تحویل در فرصت 10 میلی ثانیه ای


در برخی از زمان ها ، وقتی از دیدگاه کسب و کار به سال 2020 نگاه می کنیم ، آن لحظه در نظر گرفته می شود که مشاغل و مشتریان را ترغیب می کند آینده دیجیتالی را بپذیرند.

یک امر عادی جدید از نیروهای برانگیخته شده توسط فناوری ، مقررات ، مشتریان و موارد دیگر بوجود خواهد آمد. با این حال ، آنچه واضح است این است که برای حرکت بهتر در چالش های فردا – توازن دیدگاه ها مهم است.

در نظرسنجی سالانه خود که اولویت های اصلی را برای مشاغل در سال آینده به اشتراک می گذارد ، ما سعی کرده ایم دقیقاً این تعادل را ایجاد کنیم. مهم است که ابتدا بفهمیم چه عواملی در نتیجه همه گیری تغییر کرده و روندهایی که گوشه و کنار منتظر هستند.

سه اصل راهنما از طریق مکالمه با سیزده هزار متخصص حرفه ای ، که دروس سخت خود را از بیماری همه گیر به اشتراک می گذارند ، ظاهر شده است. اول اینکه همدلی آینده تجربه است. دومین و نمونه ای از نمونه 2020 ، مخل دوره جدید است. سرانجام ، در یک تغییر نسلی از معنای امروز مارک های تجاری برای ما – هدف آنها حتی بیشتر از زمان های گذشته مرتبط می شود.

همدلی و آینده تجربه

دوران پیش از همه گیری ، دنیایی فیزیکی را شاهد بود که کانال های مختلف دیجیتال را در آغوش گرفته است. با این وجود ، مشاغل و مصرف کنندگان مجبور شدند سریعاً به یک اکوسیستم تقریباً کاملاً دیجیتال روی بیاورند ، در حالی که در سال 2020 قفل محاصره بر ما وارد شد. آنچه ظاهر شد ، نیاز تجارت به تجربیات دیجیتالی خود بود.

دیگر در دنیایی نبودیم که یک تجربه دیجیتالی به خودی خود یک پیشنهاد فروش بی نظیر باشد. مشاغل مجبور بودند کاری را بپذیرند که بازاریابان مدتی است انجام می دهند – همان تحریک همدلی در تعامل با مخاطبان.

با حرکت به سمت جلو ، مارک ها باید در آغوش و ادغام همدلی از طریق کل تجربه مشتری ادامه دهند ، جایی که راحتی تنها عامل تعیین کننده ایجاد پیوند با مخاطبان نیست.

فرصت 10 میلی ثانیه ای

در آغاز همه گیری ، از محل کار تا زندگی اجتماعی خود ، ما جلسات زیادی را در سیستم عامل ها پذیرفتیم. با گذشت زمان و تا سال 2021 ، همه آن جلساتی که بین فیلم و صدا کمترین تاخیر را داشتند ، به طرز دردناکی توسط همه شرکت کنندگان احساس می شد. چرا؟

مغز انسان میانگین زمان واکنش 10 میلی ثانیه دارد. در حالی که 10 میلی ثانیه در زندگی روزمره ما نامحسوس به نظر می رسد ، اما این امر بیانگر چگونگی یکپارچه بودن تجربه های دیجیتالی ما است. در جهانی قبل از همه گیری که از یک استراتژی تجربه مشتری همه کانال استفاده می کند ، حداقل تأخیر به عنوان بخشی از افزایش رشد فناوری قابل قبول بود.

با این حال ، در جهانی که برای برقراری ارتباط بهتر با مشتریان و مخاطبان صرفاً باید به رسانه دیجیتال اعتماد می کرد ، میلیار ثانیه صرفه جویی در ایجاد تجربه موفقیت آمیز برای مردم ، فرهنگ ها و بازارهایی که همچنان با سرعت تب و تاب ادامه می یابند.

یافته های ما این را تأیید می کند و نشان می دهد که چطور مدیران هندی سال گذشته غیرمعمول چابک بوده و قادر به تصمیم گیری سریع (34٪) بوده اند و به نظر می رسد برای ارائه نوآوری سریع که همگام با تحولات انتظارات مشتری باشد ، آماده ترند.

هدف برند

زمانی بود که به راحتی می توان دلیل وجود شرکت ها را تعریف کرد. تئوری مدیریت و اقتصاد ، شرکتها را به عنوان موجوداتی تعریف می کند که برای ایجاد ثروت وجود داشته اند.

دنیای امروز متفاوت است. مارک ها بسیار فراتر از احساسات خالص سرمایه گذاران در معرض نیروهای قرار دارند. هدف از نام تجاری دلیل وجود مارک های فراتر از تولید ثروت است. این فراتر از یک شعار صرف است و به مصرف کنندگان و کارمندان اجازه می دهد شخصاً به عنوان بازتابی از هویت و در نتیجه انتخاب ، با نام تجاری ارتباط برقرار کنند.

مزایای یک هدف کاملاً مشخص برند از تعمیق وفاداری مشتری تا استراتژی رانندگی را شامل می شود. مهمترین مزیت انگیزه کارکنان است.

در سازمانهایی با هدف مشخص و مشخص برند ، 39٪ از کارمندان می گویند که این “تأثیر مثبت قوی” دارد ، در حالی که تنها 15٪ از کسانی که اظهارات نام تجاری آنها واجد شرایط نیست. در حقیقت ، در شرکت هایی که هدف نام تجاری آنها استاندارد را برآورده نمی کند ، شش برابر کارمندان می توانند بگویند که “هیچ تاثیری” یا حتی “اثر منفی” ندارد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>