تهدیدهای سکولاریسم ، سوسیالیسم و ​​فدرالیسم


بگذارید با سوال مورد علاقه خود شروع کنم. چرا از بین سی / چهل ملت نوپا که در نیمه اول قرن بیستم در آسیا ، استرالیا ، آفریقا و آمریکای جنوبی از یوغ امپریالیسم بیرون آمده اند ، هند تنها کشور از نظر اندازه و تنوع است که دارای همچنان یک دموکراسی فعال و پر جنب و جوش باقی مانده است ، در حالی که تعداد بیشماری از خرابه های معاصر و ویرانه های مشروطیت چشم انداز جهانی را پر کرده است؟

بدون شک اولین پاسخ احتمالاً موفقیت خوب است. اما نکته دوم این است که گرچه گاندی و سلاح اتمی اش از اهیمسا برای رسیدن به استقلال حیاتی بودند ، هند به دلیل نهرو به عنوان نخست وزیر نخست هند همچنان یک دموکراسی فعال و پر جنب و جوش است. هند در درست ترسیم ترتیب خود خوش شانس بود: ابتدا گاندی و نهرو بعدا.

نهرو ، به طور شهودی ، حکم معروف ولتر (و همچنین اصل دموکراسی) را توصیف و عملی کرد: “من شدیداً با تو مخالفم اما از حق تو برای مخالفت با من دفاع می کنم

سه مورد از پنج اصل اساسی که سرنوشت هند می دانست ، همچنان بخشی مهم از ارکان غیر نهادی دموکراسی هند است که کمتر قابل مشاهده است (دو مورد دیگر پارلمانی هستند)

دموکراسی و عدم تعهد) آنها سکولاریسم ، سوسیالیسم و ​​فدرالیسم هستند.

سکولاریسم از همان بدو تاسیس قلب و روح دموکراسی هند بوده است ، گرچه خیلی دیرتر بیان صریح قانون اساسی یافت. هیچ نقطه متنوعی از هند در کره زمین وجود ندارد: بزرگترین دموکراسی جهان ، دومین کشور پرجمعیت ، هفتمین کشور از نظر مساحت و چهارمین کشور با تولید ناخالص داخلی ملی که بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) اندازه گیری شده است.

تنوع آن در 22 زبان برنامه ریزی شده ، بیش از 700 زبان مادری ، بیش از 2000 لهجه ، بیشترین جمعیت جهان با 4 دین (هندو ، سیک ، جین و پارسی) ، دومین جمعیت مسلمان در جهان و تعداد قابل توجهی دیگر آشکار می شود. پیروان مذهبی. هر گروه بزرگ نژادی در هندوستان وجود دارد و دارای هزاران مراسم گیج کننده ، غذاها ، بوها ، صداها ، موسیقی به انواع مختلف ، رقص و غیره است.

با چنین کثرت ها ، سکولاریسم مکانیسم محافظت از خود برای هند است. هند دارای سابقه قابل توجهی در زمامداری سکولار و غیر تئوکراتیک است ، اما اگر واقعیت گفته شود ، هرچه بیشتر در هند رها شود ، هند بیشتر به هم پیوند می خورد و به هم می پیوندد. برعکس ، هرچه فرد هرگونه اخلاق یکنواختی را بگیرد یا بخواهد آن را الزام آور یا تحمیل کند ، هند بیشتر از هم می پاشد.

سکولاریسم وسیله موثری برای مدیریت تنوع بوده است. این احساس اطمینان و امنیت را برای تنوع متعدد هند ایجاد کرده و زمینه ای اساسی برای دموکراسی فراهم کرده است. منظور و هدف آن انتقال بخشی از مالکیت دموکراسی است. بدون این حس از متعلق بودن به و مالکیت دموکراسی توسط هر یک اعمی ادمی، دموکراسی نمی تواند موفق شود.

طبق معمول تهدیدها تقریباً از درون صورت می گیرد. یک تلاش شوم و پایدار برای تحمیل اخلاقی یکنواخت ، تصمیم گیری پدرانه با یک شهروند وجود دارد که یک شهروند چه چیزی می تواند بپوشد ، آواز بخواند و بخورد ، چگونه می تواند رفتار کند ، چه چیزی باید در موارد خاص فکر کند و چه باید در مورد دیگران بگوید. ما به جای بزرگداشت تنوع ، به عنوان بزرگترین مانع ملی گرایی سوگواری می کنیم.

ما با تعریف دوباره هند از رویاهایمان به عنوان هند خواسته هایمان ، ایده هند را تحریف می کنیم. ما با اخلاق جدیدی از سو susp ظن و بی اعتمادی ، لذت بردن از بی نظمی همشهری و ترس از ابراز نظر به نفع او هنگام عذاب زندگی می کنیم.

فدرالیسم: دومین رکن غیر نهادی دموکراسی ، فدرالیسم است. برای مدیریت تنوع بسیار حیاتی است. فدرالیسم به عنوان دریچه ایمنی برای سه D – مخالفت ، ناراحتی و نارضایتی عمل می کند. این سه D را به خروجی نسبتاً قابل مدیریتی از ساختارهای قانون اساسی هدایت می کند ، خواه مجلس قانونگذاری استان باشد ، هم شوراهای مستقل سطح منطقه یا مدل های حکمرانی محلی مانند Panchayati Raj. فدرالیسم هند منازعات قرنطینه ای را در داخل ایالت ها یا واحدهای زیر ایالتی ایجاد کرده است و از این رو با موفقیت مانع از آتش سوزی ملی شده است.

