از اینکه خودم به شدت به ذات الریه کوید مبتلا شده ام ، هر شخص دیگری را که می شناسم یا آلوده بوده یا کسی را که آلوده یا مرده است می شناسد. در حالی که با نوسانات سطح اکسیژن و قند خون در قرنطینه در منزل بودم ، من همچنان اسکن زمانبندی های فیس بوک و توییتر خود را فقط برای اطلاع از قربانی شدن ویروس کشنده توسط برخی یا افراد دیگر می کردم. بسیار ناامیدکننده و دلگیر بود.

قبل از اینکه بیمار شوم ، یکی از برادران بزرگم در بیهار از اکسیژن پشتیبانی می کرد و برای زندگی خود می جنگید ، اگرچه نجات پیدا کرد اما با توجه به وضعیت وخیم بهداشت و درمان در این کشور هر ثانیه احساس می شد که اخبار ناخوشایندی برای ما خواهد آمد. او از طریق تلفن به من گفت كه برای چهار روز اول بستری شدن خود ، یك پزشك وجود ندارد كه در بخش كوید به وی و دیگر بیماران مراجعه كند. او خودش به کارمندان رفت و از آنها در مورد وضعیت بحرانی دو بیمار گفت تا بتوانند به ICU منتقل شوند اما اتفاقی نیفتاد و بعداً در مقابل چشمان او جان باختند.

تقریباً هر بخش از کشور مانند یک بخش ICU بد مدیریت شده بود که در آن هیچ کجا دیده نمی شود و مردم به دلیل عدم اکسیژن در آن هنگام نفس می کشند.

برای کسانی که در راس امور هستند ، پیروزی در انتخابات و تحت کنترل قرار گرفتن هرچه بیشتر ایالات کار مهمتری از نجات جان باختگان بود فقط به این دلیل که به موقع اکسیژن یا تخت بیمارستان یا آمبولانس دریافت نکردند.

کل کشور به یک جسد بزرگ مرده بزرگ تبدیل شده بود که تصاویر دلخراش آن از هر گوشه و کنار می آمد. گزارش خبری در یک وب سایت رسانه ای بین المللی درباره بیمارستانی در اوتار پرادش ، یکی از ایالت های آسیب دیده ، باعث شد که در حالی که روی تختم دراز کشیده ام ، گریه کنم. اما در همان زمان ، عصبانیت من از بی تفاوتی دولت و سیستم هزار برابر بیشتر بود. وقتی برای X-Ray قفسه سینه خود به بیمارستان رفتم و به دکتر مراجعه کردم ، این صحنه ناامیدی بود که حداقل 25 آمبولانس همراه با بیماران با ماسک اکسیژن در مدت زمان 40 دقیقه می آمدند و مرگ و میر زیادی داشت.

برادر دیگر من که در دانشگاه مسلمانان الیگره تدریس می کند ، سال گذشته به این ویروس آلوده شده بود. وی به مدت 18 روز در ICU بیمارستان دهلی ماند و 80 درصد از ریه ها آسیب دیده است. او به طور معجزه آسایی زنده بیرون آمد و به ما گفت چگونه شاهد بود حداقل 14 بیمار در 48 ساعت در ICU در مقابل چشمان خود می میرند. همه ما خدا را شکر کردیم که او سال گذشته به این ویروس آلوده شد زیرا امسال بسیاری از همکاران دانشگاه خود را به دلیل ویروس از دست داد. یکی از دوستان نزدیک او به من پیام داد تا در مورد سلامتی من س askال کند و من نمی دانستم که او عفونت خفیفی دارد. روز دیگر شخصی در فیس بوک به روزرسانی کرد که به دلیل حمله قلبی ناشی از کوید ناگهان ناپدید شده و دو دختر کوچک را پشت سر گذاشته است. من تقریباً روزانه اخبار مربوط به مرگ آشنایان ، اقوام و دوستان را دریافت می کردم.

