جوانان عزیز باهوش در شبکه های اجتماعی ، بگذارید مادربزرگ پدرهای خود را فقط به همسایگان بفروشد

[ad_1]

من در حال تماشای یک تبلیغ دیگر هستم که موضوع بانوی پیر توسط رسانه های اجتماعی کمک می کند تا محصول خانگی خود را به صورت آنلاین بفروشد و آن را به یک مارک تبدیل کند.

همانطور که تبلیغات با نمایش خانم بزرگ در مقابل کالای خود به عنوان یک مارک تجاری در بازار به پایان می رسد ، من واقعاً از قدرت جعل ابدی سرگرم می شوم ، از این طریق پیوند دادن چیزی با زاویه انسانی می تواند دروغ کاملاً بفروشد!

یکی از محبوب ترین موضوعات تبلیغاتی که ارائه دهندگان اینترنت ، سیستم عامل های رسانه های اجتماعی و حتی دولت از آن استفاده می کنند این است که به نظر می رسد دسترسی فوری و جهانی اینترنت به دوران کارآفرینی از نوع دیگری منجر می شود.

به نظر می رسد مدل کسب و کار عصر جدید مادران بزرگ و صنعتگران فقیر روستا به لطف پلت فرم “باز” ​​و “رایگان” که اینترنت / رسانه های اجتماعی ارائه می دهد و جلب توجه مشتریان جوان تا لبه پرشده ، به بازار جهانی می رسند. شیر مهربانی انسان محصولات این افراد کم مصرف را جمع می کند تا به آنها کمک کند تا در مشاغل بزرگ رشد کنند.

انجام کار تجاری ، در واقع یک کار سودآوری هرگز آنچنان شگفت انگیز به نظر نمی رسید که چهره های شاد در اطراف وجود دارد ، زیرا به نظر می رسد به عنوان یک فرصت برای افراد مستعد بچه های جوانی است (که به نظر می رسد کاری غیر از یوگا ، نوشیدن قهوه ، خرید و خرید ندارند). با حیوانات خانگی آنها بازی کنید) به آنها بازار می دهد.

به نظر می رسد که ما فکر می کنیم که می توانیم سرمایه داری را بسازیم که دنیایی از فرصت های برابر ، رویای سوسیالیست را بسازد!

اما متاسفم که می گویم این واقعیت به همان اندازه که شهر نیویورک از آگوستا ، استرالیا فاصله دارد ، دور از واقعیت است.

مشکل تبلیغات گلگون یک مادربزرگ در سطح جهانی این است که این نشان نمی دهد سفر واقعی هر کسب و کاری بزرگ است ، مانند با یا بدون رسانه های اجتماعی و خریداران جوان ، یک تجارت ایجاد یک روند وحشیانه برای خرد کردن مخالفان با گرفتن چمن آنها

چیزی که بچه های جوان متوجه آن نیستند این است که وقتی یک مادربزرگ جهانی می رود با چند کودک تأثیرگذار چهره چروکیده خود را در اینستاگرام نشان می دهد و قلب ها را برای سفارش پاپاد خود حرکت می دهد ، ده مادربزرگ دیگر که در خانه نیز پاپاد درست می کنند بازار کوچک خود را از دست می دهند.

اگر مادربزرگ در خانه پاپاد درست می کند ، بهترین کار این است که یک بازار محلی کوچک داشته باشد ، زیرا جای مادربزرگ های مشابه دیگر را می گذارد و همه مادربزرگ ها برای زنده ماندن کافی دارند. اگر یك مادربزرگ توسط كودكی كه تحت تأثیر “گرفتاری” او تحت تأثیر احساسات قرار گرفته است ، در راه رسیدن به ثروت قرار گیرد ، او الگوی سوسیالیستی كافی برای تأمین نیازهایش را از بین خواهد برد و همه مادربزرگ های دیگر را مجبور خواهد كرد كه یا از مشاغل كوچك خود خارج شوند یا به او بپیوندند کارگران

حقیقت تلخی که جوانان ، به ویژه کودکان شهری باید از خواب بیدار شوند این است که اینترنت یا رسانه های اجتماعی ابزاری سوسیالیستی نیستند.

این فن آوری ها تقویت کننده هستند و به نظر می رسد در این مرحله همان روش قدیمی تبدیل شدن به سلاحی برای استفاده افراد حریص و قدرتمند باشد.

اگر جوانان واقعاً دنیایی می خواهند که همه در آن موفق و شاد باشند ، مطمئناً از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی باعث افزایش طمع نمی شود.

چنین جهانی تنها در صورتی امکان پذیر خواهد بود که نسل بعدی قادر به پذیرفتن دستور کوچک باشد ، زیبا باشد.

چیزی که جوانان باید بدانند این است که مادربزرگ پاپاد فروشی به چند خانوار نزدیک در واقع ناراضی یا ناموفق نیست.

او نیازی به دسترسی به بازار بزرگتر یا تبدیل شدن به مارک تجاری با کمک رسانه های اجتماعی ندارد. و اگر این کار را انجام دهد ، بسیار محتمل است که او فردی ثروتمند اما بسیار ناراضی و استرس باشد.

اگر جوانان بخواهند در شبکه های اجتماعی و تبلیغات به زندگی خود بپردازند ، تنها در صورتی امکان پذیر خواهد بود که بدانند دنیا تنها در صورت خلاص شدن از طمع ثروت اندوزی و احتکار ، می تواند مکانی شاد باشد.

اگر آنها احساس کنند که ایجاد مشاغل عظیم و احتکار میلیون ها نفر (که در اکثر موارد هرگز به آنها نیازی نخواهند داشت) به عنوان موفقیت شناخته می شود ، داستان نسل بعدی همان نسل های قبل از آنها خواهد بود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>