در طول 70 سال گذشته ، پنج تحول قابل توجه هند بسیار شبه فدرال وحدت را به وجود آورده است و به یک موجودیت فدرال قابل فعالیت تر تبدیل شده است ، و به درستی فدرالیسم “تصادفی یا سهوی” نامیده می شود. تنوع زبانی منجر به ایجاد دولت های جدید بر اساس اصل همسایگی زبانی و فرمول سه زبانه تا حد زیادی شورشهای زبان دهه 1960 را ساکت کرد.

ثانیا، vبررسی جدی قضایی توسط دادگاه اوج از هزاره جدید بارها و بارها ماده 356 را به استقلال فدرال لغو کرده است. ثالثاً ، پانچایاتی راج و خودگردانی محلی ، دیاسپورای بزرگی از مقامات محلی منتخب پانچایات (از جمله 1.5 میلیون زن) ایجاد کرده اند که خودگردانی محلی را در بزرگترین مدل تمرکز مالی و اداری جهان انجام می دهند. چهارم ، آزادسازی اقتصادی از سال 1988 و 1991 به طور قابل توجهی گرفتاری دولت مرکزی در تصمیم گیری را کاهش داده است. سرانجام ، فدرالیسم مالی ، منجر به تقریباً 45 درصد دریافت مرکز می شود که به عنوان درآمد مالیاتی قابل شارژ یا به عنوان کمک مالی مرکزی به ایالت منتقل می شود.

تهدیدهای فدرالیسم شامل اقدامات تبعیض آمیز دولت مرکزی در واگذاری صندوق ها ، چشم پوشی انتخابی از مطالبات مالی با توجه به مطابقت یا متفاوت بودن رنگ های سیاسی مرکز و ایالت مربوطه و سبک ریاست جمهوری به وضوح ریاست جمهوری متمرکز بر مدیریت خرد همه چیز است.. کلمات کلیدی یا “جمال باازی” مانند فدرالیسم رقابتی یا مشارکتی نمی توانند این انحرافات را استتار کنند.

سوسیالیسممنتقدان صندلی بازو مدرن که عقب نویسی از اعتقاد نهرو به سوسیالیسم – سومین رکن غیر نهادی – را نقد می کنند با بیان اینکه هند را به یک رشد کم اصطلاح هندو بین 3.5 رسانده است. تا 4.5٪ ، نمی توانند درک کنند که این فلسفه سوسیالیستی بود که پایه های محکمی برای بخش دولتی در هند ایجاد کرد و منجر به استحکام و اعتماد به نفس هند در بخشهای اصلی مانند فولاد ، مواد شیمیایی ، منسوجات ، ساخت دفاع بومی و بانکداری. هم به ما اعتماد به نفس و هم به عنوان برتری رقابتی داد ، اگرچه اذعان کرد ، استقبال خود را بیش از حد کرد. توانایی ما برای تحمل بحران مالی جهانی 2008 با کمترین درد و بازیابی 8.5٪ سالانه مسیر رشد طی یک سال مدیون بسیاری از این مبانی است. یکی از همتایان فلسفه سوسیالیسم نهرو بزرگترین طرح رفاه اجتماعی جهان ، MNREGA ، بوده است که علی رغم انتقادات فرصت طلبانه در زمان مخالفت ، دولت جانشین جناح راست تا حد زیادی دنبال کرده و با اکراه مورد ستایش قرار گرفته است.

این “انتقاد انتقادی هنگام مخالفت و سازگاری آماده بدون انتساب هنگام قدرت”مدل با توزیع کنونی کامل شده است. آشکار در سراسر هیئت مدیره – از اادر ، MNREGA ، امنیت غذایی ، GST به بسیاری دیگر – این تعارفات ، اگر چه چپ دست ، همه چیز را بگویید.

در نتیجه ، تنوع شگفت انگیز هند بهترین بیمه آن در برابر انحطاط دموکراسی یا نهادینه شدن دیکتاتوری است. لزوماً باید ماهیت ذاتی هند و سرخپوستان را نیز اضافه کرد. جاذب و بسیار بحث برانگیز.

دموکراسی در هند مایل های زیادی برای پیمودن دارد و وعده های زیادی برای انجام آنها دارد. اگر نمی توان آن را به عنوان یک دموکراسی ناقص منصفانه مورد سرزنش قرار داد ، مطمئناً در هیچ کجای دموکراسی کامل یا نزدیک به دموکراسی کامل نیست. درجه بندی کمی این که آیا ما نیمی یا بیش از 75٪ از سفر از نقص تا کمال را طی کرده ایم دشوار است. ما به عنوان مثال مفهوم جنجالی تری را کسب نکرده ایم دموکراسی فراتر از دیدگاه باریک تر دیدن دموکراسی منحصراً از نظر آرا public عمومی و نه به عنوان “اعمال عقل عمومی” یعنی مفهوم بزرگتر ارائه فرصت برای شهروندان برای مشارکت در بحث های سیاسی و مهمتر از همه ، برای آگاهی دادن به مردم در روش هایی که از صندوق رأی فراتر بروید.

شخصاً تردیدی ندارم که در سفر از مسیر نیمه راه گذشته ایم و در آینده ای تقریبی به آنجا خواهیم رسید. اما داستان هرگز فقط در مورد مقصد یا نتیجه نبوده است. بیشتر ، اگر نگوییم بیشتر ، در مورد سفر بوده است و بدون شک هیجان انگیز و غیرمعمول بوده است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>