تغییر رسانه ، تغییر زمان

[ad_1]

رسانه در حالت تعمیرات اساسی است. و این می تواند به عنوان بخشی از خرید فن آوری روزمره ما به جای ماندن با هنر به پایان برسد.

بیشتر و بیشتر افراد جوان و پیر را می بینم که با تلفن های همراه خود روزنامه می خوانند. من مشاهده می کنم که یک نسل کامل از جوانان بزرگسال در حال تماشای فیلم روی آتش خود هستند. رانندگان و خدمتکاران ، همیشه در حال تماس ، آخرین نسخه های منتشر شده را با تلفن های همراه خود در جایی که بودند ، تماشا می کنند ، تا همین اواخر ، تماس می گیرند یا به آهنگ گوش می دهند. آیا مردم واقعاً سالن های سینما را از دست می دهند؟ آیا حس لمس و احساس روزنامه ، بوی جوهر کاغذ روزنامه را از دست داده اند؟ راستش من هیچ سرنخی ندارم.

اما حقیقت این است که من انجام می دهم. دلم برای سالن های تئاتر به خاطر نوستالژی محض آن اولین نمایش های به یادماندنی و اتفاقات فرش قرمز که فیلم های ما قبلاً داشته ، حسرت می خورم. از طرف دیگر ، حالا که روزنامه ها پشت در هستند ، صبح هایم احساس بهتری دارند. هرچند فقط من آنها را می خوانم. بقیه اعضای خانواده اخبارشان را از طریق تلفنشان دریافت می کنند. من هم گاهی اوقات. اما از تبلیغاتی که مرا به دام می اندازد متنفرم. آنها این عادت غیر عادی را دارند که می دانند من به دنبال چه چیزی هستم. Big Tech استراق سمع می کند. هوش مصنوعی دگرگون کننده من است. این می داند که من به چه چیزهایی نیاز دارم ، چه می خواهم ، چه چیزهایی را دوست دارم. آن را مانند یک عاشق کنجکاو ، از زمزمه های گاه به گاه ، مکالمات شنیده شده ، آنچه من خوانده ام ، انتخاب می کند. چیزی که من نمی کنم

همانطور که یک عمر را صرف خواندن اخبار مربوط به چاپ کرده ام ، اخبار تلویزیون مرا سرگرم می کند. این نه خبری است و نه نظر آگاهانه. این یک مسابقه قاطعانه بین افراد خوبی است که مدافع سیاست بد هستند. نتیجه کار خسته کننده و قابل پیش بینی است. چک پرداخت مشخص می کند که آنها چه می گویند. نه همان چیزی که آنها برای آن ایستاده اند. به همین دلیل است که آنها لبخند می زنند و سو the استفاده را می کنند ، از غیرقابل دفاع دفاع می کنند. در واقع هیچ کس به دنبال اخبار موجود نیست. هیچ کس واقعا اذیت نمی کند. این فقط برای آدمکها گذشت زمان است. شما کانالی را انتخاب می کنید که بهترین دیدگاه خود را تأیید کند. به شما اطمینان می دهد.

من قدیمی هستم چاپ ، برای من معتبر ، قابل اعتماد است. من به آن اعتماد می کنم ، همچنین به این دلیل (درصورتی که متوجه نشده باشید) بسیاری از اخبار تلویزیون هرگز به روزنامه ها منتقل نمی شوند. این نشانه خوبی است. رسانه و سرگرمی ممکن است یک صنعت باشد. اما این بدان معنا نیست که خوانندگان اخبارشان را به عنوان سرگرمی دوست دارند. اما با کنجکاوی ، کسانی که فیلم و استریم نمایش می بینند عاشق مطالب مبتنی بر اخبار هستند. به همین دلیل است که امروزه بسیاری از فیلم ها با اقتباس از یک داستان واقعی با moniker شروع می شوند. براساس یک داستان واقعی زیرا داستان واقعی قابل گفتن نیست. افراد کافی در اطراف ما هستند که نمی خواهند حقیقت فاش شود. بنابراین تکذیب ها طولانی تر و طولانی تر می شوند. وکلای بیشتری برای تأیید نمایش های ما و دفاع از آنها استخدام می شوند تا نویسندگان برای نوشتن آنها. خشم به عنوان بزرگترین صنعت ما در حال ظهور است.

