تجربه بهترین معلم است!

[ad_1]

از آنجا که NEP2020 اکیداً توصیه می کند تعلیم و تربیت کلاس را به یادگیری تجربی مبتنی بر تحقیق ، مبتنی بر کشف ، این مضامین در مدار آموزش ترسیم کند. من غالباً تعجب می کنم که آیا آموزش تنها راهی است که معلمان می توانند از این آموزش های جدید و قدیمی که در فواصل معین ظاهر می شوند استفاده کنند. چرا اقدام پژوهی را که به آنها بازخورد دست اول می دهد و از طریق آموزش فرآیند حل مسئله که تحقیقات ، تجربه ، مشاهده ، تجزیه و تحلیل و آزمایش را در عمل خود ادغام می کند ، در مورد کارآیی هر آموزش در کلاس بازخورد دهید. این امر همچنین به آنها درک عمیقی از س intoالات اساسی ، نحوه یادگیری و نقش تجربه در فرایند یادگیری خواهد داد.

پیگیری “یادگیری”

برای انجام یک تحقیق عینی در مورد فرآیند یادگیری، شایسته است که معلمان از لحاظ ذهنی از مدرسه ، کلاس ، برنامه های درسی ، امتحانات ، تقویم تحصیلی ، برنامه های درسی و فعالیت های روزمره فاصله بگیرند و این س questionال را فقط با مشاهده یادگیری و یادگیری خود دنبال کنند. تجربیات من به من اطلاع داده اند که وقتی کار عملی را انجام می دهم ، بهترین چیز را یاد می گیرم. این فرایند من را در صندلی راننده قرار می دهد در حالی که من با پی بردن به مواد ، روند و زمان لازم برای انجام آن ، کار را برنامه ریزی می کنم. محصول نهایی البته یک مکاشفه بزرگ است زیرا به من می گوید چه چیزی درست پیش رفت و چه چیزی نه و چه کاری می توانستم برای نتایج بهتر متفاوت انجام دهم. علاوه بر این ، تماشای دیگران در حال انجام یک کار مشابه و گوش دادن به داستان های ماجراها و حوادث غیرمترقبه ، بینش بیشتری به درک من می افزاید و انگیزه من را برای آزمایش مجدد ، اعتماد به نفس بیشتر و اطمینان بیشتر از نتایج در این زمان ایجاد می کند! مطابق با دیوید کلب نظریه یادگیری تجربی (ELT) این دقیقاً نحوه یادگیری اتفاق می افتد ، صرف نظر از زمان و مکان.

تجربه ارزش

کولب بسیار تحت تأثیر فلسفه های آموزشی دیویی و پیاژه قرار گرفت. یک عمل گرای ابدی بودن جان دیویی، معتقد بود که انسانها از طریق یک تجربه عملی یعنی “یادگیری با انجام کار” یاد می گیرند و یادگیری تحت تأثیر “کیفیت تجربیات” است. ژان پیاژه بیش از حد در او نظریه رشد شناختی گفت که یادگیری با تجربیات عینی آغاز می شود و به درک انتزاعی تبدیل می شود. کودکان وقتی نقش مهمی در روند یادگیری دارند ، بهتر یاد می گیرند ، مانند دانشمندان کوچکی که آزمایش می کنند و برای درک وظیفه مشاهدات می کنند ، عمل کنند.

برخی از فلسفه های آموزشی بیشتر که باید در درک ما از یادگیری تجربی مورد توجه قرار گیرد ، توسط سری اوروبیندو که معتقد بود که یادگیری به بهترین وجه در رخ می دهد محیط آزاد و خلاق که به علاقه ، خلاقیت ، احساس ذهنی ، اخلاقی و زیبایی شناختی کودک کمک کرده و اجازه می دهد. مهاتما گاندی، یک عملگرای دیگر ، در کتاب خود نای طلیم می نویسد که “کار و دانش باید با هم باشد”. به کودکان باید کار (کار) نه مکانیکی بلکه علمی (با دلیل و شواهد) آموزش داد زیرا باعث رشد خرد کودک می شود. آشکارترین گفته فلسفه آموزشی گاندی زمانی است که وی می گوید ، “مغز باید از طریق دست آموزش داده شود.” ج کریشنامورتی به طور مستقیم مسئولیت یادگیری را بر عهده توانایی معلم در برنامه ریزی نوع درست تحقیق قرار می دهد. وی اظهار داشت كه از آنجا كه هدف از یادگیری پرورش ذهن و روحیه سingال برانگیز است ، معلم مجبور است خود را از تكرار بی محتوا و محتوا و روشها آزاد كند. او با تیزبینی نتیجه گرفت که در بیشتر مواقع مشکل کودک نیست بلکه مربی است ، برای آنچه که او است ، که او منتقل می کند!

