جایی که انسان دوستی هند به اشتباه پیش رفته است

[ad_1]

رویکرد بودجه مبتنی بر هزینه نیکوکاران هندی بیش از آنکه به سود سازمان های غیرانتفاعی و تأثیر آنها برسد ضرر می رساند.

از شرکت های نوپا گرفته تا شرکت های خرد ، کوچک و متوسط ​​(MSME) ، وقتی کسی می خواهد مقیاس و نوآوری را تقویت کند ، سرمایه اغلب اولین اهرمی است که در نظر می گیرد – اعتبار بیشتر ، سرمایه گذاری بیشتر و شرایط انعطاف پذیر برای دسترسی به بودجه. در دنیای پس از همه گیری ، سازمان های غیرانتفاعی در برابر طیف گسترده ای از مشکلات قرار می گیرند که بسیاری از آنها با انجام کارهایی که قبلاً انجام شده اند قابل حل نیستند. آنها بیش از هر زمان دیگری برای حل این مشکلات متفاوت و جدید به نوآوری و مقیاس نیاز دارند. با توجه به این ، ما باید در مورد کوانتوم و ماهیت سرمایه ای که سازمان های غیرانتفاعی به آن دسترسی دارند ، بازنگری کنیم. و ، ما باید بررسی کنیم که آیا در وهله اول می توان نحوه تأمین بودجه سازمان های غیرانتفاعی را تغییر داد ، تا آنها بتوانند کاری را که انجام می دهند با مثرتر انجام دهند.

در این مقاله ، من اشکالات رویکرد بودجه مبتنی بر هزینه را در مورد امور خیرخواهانه بررسی می کنم ، و به جای آن از یک روش مبتنی بر ارزش دفاع می کنم.

بیایید ابتدا به انواع منابعی که سازمانهای غیرانتفاعی و بنگاههای اجتماعی برای درآمد خود امروز به آنها اعتماد می کنند ، نگاهی بیندازیم. به طور کلی سه نوع وجود دارد:

  • یک سرمایه گذار: یک سرمایه گذار از پول خود برای سرمایه گذاری استراتژیک در سازمان استفاده می کند و بر جهت آن نظارت دارد. آنها به عنوان یک هیئت مدیره صدا عمل می کنند و شبکه های همتا را به نفع سازمان بسیج می کنند.
  • وام دهنده: یک وام دهنده به سازمان پول می دهد تا در جریان نقدینگی و سرمایه گذاری برای رشد کمک کند. در حالی که یک وام دهنده پوست بسیار کمتری در بازی دارد ، آنها مشتاقانه می بینند که سازمان موفق و گسترده می شود ، زیرا این اطمینان می دهد که آنها پول خود را پس می گیرند و می توانند اعتبار بیشتری را در جاده ارائه دهند.
  • یک مشتری: مشتری مبلغی را که توسط یک سازمان تحویل داده می شود پرداخت می کند و تأثیر محدودی در چگونگی هزینه پول توسط سازمان دارد ، به شرطی که ارزش آن طبق وعده داده شده تحویل داده شود.

مقاله مرتبط: چرا دیگر نیکوکاران نمی توانند مانند مک کنزی اسکات فکر کنند؟

با توجه به این ، امروز مشارکت تأمین کننده مالی و غیرانتفاعی چگونه انجام می شود؟

بیشتر حامیان مالی موسسات غیرانتفاعی را شناسایی می کنند که به آنها در ایجاد تأثیرات کمک می کند. این ممکن است یک حکم قانونی باشد (مانند مورد CSR) ، یک نهاد (مانند مورد بنیاد) ، یا ناشی از قصد اهدا کننده فردی باشد. سپس آنها بر اساس ارزیابی خود از چند ویژگی مانند اعتبار ، قابلیت و تناسب تصمیم به کار با یک سازمان غیرانتفاعی می گیرند. در این مرحله ، به نظر می رسد رابطه بین سرمایه گذار و غیرانتفاعی یک رابطه معاملاتی است و محدود به انجام یک ماموریت است.

با این حال ، انتظار می رود که این سازمان غیرانتفاعی با تأمین بودجه ، جزئیاتی را در مورد هزینه های انجام شده برای کارشان ارائه دهد – صورتحساب هزینه ها ، حقوق پرسنل و سایر موارد. این به نفع تأمین کننده مالی است ، که مایل است بداند چگونه پول خرج می شود. و این تمایل دارد به نوعی رابطه تبدیل شود كه سرمایه گذاران كنترل قابل توجهی بر فعالیتهای سازمان دارند ، و مشغله نامتناسبی با نحوه هزینه كردن پول دارند.

نیکوکاری باید از خیریه به سمت توسعه اجتماعی حرکت کند

حامیان مالی هنگام تأمین بودجه سازمان های غیرانتفاعی از یک مدل قیمت گذاری مبتنی بر هزینه پیروی می کنند. به عبارت دیگر ، آنها تا حدی بودجه تأمین می كنند كه بودجه هزینه های انجام شده برای انجام كار را پوشش دهد. با این وجود ، در بازارهای سنتی ، کالاها و خدمات به قیمت تمام شده و نه با ارزشی که مشتری از آنها می گیرد ، قیمت گذاری نمی شوند. پس چرا سازمان های غیر انتفاعی هنگام افزایش سرمایه مجبورند در این قیمت گذاری مبتنی بر هزینه کار کنند؟

مقاله مرتبط: چگونه تأمین کنندگان مالی در هند می توانند خطرات انسان دوستی بزرگ را بهتر مدیریت کنند

من معتقدم که این از دیدگاه اهدا کننده ناشی می شود که کار غیرانتفاعی خیریه است. و این که سازمانهای غیر انتفاعی به عنوان مجرای سرمایه برای فقرا عمل می کنند. طبق این مدل ، جایی که سازمان های غیرانتفاعی فعالیت خیرخواهانه انجام می دهند ، باید اطمینان حاصل کنند که هزینه ارائه شده برای خدمات آنها باید در کمترین حد ممکن و در حالت ایده آل صفر باشد.