اتفاقاً ، در صورتی که متوجه نشده باشید ، زبان اخبار نیز در حال تغییر است. عناوین دیگر دیگر جدی نیستند. جذاب تر از اسرار ویکتوریا هستند. اخبار در کپسول های کوچک و به راحتی مصرف می شوند تا حوصله شما را آزمایش نکنند. داستان های طولانی تر به اندازه کوچکتر و قابل خواندن تری تقسیم می شوند – با نکات برجسته داده ها. بعید است نسل میم در غم یا شادی دیگران ماندگار شود. آنها می خواهند به سرعت حرکت کنند. بنابراین ایجاز حق بیمه است. من منتظر یک شرکت تازه تأسیس هستم که در گریه های صوتی 15 ثانیه ای از موشک های کیم تا طلاق کیم دیگر اخبار ارائه دهد. خواندن طولانی ناپدید می شود تحقیقات دقیق و دقیق ، نوع داستانهایی که زمانی بیشترین تأثیر را داشتند. و سردبیرانی مثل من را به دردسر انداخت.

با خروج از خوانش طولانی ، سبک ناپدید شده است. (در بعضی موارد ، گرامر نیز.) اخبار اکنون داده های بسته بندی شده ای هستند. زبان دیگر اهمیتی ندارد. نه استعداد ، لطف ، ظرافت idiolects. بیشتر روزنامه ها همین را می خوانند. کسی که شما انتخاب می کنید دیگر مشخص نمی کند که شما کی هستید. به یاد دارم که به هر روزنامه نگار تازه کار توصیه می کردم که گزارش “The Rumble in the Jungle” از Norman Mailer را در مورد مبارزه محمد علی ، جورج فورمن برای کسب عنوان بوکس سنگین وزن جهان در کینشاسا بخوانند. غالباً “بزرگترین رویداد ورزشی قرن 20” خوانده می شود. از طرف دیگر ، گزارش طولانی فرم میلر یکی از بهترین نمونه های روزنامه نگاری است که احتمالاً می خوانید ، حتی اگر این واقعه را می توان با دو کلمه ساده بیان کرد: علی برنده شد.

من فکر می کنم این مهم است. برای فراتر رفتن از داستان. برای روزنامه نگاری فقط داستان نیست. بله ، داستان ها به عنوان اولین پیش نویس تاریخ باقی مانده اند. اما تعداد کمی از کسانی که آنها را شکستند به یاد می آورند. در نهایت ، همه ما هک هستیم. اما ، هر چند وقت یکبار ، ما به نوعی موفق می شویم بخاطر شجاعتی که از خود نشان می دهیم ، جادویی که برای نوشتن خود به ارمغان می آوریم ، اشتیاق با یک داستان را دنبال کنیم و همه چیز را به خطر بیندازیم. این همان چیزی است که هنوز روزنامه نگاری را در عصر فناوری زنده نگه می دارد.

سازندگان فیلم خوش شانس ترند. مردم هنوز چاپلین را در دیکتاتور بزرگ تماشا می کنند. یا به یاد بیاورید ، نیم قرن بعد ، ظهرهای تنبل تابستان با زنا در شارولاتای Satyajit Ray شکار شد. من به یاد می آورم وقتی Roberto Benigni زندگی آن را زیبا می کند وقتی آن را تماشا کردم تأثیری بر من گذاشت. من ساکا بارون کوهن را به عنوان بورات می پرستم و فیلمهای او را افسانه های سیاسی زمان ما می دانم. سازندگان فیلم نیازی به ثبت تاریخ ندارند. آنها فقط کنجکاوی های آن را تصرف می کنند.

سالها قبل من کارتون جیب صفحه اول را برای The Telegraph می کشیدم. شاید من باید روزی به آن برگردم. یا به یک کمیک استندآپ تبدیل شوید. اما پس از آن ، در هند امروزی ، هر دو به اندازه روزنامه نگاری خطرناک هستند. همانطور که ساخت فیلم و نمایش های استریم است. یا سیگار کشیدن مفصل بعد از یک روز کاری سخت. استخراج رمزنگاری بسیار ساده تر است. یا میلیاردر شدن در میان یک بیماری همه گیر خشمگین. بله ، ما واقعاً در زمان های عجیبی زندگی می کنیم. یک میلیاردر طول می کشد تا ویشواناتان آناند را در شطرنج شکست دهد – و این نیز ، تقلب است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>