تصور دوباره امنیت طبیعی در دوران پس از همه گیری


ماه به دلیل بحران مکرر ، ماه “مهیبی سه گانه” ، ماه بسیار شومی شده است. در ماه مه سال 1999 ، ما با نفوذ پاکستان در کارگیل لرزیدیم. سال گذشته ، در جریان موج اول Covid ، چین یک استراتژی اجباری شیطانی را برای تصرف قلمرو در لاداخ آغاز کرد که منجر به درگیری شد ، فقط در کوتاه مدت جنگ. امسال ، ما توسط موج دوم Covid غرق شده ایم و سیستم بهداشت عمومی ، به ویژه در مناطق روستایی را که از قبل شکننده شده بود ، از خط خارج کرد.

چند روند مشخص در این شرایط بحرانی پرچم گذاری شده اند. اول ، علی رغم وجود آژانس های موظف در اطلاعات نظامی و بهداشت عمومی ، ما کاملاً غافلگیر شدیم. دوم ، ما از متخصصان صحیح چشم پوشی می کنیم ، و به امید و حتی “جوگاد” بومی این امکان را می دهیم که به خود ارضاییت دامن بزند. سوم ، ما از ساختارهای کارآمد حاکمیت و تحویل به ویژه در بهداشت عمومی برخوردار نیستیم. سرانجام ، نیروهای مسلح مهربان ، علی رغم بودجه ناکافی و افزایش سیاست زدگی ، تحویل می دهند.

اولین و اصلی ترین سوالی که ما را آزار می دهد این است – آیا PLA از مزیت استفاده کرده و به برش سالامی بیشتری متوسل می شود؟ در حال حاضر گزارش هایی مبنی بر انباشت تشکیلات PLA در سراسر LAC ، در لاداخ و سایر بخشهای حساس وجود دارد. بیشتر موارد طبیعی است زیرا ماه مه زمانی است که فصل مبارزات در منطقه هیمالیا با ارتفاع زیاد با پنجره حدوداً شش ماهه آغاز می شود. تنظیمات در هر دو طرف کاملاً طبیعی است و نیروها از زمستان به استقرار تابستان منتقل می شوند و تراکم در مناطق رو به جلو افزایش می یابد.

به خطر انداختن حدس در مورد اهداف چین دشوار است ، در نتیجه ، این امر به این منظور انجام می شود که ما مراقب خودمان باشیم و همزمان برای گزینه های QPQ بیشتری آماده شویم ، مانند اشغال پیشگیرانه ویژگی های سلطه در محدوده کایلاش. در حالی که هیئت منصفه هنوز در حال خارج شدن از ارتفاعات کایلاش نیست ، با این وجود PLA سه اقدام اصلی را ثبت کرده است. اول ، قاطعیت تاکتیکی در گالوان. دوم ، ظرافت عملیاتی در اشغال محدوده کایلاش. سوم ، عزم استراتژیک در اجرای QPQ همراه با تعادل مجدد دیرهنگام به مرزهای شمالی ، و در نتیجه ایجاد مدار دوباره برای سپاه کوهستان دوم و سایر تشکیلات. برای PLA ، درجه سختی در LAC در حال افزایش است.

با گذشت سالها ، تحلیلگران عینی مطمئناً اقدام بد چین را زیر سوال می برند و در پایان به بن بست می رسند. از همه مهمتر ، از بین بردن سرمایه اجتماعی در میان هزاره ها ، که احتمالاً مهمترین نظرسنجان هستند ، در کشورهای در حال ظهور و پرجمعیت.

تغییر از گشت زنی ناخوشایند از واحدهای در مناطق داخلی به ادعاهای سرزمینی سهام ، به نیروهای مستقر دائمی با هزینه های انسانی و اقتصادی ، بسیار س questionال برانگیز است و نشان دهنده برخی از عصبی بودن است. عناصر معقول می فهمیدند که هندی ها را نمی توان تحت تسلیم قرار داد. با این حال ، خطر ممکن است در حوزه های دیگر ، مانند سلاح های سایبری و حتی زیستی ، در کمین باشد. رسانه های اجتماعی در حال حاضر مملو از محتوا هستند و بحران فعلی کووید را به عنوان هزینه زیستی عنوان می کنند.