با این حال ، سازمان های غیرانتفاعی فقط مجرای انتقال سرمایه نیستند. مأموریت آنها فقط به اطعام فقرا ، تهیه بورسیه تحصیلی یا توزیع پول و لوازم بر نمی گردد.

کارهای آنها را می توان به طور کلی در سه نوع فعالیت دسته بندی کرد:

  • ارائه خدمات: موسسات غیرانتفاعی خدمات ضروری با کیفیت بالا را به فقرا ارائه می دهند ، به ویژه در مواردی که انجام چنین کاری برای بازارها یا دولت در مقیاس مناسب عملی نباشد. آنها زیرساخت ها و مدل های تحویل را ایجاد می کنند که اطمینان حاصل می کند افراد فقیر از این خدمات ضروری مستثنی نیستند.
  • نوآوری: سازمان های غیرانتفاعی برای اطمینان از اینکه می توانند از راه های کم هزینه در عین حال ایجاد تغییرات پایدار ، حتی بیش از مدت زمان مداخله خود ، به فقیر خدمت کنند ، نوآوری دارند.
  • انعطاف پذیری ساختمان: سازمانهای غیرانتفاعی از طریق سازماندهی جوامع گرفته تا ایجاد نمایندگی و تقویت صداهای حاشیه ای ، به دنبال تغییرات اجتماعی طولانی مدت هستند.

هیچ یک از این سه حوزه در یک «مدل خیریه» نمی گنجد. به علاوه ، ارائه ارزش به طور موثر در یک مدل مبتنی بر هزینه غیرممکن است. موسسات غیرانتفاعی برای اطمینان از اینکه کار آنها می تواند در سطح وسیع به نفع مردم باشد به سرمایه گذاران ، وام دهندگان و مشتریان نیاز دارند.

متأسفانه ، تلاش های فعلی برای بهبود چگونگی برخورد ما با نیکوکاری صرفاً فزاینده است و آنها تعصب اساسی روابط اهدا کننده و غیرانتفاعی را تقویت می کنند. به عنوان مثال ، اهدا کنندگان تشویق می شوند تا در توسعه سازمان سرمایه گذاری کنند ، هزینه های غیرمستقیم را بپردازند و هزینه های عملیاتی سازمان های غیرانتفاعی را درک کنند. این رویکردها به راحتی این مفهوم را تقویت می کنند که اهدا کنندگان باید از ساختار هزینه های غیرانتفاعی آگاهی داشته باشند. با این حال ، تعاملات مبتنی بر هزینه با سازمان های غیرانتفاعی توانایی اهدا کننده را در به حداکثر رساندن تأثیر با بودجه آنها افزایش نمی دهد. در بیشتر موارد ، آنها مانع از برخورد می شوند زیرا توانایی غیر انتفاعی را برای پاسخگویی به نیازهای در حال توسعه در زمین محدود می کند.

هزینه واقعی مدل مبتنی بر هزینه

من یک بار از یک آسیاب در سوره بازدید کردم و در آنجا با مردی روبرو شدم که روزانه 20 ساعت بدون پیراهن به پشت با 150 INR در روز کار می کرد. دلیل اینکه او زندگی خود را به خطر انداخت این بود که کارفرمای او نمی توانست برای قیمت بهتر در بازار چانه بزند. در معرض خطر تحریک ، استدلال می کنم که همین امر در مورد بخش اجتماعی امروز نیز صادق است. عواقب ناتوانی سازمان های غیرانتفاعی در جمع آوری وجوه مورد نیاز آنها در نهایت بر عهده دو ذینفع – کارمندان و جوامعی است که سازمان های غیرانتفاعی در خدمت آنها هستند و در صورت دسترسی سرمایه های غیرانتفاعی به سازمان ها می توانند ارزش بیشتری داشته باشند.

تغییر مدل مالی فعلی مستلزم ایجاد توانایی در سازمان های غیرانتفاعی و ایجاد تغییرات نظارتی است که محدودیت ها را در نحوه جریان سرمایه در داخل و خارج از سازمان های غیرانتفاعی از بین می برد. این امر همچنین مستلزم تغییر ذهنیت اهداکنندگان و همچنین ایجاد انگیزه های بهتر برای سازمان های غیرانتفاعی و اهداکنندگان است تا به یک رویکرد خیرخواهانه مبتنی بر ارزش روی بیاورند. اما حتی قبل از آن ، ما باید بشناسیم که مدل فعلی شکسته است و به جای بهبود تدریجی ، باید متناسب با نیازهای سازمانهای غیرانتفاعی اصلاح شود.

این مقاله در اصل در هند توسعه توسعه منتشر شده است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>