حقایق در ارقام

[ad_1]

این روزها ارقام در همه جا وجود دارد. آنها در روزنامه ها خودنمایی می کنند. آنها تیترهای خبری را در تلویزیون می گیرند. آنها در شبکه جهانی وب می رقصند و تمام وقت از گوشه و کنار صفحه شما ظاهر می شوند. پسر بخش شما در بیمارستان در مورد روز گرم یا شب مرطوب اظهارنظری نمی کند اما اصرار دارد که در مورد کل موارد دیروز ، میزان مثبت بودن ، متوسط ​​بارگذاری هفته گذشته صحبت کند.

شما در غرق در داده ها هستید: کل موارد ، بیست و چهار ساعت افزایش ، هفت روز رشد ، نرخ دو برابر شدن ، میزان مرگ و میر ، آزمایش های انجام شده روزانه ، حساسیت و ویژگی آزمایش های مختلف ، میزان عفونت ، میزان مثبت ، میزان بهبودی منحنی هایی وجود دارد که amok هستند. منحنی های صعودی و نزولی ، منحنی های صاف و صاف. و توصیه های تغییر یافته برای قرنطینه ، آزمایش ، پذیرش ، تخلیه. فاصله روزافزون بین دو دوز واکسن ، همگام با بدبختی ملت. مواد مخدر به عنوان یک نوشیدنی وعده داده شده ظاهر می شوند ، اما ظرف چند روز به طور ننگینی از بین می روند. سریعتر از امیدهای رنج دیده سرخپوستان. من فقط حدود ده درصد از اطلاعات ضروری را که به نفع هموطنان بدبخت است ، تهیه کردم. این ضربدر پنجاه را برای شهرها و ایالت های بزرگ هند و کشورهای متضرر ضرب کنید. سپس نگاهی خواهیم انداخت به گلوله های گلوله هایی که به سمت شهروند گیج شده شلیک می شود.

ما هندی ها به عشق به چهره ها معروف نیستیم. ما حقایقی را تحقیر می کنیم که توسط داده ها پشتیبانی می شود. ما به جهانی اعتقاد داریم ، که مرز بین حقیقت و عدم حقیقت با اعداد ناخوشایند و ناخوشایند مشخص نشده است. صحت اظهارات به احترام شخص ارائه دهنده آن بستگی دارد. این دنیای آنالوگ دنیایی از احساسات رنگارنگ است که هیچ حقیقتی مقدس نیست. همه چیز در این دنیای شگفت انگیز نسبی است. دنیای دیجیتال واقعیت ها در مقابل ، به طرز آزار دهنده ای با توده های احتیاط آمیز اعداد بی جان پر شده است. چگونه اعداد می توانند درباره درستی یک نظر تصمیم بگیرند؟ آنها نخ طولانی عمر را که با “تجربه من” شروع می شود و با “من می توانم حقیقت آن را در قلب خود احساس کنم” حفظ نمی کنند. این داستان ها هستند که ایمان ایجاد می کنند. واقعیت نمی تواند برابر با ایمان باشد.

داده ها هیچ نظری ارائه نمی دهند. آنها بی صدا مانند کلمات یتیم استخراج شده از فرهنگ لغت ایستاده اند. کلمات باید طبق نظم پذیرفته شده یک زبان قرار بگیرند تا آنها را به صورت جمله درآورند و سپس یک مفهوم ظهور کند. به همین ترتیب ، داده ها باید مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند تا به یک نظر برسند. همانطور که می توان کلمات یکسانی را به گونه ای متنوع تنظیم کرد که معنی متفاوتی داشته باشد ، از داده های مشابه نیز می توان برای رسیدن به نتیجه متفاوت استفاده کرد. این در همه گیر همه گیر اتفاق افتاده کاملاً مشهود بود.

جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل آنها یک فرایند دقیق است. آمار ، علمی که در آن دخیل است ، به زودی دو قرن قدمت دارد. این ذهن ما آناتمی است که یاد گرفته است با تجربه خودش به حقیقت برسد. این فرایند یادگیری حکایت ، طی دویست هزار سال تکامل یافته است. بیزاری ما از ارقام ، ترس از آمار ، ریشه در سیم کشی مغز ما دارد. یک بیماری همه گیر نمی تواند ماهیت ما را که طی صدها هزار سال تکامل یافته است ، خلاص کند.