برای ما مناسب خواهد بود که در ادغام داخلی و حل تعارض سرمایه گذاری کنیم و از تحکیم داخلی دنگ الهام بگیریم. می توان به نیروهای مسلح اعتماد کرد تا تحویل دهند. مهمترین شرط ، اولویت بندی مجدد دستور کار کلان از حواس پرتی های اجتماعی-کلامی تا تلفیق اقتصادی است. بازیابی مطمئناً نمی تواند به نفع چند مورد باشد و باید فقط در پوشش بیشتر باشد. تمرکز باید بر مهارت های فراگیر و بهداشت عمومی باشد.

یک نیاز قطعی برای بازسازی ساختارهای فدرال و کشف دوباره جادوی Vajpayee از رفاقت آسان وجود دارد. کانون حل تعارضات داخلی باید از امنیت به حوزه های سیاسی اجتماعی و اقتصادی تغییر یابد. در نیروها ، تمرکز باید به دستورات تئاتر تسلیم شود. اختیارات تفویض شده با قابلیت ، SOP های کاملاً مشخص و اطمینان از واکنش مانند Kailash موثرترین عامل بازدارنده هستند.

نیازی به گریه وجود دارد که به انطباق عمل گرایانه روایت های داخلی و خارجی توجه شود. مهم این است که مردم خود را در مورد واقعیت های استراتژیک آموزش دهیم و “بدون از دست دادن قلمرو” گیر نکنیم ، به ویژه با خطوط ادعای رقابتی.

اشتباهات انجام شده در دوره قبل از 1962 باید جای خود را به حل و فصل عملی ادعاهای مرزی بدهد. هیاهو در مالکیت عمومی در مورد شکستن همسایگان ما باید پایان یابد. آژانس هایی که از این خطوط گسل استفاده می کنند مستحق ناشناس بودن و انکار پذیری هستند. زمان آن رسیده است که دستیارهای شناختی و سلولهای IT کمی استراحت می کنند. حتی دیپلمات های ما نیز مجبورند از برنامه های بلند و خطبه های تبلیغاتی به موارد قابل تحویل مشترک در حوزه های اقتصادی و امنیتی ترانزیت کنند.

ملت باید به طور دائم در سندرم حالت انتخاب (PIEM) جتیسون کند. PIEM به معنی “کاهش زمان” ، خشونت بی پایان و برنامه نابجا “موقت مخالف بهارات” است ، حتی وقتی که حکومت در “Covid yukt Bharat” آسیب می بیند. اگرچه ممکن است انتقال به “انتخابات یک کشور یک کشور” دشوار باشد ، اما اگر کابینه ، که مسئولیت تمام وقت آن را دارد ، از کار احزاب منصرف شود ، تا حدی می توان اتصال از بین برد. وزیرانی را می بینیم که به طور مکرر به ایالت های اصلی خود می شتابند. نیاز به ایجاد رهبران واقعی سرخپوستان است و مطمئناً نمایشگاههای دفاعی ، همایشها و چرخش بیمارستانهای DRDO را با توجه به ملاحظات منطقه ای محروم انجام نمی دهد.

بررسی همه گیر پس از همه گیری ، به شرطی که به صورت عینی انجام شود ، باید منجر به غلتیدن چند سر مطابق شود. بگذارید افراد جایگزین آنها معیارهای Kabeer “Nindak niire rakhiye، aangan kuti chhawaye” را برآورده کنند (منتقدان را در مجاورت خود نگه دارید). این امر به همان اندازه در مورد نهادهای مدیریت امنیتی و اتاق های فکر نیز صدق می کند. زمان آن فرا رسیده است که کمیته برنامه ریزی دفاع ، که در حال حاضر در هاله ای از ابهام است ، با استفاده از CDS به طور فزاینده ای زائد شود.

حرف آخر – یادآوری ضرب المثل آمریکایی مناسب خواهد بود ، “اگر شکسته نشد ، آن را اصلاح نکنید”. وقت آن رسیده است که به خصوص در اعزام متخصصان برجسته پزشکی ، دست از همکاری با اکوسیستم نیروهای مسلح برداریم. تنها چیزی که مطمئناً به اصلاح نیاز دارد ، واگذاری پست های شاخه پزشکی به CDS است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>