زندگی همیشه نامشخص بوده و مرگ حتمی بوده است ، همانطور که از کودکی شنیده ایم ، اما همه گیر شدن بیماری مرگ را مسلم تر کرده است. هیچ کس نمی داند که پس از دور شدن جمعیت ، چند موج در شرف جابجایی جمعیت است. هزاران و هزاران کودک وجود دارد که توسط همه گیر یتیم شده و به آینده ای نامشخص چشم دوخته اند.

بدترین قسمت عدم وجود حالت در صحنه است که بیشتر از همه به آن احتیاج داشته است. در طول موج اول ، به دنبال قفل اعلام شده توسط نارندرا مودی ، نخست وزیر ، میلیون ها و میلیون ها کارگر مهاجر برای زندگی خود رها شدند ، هزاران نفر از شهرهای بزرگ به شهرها و روستاهای کوچک خود رفتند ، بسیاری از آنها هزاران مایل را با پای پیاده طی کردند در تصادفات در جاده خرد شده و بسیاری در ریل راه آهن کشته شدند. هیئت مدیره راه آهن گفته بود: “براساس اطلاعات دریافت شده از پلیس ایالت ، 805 نفر آسیب دیدند و 8733 نفر در مسیر راه آهن در بین ژانویه و دسامبر سال 2020 جان خود را از دست دادند.” بیشتر آنها کارگران مهاجر بودند که شهرهای بزرگ و دولت هرگز به آنها اهمیت نمی دهند. شمارش غیررسمی مرگ باید چندین برابر بیشتر از گفته های ایالت باشد.

موج اول Covid به طور رسمی بیش از یک و نیم نفر را کشت. پس از آن موج دوم به وجود آمد ، و حالتی از خود راضی را گرفت به گونه ای که تصمیم گرفت مردم را به زندگی خود رها کند. علی رغم هشدارهای متعدد ، نخست وزیر و همه تیم او در انتخابات مشغول بودند و کمب ملای مذهبی مجاز به وقوع بود. نه تنها این ، سیاستمداران به توجیه چنین رویدادهایی ادامه دادند. صحنه های خارج از بیمارستان ها نسل کشی بود ، اگر دولت صادقانه وظیفه خود را برای ایستادن در برابر این مناسبت دنبال می کرد می توانست هزاران نفر را نجات دهد.

جسد های پر جنب و جوش پر بود و در بعضی جاها ، اجساد متعددی روی یک پایه کاملاً سوزانده می شد ، فضای قبرستان ها رو به اتمام بود ، هزاران نفر در قرنطینه در منزل جان خود را از دست دادند. اکنون آمار رسمی مرگ تقریباً 3 میلیون و 70 هزار نفر است ، اما طبق اعلام سازمان های مختلف رسانه ای مستقل و نشریات بین المللی مانند نیویورک تایمز ، این آمار حداقل 10 برابر بیشتر است. ما هرگز نخواهیم فهمید که چه تعداد در روستاهایی که خانواده ها پس از تخریب خانواده ها از بین رفته اند جان خود را از دست داده اند. هزاران جسد در گانگا ، یامونا شناور بودند و در شن و ماسه بانک ها دفن شده بودند ، و هرگز این افراد حساب نمی شوند. در حقیقت ، بیهار چند روز پیش شمار مرگ و میرهای خود را به 72 درصد رسانده است.

تمام درد و رنج و عذاب در طی همه گیرى ، بسیاری از احساسات انسان را برانگیخته است. آنها بهترین و بدترین ها را یکسان بیرون آورده اند. برخی از افراد برای کمک به نیازمندان از راه خود خارج شدند ، برخی از آنها نفرت ، سیاست و فرصت طلبی را ادامه دادند. این همه گیری در حال تغییر بسیاری از چیزها در اطراف است ، و من امیدوارم که بر خلاف امید که باعث می شود بیشتر و بیشتر مانند انسانها رفتار کنیم. ما باید یاد بگیریم که چگونه دلسوز ، اصیل و نگران کسانی باشیم که هیچ کس به آنها اهمیت نمی دهد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>