حالت متعالی شیوهام را تجربه کنید


توسط آنوپ تانژا

سه عملکرد اصلی کیهانی حق تعالی ، که توسط همه سیستمهای فلسفه هند پذیرفته شده است ، “srishti” ، خلقت است. ‘sthiti’ ، حفظ ؛ و ‘samhriti’ ، انحلال. با این حال ، شیعه گرایی کشمیر دو کاراکتر اضافی را قبول می کند ، “nigraha” ، پنهان کاری ، و “anugraha” ، فضل. در زیر به طور خلاصه توضیح داده شده است.

پروردگار مطلق ، که در شیعه گرایی کشمیر به نام پاراماشیوا (Paramashiva) نامیده می شود ، موجودی درخشان و جاوید است که قادر به همه چیز است ، در همه جا حضور دارد ، قادر مطلق است ، و دارای ضمیر من آگاهی کامل است. او در آگاهی محض به عدم وجود دوگانگی و تمایل از هر نوع پایبند است. در حالت استعلایی ، او جهان بی ظاهر را در درون خود نگه می دارد. در پرتو آگاهی من خالص و تمایز نیافته ، تمام اشیا of جهان همانند موضوع آشکار می شوند.

با این حال ، تحت تأثیر “اسپندا شاکتی” ، ضربان خلاق الهی ، پاراماشیوا احساس ناقصی می کند. این محدودیت هوشیاری مطلق باعث ایجاد اولین گرایش به فراموشی خود می شود و در نتیجه ، سعادت من-هوشیاری ناب پنهان می شود. این حالت همچنین به عنوان حالت “خلاu” یا “عدم تعیین” شناخته می شود و مرحله اولیه آگاهی است قبل از اینکه در روند استدلال متبلور شود.

وقتی این اتفاق می افتد ، تفاوت بین هوشیاری کیهانی در خلقت خالص و آگاهی فردی در خلقت خالص ناب به وضوح مشهود می شود. مایا-شاکتی ، قدرت ناخوشایند هوشیاری ، محدودیتی در قدرت همه چیز دانایی ، قدرت مطلق پاراماشیوا ایجاد می کند و با دو قطبی سازی هویت ناب یا پاراماشیوا به سوژه و موضوع ، ذهن و ماده ، حس تمایز ایجاد می کند.

شیوا اعلی ، در مرحله تصویب درام تجلی خود به عنوان جهان شگفت انگیز با نامها و اشکال بیشمار ، ریخته می شود ، با اراده خود ، حالت تمایز نیافته او ، ماهیت واقعی او را – که آگاهی ناب و سعادت ناب است – پنهان می کند ، روح فردی است و در جهان پدیده در سه سطح هوشیاری ، بیداری ، خواب و خواب عمل می کند.

شیوا همچنین قدرت دارد که با ریشه کن کردن انسداد و از بین بردن حجاب ، روح ها را آزاد کند. او در واقع فرصتی را برای روح ها ایجاد می کند تا بتوانند نجات خود را انجام دهند. به این لطف گفته می شود.

طبق شیعه گرایی کشمیر ، پاراماشیوا به طور خودجوش توسط نفس فردی تحقق می یابد که لطف خدا یا سادگورو بر او نازل شده است. این لطف به شکل ‘shaktipat’ رخ می دهد – بیدار کردن کوندالینی خفته در درون سالک. در حقیقت ، میل شدید به دستیابی به خودآگاهی نشان می دهد که فیض الهی از قبل در سالک وجود دارد.

به لطف استاد ، کوندالینی بیدار شده در “sushumna” ، عصب مرکزی سالک ، به سمت “sahasrara” ، بالاترین مرکز معنوی در جمجمه ، شروع به ظهور می کند ، و تکامل معنوی او را با یک سرعت سریع به وجود می آورد.

در مراحل آخر مراقبه ، سالک در مراقبه عمیق ، کل جهان را تحت تأثیر پرتوهای آبی خیره کننده آگاهی تجربه می کند. این به عنوان فرآیند جذب شناخته می شود ، که معکوس روند تجلی است. وقتی این اتفاق می افتد ، فردیت سالک کاملاً در هوشیاری ناب حل می شود و او حالت متعالی «شیووهام» را تجربه می کند – من شیوا هستم. “وقتی همه اشیا کاملاً جذب می شوند ، قطبیت بین سوژه و جسم فرو می ریزد و روح در هشیاری ناب قرار می گیرد. این همان معنای تحقق خود عالی است »، می نویسد Swami Muktananda Paramahansa.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>