مغز برای اعطای بقا و مزیت تولید مثل به بدنی که آنها را در خود جای داده است ، تکامل یافته است. بیش از دویست هزار سال اجداد ما در گروه های کوچک زندگی می کردند. هر عضو دیگری را از نزدیک می شناخت. دانش مورد نیاز برای جمع آوری غذا و شکار را می توان از طریق تجربیات شخصی و سخنان دهان دیگر اعضای قبیله بدست آورد. سکونتگاه های بزرگ تنها با ظهور کشاورزی آغاز شد ، حدود هفت تا ده هزار سال پیش. این امر منجر به رشد دولت های بزرگ ملت ، تحت نظارت یک پادشاه شد. زیرا حاکم حاکمیت عاطفی باید سوژه های خود را بداند: تعداد ، حرفه و درآمدشان. این به جمع آوری اطلاعات نیاز داشت. این آغاز آمار بود. اما آمارها فقط با ظهور نظریه احتمال در قرن شانزدهم به سرعت رشد کردند. این اتفاق زمانی رخ داد که انسان اهمیت شانس را در امور انسانی تشخیص داد.

استدلال احتمالی ضد خلاف است. مغزی که برای پیمایش در جهان از طریق تصمیمات بصری تکامل یافته است ، نمی تواند با مراسم وقت گیر و طلبکارانه روشهای آماری مبتنی بر اطلاعات سازگار شود. حتی در موقعیت های شانس ، بازتابنده به مدارهای قدیمی خود برمی گردد که از دیرباز به خوبی از پس آن برآمده اند. اما در اوضاع و احوال بی سابقه و بدیعی که دنیای مدرن ایجاد کرده است ، جایی که عدم قطعیت بر روی غلاف حکمرانی می کند ، مغز به طرز گسترده ای بالا می رود. این شرایط متنوع است: یک بورس اوراق بهادار عجیب و غریب که میلیاردها دلار در دقیقه ایجاد می کند و آنها را در چند ثانیه از بین می برد. هزاران درمان برای بیماری که فقط مزایای جزئی جزئی نسبت به دیگران دارد. علم عجیب ماده ، مکانیک کوانتوم ؛ ارزیابی تصمیمات سیاست های عمومی که زندگی و معیشت میلیون ها نفر را تحت تأثیر قرار می دهد.

اما مغز یک ماشین تصمیم گیری فوق العاده است. به راحتی کنده نمی شود. این ترفندهای هوشمندانه ای را برای حل مشکلات فراتر از توانایی خود آموخته است. من فقط دو مورد از ترفندهای پرکاربرد را ذکر می کنم: تعویض سوال سخت توسط یک سوال آسان تر و سهولت به خاطر آوردن.

آیا داروی جدید درمان خوبی برای ویروس کشنده است؟ آیا سرخپوستان در برابر عامل بیماریزا وحشتناک مصونیت ذاتی دارند؟ این س questionsالات سخت هستند جایگزین شده توسط سوالات آسان تر آیا این دارو علیه ویروسهای مشابه دیگر کار می کند؟ آیا از نظر تئوری مکانیسم عملکرد دارو امیدوار کننده به نظر می رسد؟ آیا کشورهایی که عفونت سنگین تاج دارند ، مانند هند سیاست واکسیناسیون جهانی برای واکسن BCG دارند؟ آیا واکسن BCG که توسط اکثر هندی ها دریافت می شود ، نمی تواند آنها را در برابر ویروس ایمن کند؟ اتكا به این تفكر مغرضانه توسط سیاستگذاران ما دلیل بازدید قتل عام حاضر از مردم كشور است.

