تصمیم بخش سوم اداری گیرساین در اوخند خوب است اما می توانست بهتر باشد


در میان همه سیاست های سطح بالا در اوتاراخند در چند روز گذشته که منجر به تغییر وزیر ارشد شد ، یک موضوع که همچنان در این زمینه وجود داشت ، اعلام بخش Gainsain به عنوان سومین بخش اداری در ایالت بود. این اقدام با هدف ارتقا development توسعه مناطق مرکزی ایالت ، در بهترین حالت پشتیبانی ناچیز و مخالفت قابل توجهی از بسیاری از مناطق را داشته است. در حالی که MLA های BJP میزهای خود را در اعلامیه می کوبیدند ، رهبران در مورد بررسی این تصمیم صحبت کرده اند. انتظار می رود کنگره با آن مخالفت کند. طرفداران Gainsain به عنوان پایتخت دائمی ، آن را بیش از هدف قرار دادند. و سپس با گنجاندن آلمورا در بخش جدید مخالفت قابل توجهی وجود دارد ، زیرا خود شهر آلمورا به عنوان پایتخت فرهنگی کومائون در نظر گرفته می شود.

در حالی که می تواند چندین جنبه سیاسی ، اجتماعی و اداری برای تصمیم گیری وجود داشته باشد ، روش دیگری برای بررسی تصمیم وجود دارد: رویکرد مدیریت. در مدیریت عملیات ، وقتی قرار است چنین وضعیتی حل شود ، ما روشی را به کار می بریم که به عنوان روش مرکز ثقل شناخته می شود.

تصور کنید شرکتی صابون می فروشد. آنها با مشاهده محل مشتری خود و یافتن نقطه ای که به طور متوسط ​​نزدیکترین حد به حداکثر تقاضای آنها است ، محل انبار اصلی خود را تعیین می کنند.

تجزیه و تحلیل مشابه برای بخش Gainsain نشان می دهد که برای یک فرد متوسط ​​، در چهار منطقه شامل بخش جدید ، فاصله تا بخش اصلی HQ کاهش یافته است از 110 کیلومتر تا 98 کیلومتر. در تپه ها ، این به معنای صرفه جویی در حدود 24 دقیقه از زمان سفر است.

این محاسبه بر اساس تخمین جمعیتی خردسال و کمترین فاصله مسیر از مقر فرماندهی تهران تا مقر اصلی است. از نظر دولت ، شهروندان مشتری هستند و از این رو ، ما باید میانگین فواصل وزن شده توسط جمعیت هر گلدان را ارزیابی كنیم.

این مربوط به شرایطی است که شهروندان به ستاد مرکزی بخش مراجعه می کنند یا وقتی مدیران بخش تماس می گیرند. با تقسیم جدید ، دولت به مردم نزدیکتر شده است. با فاصله های کوتاه تر جدید ، کمیساریار تقسیم آسان می کند تا با مردم ارتباط برقرار کند و همچنین مدیران محلی را زیر نظر بگیرد.

با این حال ، یک تجزیه و تحلیل دقیق از وضعیت نشان می دهد که تأثیر برای همه ولسوالی ها یکسان نیست. بزرگترین بهره مند منطقه چمولی است ، جایی که فاصله از 138 به 69 کیلومتر کاهش یافته است. باگشوار نیز اندکی سود کرده است. اما مناطق Almora و Rudraprayag تأثیر منفی خواهند داشت. برای یک شهروند عادی ، در هر یک از این مناطق ، مسافت 14-15 کیلومتر افزایش می یابد. این دوباره می تواند توضیح دهد که چرا مردم آلمورا از این تصمیم راضی نیستند.

یکی از اصول اصلی طراحی شبکه تأمین این است که هنگام طراحی مجدد ، شبکه کامل باید دوباره ارزیابی شود. به طور کلی ، در مدیریت عملیات ، به ما آموزش داده می شود که تمرین بهینه سازی برای کل نتایج بسیار بهتری نسبت به یک سری بهینه سازی های محلی دارد. به همین دلیل ، ایجاد یک تقسیم جدید اگر با طراحی مجدد کامل مناطق و همچنین سایر بخشها همراه باشد ، می تواند بسیار سودمندتر باشد.

قابل ذکر است که برای شهر آلمورا ، افزایش مسافت به 57 کیلومتر می رسد. اما از آنجا که مناطق آلمورا مناطق زیادی به Gairsain نزدیک است ، اختلاف برای ساکنان منطقه فقط 15 کیلومتر افزایش یافته است. این امر حاکی از آن است که کنده کاری منطقه Ranikhet در خارج از منطقه Almora ، که تقاضای طولانی مدت این مناطق بوده است ، و سپس ترک بخش Almora باقیمانده در بخش Kumaon ، گزینه ای است که قابل ارزیابی است. و این به تنهایی باعث کاهش بیشتر فاصله متوسط ​​تقسیم HQ به 88 کیلومتر می شود (کمتر از 98 کیلومتری که پس از این ایجاد به دست آوردیم).

تغییر مقر فرماندهی بخش Garhwal از پائوری به مکانی بیشتر باعث کاهش میانگین فاصله در بخش Garhwal نیز می شود. و اگر می توانستیم منطقه پائوری گرهوال را تقسیم کنیم و در منطقه ای تازه تأسیس در گیرساین ، توشیل هایی مانند چوباتتخال و تالیسین را نیز شامل کنیم ، آنها واقعاً به ستاد فرماندهی نزدیک می شوند.

در حالی که می توان ملاحظات مهم دیگری را برای صف بندی مجدد واحدهای اداری در نظر گرفت ، اما روش مرکز ثقل واقعاً می تواند به ما در نزدیکتر شدن حاکمیت به مردم کمک کند. آیا ما برای یک صف آرایی کامل در واحدهای اداری آماده هستیم؟



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>