تنهایی به عنوان مجازات اعدام


توسط سوره کوزه

آیا تنهایی می تواند حکم مرگ باشد؟ در تعداد فزاینده ای از موارد در ژاپن به نظر می رسد که می تواند.

دولت ژاپن اولین “وزیر خودکشی” خود را برای رسیدگی به مشکل افرادی که جان خود را می گیرند به دلیل مشکلات روانی مانند افسردگی و احساس انزوا ناشی از بیماری همه گیر ویروس کرونا و محدودیت های اجتماعی اعمال شده برای مبارزه با آن تعیین کرده است.

در سال 2020 ، تعداد خودکشی در ژاپن بیشتر بود ، که بیشتر آنها زن بودند ، نسبت به قربانیان ویروس. نقش وزیر تنهایی شناسایی علل اساسی این گرفتاری ذهنی و اندیشیدن تدابیر سیاسی برای مقابله با آن خواهد بود. در حالی که سال 2020 شاهد افزایش 16 درصدی میزان خودکشی در ژاپن بودیم ، به نظر می رسد همه گیری فقط یکی از عواملی است که عامل این روند غم انگیز در آن کشور و سایر مناطق است.

انگلستان اولین کشوری بود که وزیر تنهایی را در سال 2018 تعیین کرد ، بسیار قبل از اینکه همه گیر ویروس کرونا به دنیا بپیوندد.

این یک ناهنجاری بی رحمانه است که در عصر جهانی سازی و نوآوری های فن آوری که ارتباط بین افراد را آسان تر کرده است ، بیشتر و بیشتر مردم از طریق یک احساس ناامیدکننده انزوا ، گرفتار در تنهایی خود ، قطع شده و به ناامیدترین اقدامات می رسند. تمام تماس های انسانی است.

به طرز غم انگیزی ، به نظر می رسد که این جوانان ، که تمام زندگی خود را در پیش دارند ، هستند که مستعد تسلیم شدن در برابر آنچه داستایوسکی “زورو فردا” نامیده می شود ، هستند. در سال 2019 در هند ، از مجموع 1 میلیون و 39 هزار مورد به علاوه خودکشی گزارش شده ، بزرگسالان جوان 93 هزار و 61 نفر بوده اند ، در حالی که در سال گذشته 89 هزار و 407 مورد بوده است.

طبق آمار رسمی ، هر روز 28 مورد خودکشی دانشجویی در هند رخ می دهد ، این بدان معناست که زندگی جوان هر 51 دقیقه و 42 ثانیه از بین می رود و سال به سال بر تعداد آنها افزوده می شود.

بیشتر خودکشی های دانشجویی را فشار بی وقفه مطالعه و ترس از عدم موفقیت در امتحانات می دانند. چنین اضطراب هایی ، غالباً غیرقابل تحمل ، به دلیل انفجار عاطفی و روانی تنهایی ، زندانی بدون دیوار که زندانی را در سلول انفرادی از جهان خارج می کند ، تشدید می شود.

فروپاشی سیستم خانواده مشترک ، مهاجرت دسته جمعی از جوامع کوچک و روستایی کاملاً گره خورده به سمت گمنامی بی چهره شهرهای عظیم ، بیماری روحی به نام تنهایی را گسترش داده است.

تنهایی نقطه مقابل تنهایی است که این زاهد در یک صومعه یا کوهی دور افتاده برای مراقبه انتخاب می کند. هدف از جداسازی دور از سر و صدا و حواس پرتی جمعیت دیوانه وار ، ارتباط با هسته درونی اساسی است که تمام بشریت را تشکیل می دهد ، فراتر از هر تمایز ملیت ، نژاد یا عقیده.

خلوت مراقبه ای زاهدان تأییدی بر همبستگی ، یگانگی بشریت است.

به دلایل واضح ، همه ما نمی توانیم مسیر زاهد ، رها كننده وسایل و خواسته های دنیوی را دنبال كنیم. اما به روشهای خاص خود ، در زندگی روزمره می توانیم سعی کنیم واقعیت موجود در سخنان شاعر را به خاطر بسپاریم ، که با به ذهن سپردن پیوند مرگ مشترک ما سد تنهایی را می شکند: “هیچ کس جزیره نیست کل خودش؛ هر مردی قطعه ای از قاره است. “

این سرنوشت انسانی ماست که تنها نمانیم. و این فاجعه انسانی ماست که بسیاری از ما در فراموشی مرگبار تنهایی این مسئله را به اشتباه فراموش می کنیم.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>