جمعه خوب منجر به تغییر پارادایم می شود


توسط MN Kundu

مصلوب شدن کالبد جسمانی عیسی مسیح در یک بعدازظهر جمعه در 30 میلادی و قیام متعاقب او در روح در یکشنبه بعدی ، نشان دهنده عزیمت کاملاً طراحی شده از آگاهی فانی شکننده و همیشه در حال تغییر به آگاهی معنوی تغییرناپذیر و ابدی در پادشاهی آسمان است. ، از طریق یک فرایند زمینی بسیار دردناک از نوزایی معنوی بشریت.

شعور مسیح همیشه در قلمرو معنوی زنده است. کسانی که در واقعیت متوهم غرق در آگاهی مادی هستند ، از نظر معنوی مرده اند ، اما کسانی که در آگاهی معنوی غرق شده اند ، از نظر روحی جاودانه الهی را به ارث می برند. در اینجا معنای توصیه او نهفته است ، “بگذارید مردگان مردگان خود را دفن کنند ، اما شما بروید و پادشاهی خدا را اعلام کنید.” در واقع ، او توصیه كرد كه مشغله وسواسی با افراد زودگذر را دور بیندازد و در قلمرو درونی آگاهی فرو رود.

عیسی از حوادث قریب الوقوع طبق طرح الهی آگاه بود. هنگام شام گذشته ، او اعلامیه نبوی را داد ، “به راستی ، من به شما می گویم که یکی از شما به من خیانت خواهد کرد.” با این وجود ، علی رغم داشتن قدرت باورنکردنی در انجام معجزه ها ، او هیچ کاری برای نجات خود از مصلوب سازی سخت انجام نداد. بلکه او گفت ، “این معبد را ویران کن و من ظرف سه روز دوباره آن را برپا خواهم کرد.” او با تسلیم مطلق در برابر خواست خداوند متعال ، با قطعنامه ای آرام ، “بگذار اراده ات انجام شود” برای آینده آماده بود. دلبستگی به خارجی ها باعث مقاومت و گله مندی ، سرگرمی منیت توهمی است ، در حالی که چنین عدم وابستگی ، عدم مقاومت و تسلیم الهی از آرامش درونی روشنگری ناشی می شود.

گفته می شود که عیسی برای شستن گناهان ما خونریزی کرد و به دلیل گناه اصلی بشر رنج برد. اهمیت عمیق این امر در معنای متنی کلمه “گناه” نهفته است. در اصل “عهد جدید” که به یونان باستان نوشته شده است “گناه” به معنای “از دست دادن علامت” است. غرق در آگاهی مادی ، گم شدن نشان ذات معنوی گناهی است که عیسی می خواست از آن به عنوان ناجی بشریت نجات یابد.

جمعه خوب به عنوان روز والای قربانی کردن عیسی مسیح و دعای شگفت انگیز او بر روی صلیب برای قاتلان خود ، “پدر ، آنها را ببخش ، زیرا آنها نمی دانند چه می کنند” به یاد ماندنی است این امر از اهمیت معنوی عمیقی برخوردار است که می تواند درسهایی در مورد بخشش ، نگرانی عاشقانه برای انسانیت اشتباه و تغییر هوشیاری به عدالت حتی در میان مشکلات شدید داشته باشد. او خود را زنده کرد تا برتری روح را بر طبیعت نشان دهد و به ما درس بزرگی داد که هر یک از ما مجبوریم صلیب خود را در سطح جسمی با خرد معنوی تحمل کنیم و تسلیم شویم تا آتش رنج را نور آگاهی ببینیم.

او آموخت كه خدا روح است و ما باید او را در حقیقت و روح در درون او جستجو كنیم. واقعیت ظاهری برای تحقق روح درون است. ما نمی توانیم به پادشاهی آسمان راه یابیم ، مگر اینکه بخاطر واقعی ابدی ، از خشنودی چشم پوشی کنیم.

عیسی به ما آموخت که نه در گذشته ای گذشته و نه در آینده ای بیهوده زندگی کنیم ، حتی در اصطلاح فعلی ، همراه با تصورات ، تصرفات و مشاغل همیشه زودگذر ، بلکه زندگی در ابدیت فراتر از نوسانات واقعیت متوهم ، در یک صفحه باطنی از ابدیت بی انتها. این تنها با شستن گناه از دست دادن علامت معنوی زندگی برای بیدار شدن در یک تولد جدید در روح در پادشاهی آسمان قابل اجرا است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>