من – تئوری انجام دهم

در سال 1984 از طریق او من – نظریه را انجام دهم دیوید کلب فرایند یادگیری را در چهار مرحله – اقدام ، تأمل ، مفهوم سازی و آزمایش توضیح داد. نظریه کولب واقعاً یادگیرنده است ، زیرا برای او این یادگیرنده است که فرایند یادگیری را پیش می برد و توسعه می دهد. معلم برای او تسهیلگر یادگیری از طریق برنامه ریزی و نظارت کارآمد است. چه برای یک برنامه آنلاین یا آفلاین برنامه ریزی کنید ، معلم باید این قوانین اصلی یادگیری تجربی را در ذهن داشته باشد.

  • یادگیری یک فرایند است و یک محصول یا نتیجه نیست.
  • روند یادگیری مبتنی بر تجربه و تأمل است.
  • فرایند یادگیری جامع و یکپارچه است زیرا شامل احساس ، تماشا ، تفکر و انجام است.
  • یادگیری بدون حل مسئله و فرایندهای تصمیم گیری که به زبان آموز نیاز دارد از مهارتهای تفکر مرتبه بالاتر استفاده کند ، کامل نیست.
  • یادگیری شامل معاملات بین فرد و محیط (محیط اطراف) است ، بنابراین یادگیری باید متناسب با زمینه زندگی واقعی زبان آموز باشد.
  • تعاملات بین دانش شخصی و دانش اجتماعی (بحث درمورد همکاران ، همکاری ها و بررسی ها) به فراگیران کمک می کند تا دانش را مفهوم سازی یا ساخت کنند.

تجربه در کلاس

چهار مرحله از یادگیری تجربی در اینجا به طور مفصل توضیح داده شده است تا مربیان بتوانند نقش هر مرحله را بر روند یادگیری درک کنند زیرا فراگیران از هر مرحله دانش / بینش انتقادی را کسب می کنند. بسته به شرایطی که فراگیران می توانند در هر مرحله وارد چرخه یادگیری شوند ، با این وجود ، اگر هر چهار مرحله را پشت سر بگذارند ، کار / مفهوم جدید را به بهترین نحو یاد می گیرند.

1. تجربه بتن – معلم فعالیتی را برای معرفی موضوع از طریق یک سرگرمی جالب برنامه ریزی می کند تجربه فراگیران را ملزم به انجام ، نمایش ، ابراز یا تصویب آزادانه با استفاده از تخیل ، عواطف و حواس خود می کند. این است “مرحله احساس” جایی که تجربیات فراگیران آنها را قادر می سازد تا از مفهومی که قرار است یاد بگیرند احساس کنند. به عنوان مثال برای یادگیری در مورد پرواز ، از زبان آموزان خواسته می شود که یک چیز پرنده مانند حشره ، پرنده یا هواپیما را انتخاب کنند و همچنین احساس خود را در آن نقش بیان کنند. به همین ترتیب ، موضوعات عمومی در برنامه درسی مانند خوشبختی ، طبیعت ، فقر ، بیسوادی یا آلودگی می توانند توسط زبان آموزان تجربه و بیان شوند. از طرف دیگر ، دانش آموزان می توانند مفاهیم ریاضی را تجربه کرده و با استفاده از وسایل دستکاری یا سایر مطالب بیان کنند. این تجربه عینی با ایجاد آمادگی در فراگیران زمینه را برای یادگیری فراهم می کند.