اکثر مردم معتقدند که تاج اصلی ترین عامل مرگ و میر امروز در کشور ما است. عفونت کرونا طی 15 ماه حدود 3 لک هندی را از بین برد. اختلالات مربوط به قلب ماهانه حدود 2 لک هندی را از بین می برد. (کرونا و بیماری قلبی دو اختلال متفاوت هستند. من آنها را در اینجا مقایسه نمی کنم ، اما نمونه ای از دستگاه تصمیم گیری مغرضانه ما را ارائه می دهم). ذهن با سهولت سهولت یک رویداد می رسد به خاطر آوردن مواردی از این رویداد. با عناوین فریاد CORONA در هر رسانه ، ذهن این را بزرگترین منبع مرگ و میر می داند. بیماری قلبی هرگز به خبرهای صفحه اول یا نخست وقت نمی رسد. و نمی توان در هنگام کشف علل مرگ و میر در کشور یادآوری کرد. خشونت تروریستی در کشمیر خبر بزرگی است. بیشتر مردم فکر می کنند تروریسم بزرگترین علت مرگ تصادفی در کشمیر است. در سال 2019 ، 366 نفر در خشونت کشته شدند در حالی که 447 نفر در تصادفات در بزرگراه ها جان خود را از دست دادند.

من این ارقام را نقل می کنم تا درد و رنج قابل درک یک مرگ را به آماری توخالی و بی شعور تبدیل نکند. هر مرگ و میر ، یک عمر روابط ، مراقبت ، عشق ، محبت و میلیون ها لحظه ضربان دار و زنده را به باد می آورد. اما دانستن میزان تهدید یک بیماری برای برنامه ریزی یک سیاست موثر بهداشت عمومی مهم است. آمار به ما کمک می کند تا از محدودیت های ذهن شگفت انگیز خود عبور کنیم.

ما ، در کشورمان ، از عواقب فاجعه بار ناشی از نادیده گرفتن پیش بینی های داده های علمی رنج می بریم. دولت کنونی ما نسبت به روشهای علمی تحقیر عمیق و عقیدتی دارد. این ایمان همیشگی به داروهای سنتی سنتی دارد. این از داده هایی که با ایدئولوژی و انتظارات آن مطابقت ندارد بیزار است. و هیچ مشکلی در تقلب کردن ، تفسیر غلط و سرکوب این ارقام بی صدا با توجه به اهداف کوتاه مدت آن ندارد.

اما افسوس! طبیعت نسبت به همه نیازهای انسان بی تفاوت است ، هیچ ایدئولوژی ، هدفی ، هدفی ندارد. طبق قوانین تغییرناپذیر خود کار می کند. تلاش بی وقفه علم گهگاه دریچه کوچکی را باز می کند تا به ما اجازه دهد در کار این قوانین نگاه کنیم. از این درک ما به معنای کاهش بدبختی انسان است. غفلت از این علم به نفع یک مامبو-جامبو شعاری ، احساسی ، خودخواهانه یک دستورالعمل برای بدبختی فوق العاده است.

روش های آمار به بهبود بسیاری از بشر کمک کرده است ، چه در هر زمینه ای از مدیریت سیاست های عمومی. گرایش به بدبینی نسبت به حقایقی که این روشها کشف می کنند ، در تار و پود ذهن ما بافته شده است. اما یکی از موفقیت های چشمگیر علم مدرن درک مکانیسم های ایجاد این شک و تردید است. این مکانیسم ها جز component غیرقابل کنترل دستگاه پیچیده حل مسئله هستند. و به گونه های ما برای مدتها بدون وقفه خدمت کرده ایم. اکنون درک ذهنیت ما نیز برای شکست های جزئی آن است. ناباوری و وحشت ذاتی آمار یکی از این موارد است.

در برخی از موقعیت های جذاب ذهن ما اشتباه می کند ، اما خوشبختانه به طور قابل پیش بینی خطا می کند. ما نمی توانیم ذهن خود را از این تعصبات خلاص کنیم ، اما می توانیم به خود یاد بگیریم که نسبت به آنها احتیاط کنیم. مدیران دولتی ، پزشکان ، رهبران سیاسی باید دائماً این دام ها را به خود یادآوری کنند ، مبادا این تصمیمات غریزی زندگی افرادی را که معتقدند منجی آنها هستند ، به خطر بیندازد.

یک جهان بینی مبتنی بر واقعیت ها به همان زیبایی که ذهن ما بافته است ، مست از عشق به داستان هاست. ما باید آن را بپذیریم ، تا کمی بیشتر از هرج و مرج اطراف خود درک کنیم ، زیرا مسیری را در میان ابرهای قطور عدم اطمینان که از آینده ما فرار می کنند ، می شکافیم.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>