2. مشاهده انعکاسی- این است “تماشای مرحله” هنگامی که فراگیران قبل از هرگونه قضاوت در مورد آن ، در تجربه خود تأمل می کنند. این مرحله همچنین به آنها این فرصت را می دهد تا اجراهای همکار را مشاهده کنند که دیدگاه آنها را وسیع تر می کند و به آنها علوفه کافی می دهد تا تجربیاتی را که اخیراً تجربه کرده اند مورد توجه قرار دهند. آنها صرفاً از طریق مشاهده و تمرکز متمرکز و به اشتراک گذاری این بازتاب ها ، اطلاعات جدید زیادی را در اختیار شما قرار می دهند. این پردازش اطلاعات ، فراگیران را بر روند پیوسته قرار می دهد و آنها را سرانجام به آزمایش فعال سوق می دهد.

3. مفهوم سازی انتزاعی: این است مرحله تفکر. در حالی که در حین مشاهده بازتابانه ، آنها به فکر کردن در مورد تجربیات قبلی و توسعه مشاهدات در مورد آنها متمرکز بودند ، تصور انتزاعی با تأکید بر فراگیران برای توسعه آن مشاهدات به مجموعه ای از تعمیم ها که هسته اصلی یک مفهوم یا نظریه را تشکیل می دهند ، روند بازتاب را یک گام به جلو می برد. معلم دانش آموزان را در تحقیق درباره س questionsالات پرسش از طریق جمع آوری اطلاعات ، مرتب سازی ، طبقه بندی ، تعریف اصطلاحات جدید ، تجزیه و تحلیل فرایندها ، بحث های گروهی ، ارائه ها ، بررسی همکارها و بازخورد درگیر می کند. همه این استراتژی ها به مفهوم سازی یا ساخت دانش کمک می کنند.

4. آزمایش فعال – مرحله چهارم انجام مرحله جایی که معلم به زبان آموزان فرصتی می دهد تا ایده های خود را از طریق آزمایش فعال آزمایش کنند. معلمان با احتیاج به ساخت ، مدل سازی ، نمایش ، نوشتن ، نوشتن ، تصویرسازی ، تدوین کد ، اجرا یا حل مسئله ، فرصت های آزمایش فعال را برای فراگیران ایجاد می کنند. آنها ایده های خود را با ذهنی در این شرایط به کار می گیرند و سعی در حل مسئله ، تصمیم گیری یا ابداع نوآوری دارند. این به آنها کمک می کند تا سرانجام نقاط را به هم متصل کرده و به درک جامعی از مفهوم آموخته شده برسند.

هنگامی که برنامه ریزی شده اندیشیده شده ، تمام این مراحل به طور یکپارچه و در یک دوره یادگیری اتفاق می افتد ، در حالی که یک مرحله فراگیر را بدون زحمت به مرحله دیگری می رساند.

USP

یادگیری تجربی همه فراگیران را ملزم می کند که از سر ، قلب و دست خود در روند یادگیری استفاده کنند. بنابراین ، تجربه ها از احساسی ، عینی ، حرکتی زیبایی شناختی تا فکری را در بر می گیرد. روند یادگیری سرگرم کننده و مشارکتی می شود ، هرچند چالش برانگیز است. فراگیران از نظر روانشناختی در مشارکت ، همکاری و مشارکت فعال در فرآیند یادگیری در یک فضای خوش بینانه و با اعتماد به نفس قرار دارند. آنها ممکن است بر روی نتایج آزمایشات خود استرس داشته باشند. با این حال ، آنها از موفقیت اطمینان دارند آنها می دانند که آنها در منحنی یادگیری. “قدرت هنوز” مطمئناً و مطمئناً نیروها را بیرون برده است ترس از شکست!

در نتیجه

مفهوم یادگیری تجربی جهانی و مورد آزمایش قرار گرفته است. در قرن ششم قبل از میلاد پس از بازنشستگی از دربار امپراطوران ، فیلسوف چینی کنفوسیوس مکتب خود را تأسیس کرد. وی از رویکرد تجربی نه تنها برای آموزش مبانی ابتدایی بلکه برای رشد شخصیت و انسانیت در همه زبان آموزان خود ، چه فقیر و چه فقیر ، استفاده کرد. اگرچه یادگیری تجربی در طول قرن ها به طور مكرر توسط متخصصان برجسته آموزش و پرورش تأیید شده است ، اما كنفوسیوس آن را در این كلمات جاودانه كرده است – می شنوم فراموش می کنم می بینم که یادم است؛ می فهمم – کنفوسیوس



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>